خوبه یه گوشه از دنیا اونم یه دنیای مجازی، جایی هست که بشه اتراق کرد. خیلی وقت بود که سرمو انداخته بودم پایین و داشتم می رفتم جلو.. از روی خط کشی ها می رفتم و به هیچ چیز دیگه ای هم کاری نداشتم..
اما یه دفعه سرمو بلند کردم و اطرافم دنیایی رو دیدم که نمی شناختمش.. من چطوری به اینجا رسیدم!! اصلا اینجا کجاست؟؟ شاید برای خیلی ها این دنیایی که اطرافمه دست نیافتنی و رویایی باشه اما من جا خوردم، نمی دونم واقعا به اینجا تعلق دارم یا نه، نمی دونم راه درست ادامه دادنه یا متوقف شدن..
نمی دونم این نیرویی که از درون بهم می گه بایست و این راه رو ادامه نده اسمش چیه؟؟ اسمش ترسه یا تدبیر؟ خیلی بده که اسمش رو نمی دونم چون اینطوری نمی تونم تصمیم درست رو بگیرم، دقیقا 6 ساعت پیش یقین داشتم که تدبیره و الان احساس می کنم که ترسه محضه!
فرصت ایستادن و نگاه کردن ندارم، باید انتخاب کنم، اگه به راهم ادامه ندم دنیام به راهش ادامه میده و از من دور می شه اما اگه برم همش احساس می کنم که این دنیا متعلق به من نیست!
شاید فردا بهتر بشم، فعلا دو روزه که مکث کردم، نمی دونم گوشم رو در مقابل کدوم فریاد بگیرم، ادامه بده یا بایست
![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)