دوست خوبم امروز 4 ساعت با هم حرف زدیم و عذاب کشیدیم بهش گفتم بیا جدا بشیم و اون گفت من باهات میمونم تا عمل کنینوشته اصلی توسط sayeh44
گفتم من شاید نتونم عمل کنم و شاید تا آخر عمرم همینی باشم که الانم شایدم بدتر
خدا شاهده من یه بارم بهش برای ازدواج پیشنهادی نداشتم.
اما گفت نه نمیخام از هم جدا بشیم
گفت بذار روزگار خودش اینقدر بیرحم هست که مارو جدا کنه
من دیگه بهش از جدایی حرف نمیزنم چقدر عذابش بدم؟
چقدر دلشو بشکنم؟
بهش گفتم آیندتو خراب میکنی
گفت تو منو دیونه کردی از بس از آینده من حرف میزنی
گفت هر وقت خاستم ازدواج کنم بهت خبر میدم تا جدا بشیم.
امروز روز بدی بود تا یک قدمیه جدایی رفتیم ولی نتونستیم و نمیتونیم جدا بشیم
قلبم امروز خیلی درد گرفته
دیگه بهش مریضیامو نمیگم
گریه هامم نمیگم
هر چند از صدام میفهمه ولی انکار میکنم
منم باید مرد باشم دیگه سنگدلو بیرحم و محبت یه دختر مهربونو نبینم
گفت من فقط تورو دوست خودم میدونم نترس زندگیم خراب نمیشه.
من دیگه جراتشو ندارم از جدایی حرف بزنم اون تنها کسیه که منو همینجور که هستم با همه دردام قبولم کرده
تنها کسیه که محبتو جایگزین ترحم کرده
تنها کسیه که دوباره منو به زندگی امیدوار کرده
حالا بازم جدا بشم؟
نه من نمیتونم.اونم نمیتونه.میذاریم پای روزگار تا وقتی زندم دوسش دارم حتی اگه جدا هم بشیم
یعنی این دنیا محبت کردن منو اونو نمیتونه ببینه؟
اصلا شاید خدا دعاهامو جواب داده و این دختر نازو وارد زندگیم کرده تا بهم بفهمونه تا زندم باید زندگی کنم
من میدونم اگه ولش کنم دق میکنم.
من ازش جدا نمیشم
برام دعا کنید
خدا این محبتمونو یه سرانجام خوبو خوش واسش بذاره
من اونو نعمت میدونم هیچ وقتم راضی نمیشم که اشک بریزه
یا بخام ناراحتیو غمشو ببینم.
اگه یه روزی گذرت به این سایت افتاد بدون که من دوست دارم.:
این دوستی حداقل 6 ماه شناخت توش هست
6ماه جرو بحث
فقط قهر توش نیس چون قرارمون این بوده که
چون ما آدمیم باید حرف بزنیم برا مشکلاتمون نه قهر
تا الانم سرش واسادیم.
خدا کمکم کنه![]()







:





علاقه مندی ها (Bookmarks)