به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 مرداد 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1389-5-08
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 87 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    آنی جان به سوالات صرفا در مورد مشکل اولم فکر کردم.
    من وقتی تمایل واضح شوهرم رو به زنان دیگه می بینم، احساس خشم، تنفر و ترس می کنم.
    زندگی یک تعهد دو طرفه است و تا زمانی که یک طرف رفتارش حاکی از عدم تعهد باشد، هیچ تلاشی برای رسیدن به هدف مشترک وجود ندارد.
    متاسفانه ظاهرا من و شوهرم حتی هدف مشترکی از زندگی نداریم و من اینرا دیر فهمیدم. مقصرم ولی نمی دانم چه کنم!
    در ضمن من اصلا عاشق شوهرم نیستم.
    چشم، دیگر قضاوت نمی کنم و برچسب هم نمی زنم. صرفا رفتاری که احساس ناامنی در من بوجود می آورد و متعاقبش خشم و نفرت و ترس بدنبال دارد را بیان می کنم.

    حالا با این مختصر و تامل روی افکار شما، می خواهم بدانم که چطور می توانم مشکل اولم را حل کنم؟


  2. کاربر روبرو از پست مفید خاموش تشکرکرده است .

    خاموش (چهارشنبه 17 فروردین 90)

  3. #12
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    دقت كن دوست نازنينم

    زماني كه ما سرشار از آرزدگي و احساسات منفي باشيم طبيعتا دچار خطاي شناختي هم مي شويم .

    پس در گام اول

    سعي كن به هيچ عنوان به همسرت و رفتار و اعمال و افكار او متمركز نباشي . اين حرف به معناي بي تفاوتي نيست . به معناي رها كردن همسرت نيست .

    اما مزيت اينكار در چيست ؟!

    در اينكه تو بتواني اين احساسات و هيجانات منفي را كنترل كني . با خودت و درونت آشتي كني و به معناي واقعي اين اتفاق بيفتد . تا به يك فضاي امن و آرام كه حريم خصوصي توست دست پيدا كني . بعد تو در نهايت آرامش و بدون تجربه هاي هيجاني بد تصميم هاي جديد بگيري و حتي همسر تو از اين آرامش تو متوجه خيلي از مسائل خواهد شد و....

    در اولين گام عزيزم حال كه تصميم گرفته اي كه قضاوت نكني و تمبر جمع نكني .

    به خودت روزي هزار بار بگو من زني عاشق هستم .

    خاموش جان

    لازم نيست فكر كني عشق يك چيزي است كه از مريخ بر انسان نازل مي شود . عشق مي تواند يك توجه كوچك باشد . يك دوست داشتن ساده . يك عبور ،يك اثر گزاري سازنده و ....

    وقتي كه به گلي نگاه مي كني و از عطر و بوي آن لذت مي بري . همين يعني يك صحنه و تصوير كوچك از عشق . مي بيني عمر گل خيلي كوتاه است . از تو هيچ توقعي ندارد مي تواني به او آب بدهي يا آب ندهي اين انتخاب توست . او از زيبايي اش تا لحظه اي كه هست و مي تواند به تو مي بخشد . اين تصوير كوچك از عشق است . چه بهتر كه اين تصوير را بتوان طولاني تر كرد . چطور ؟! با توجه - با رسيدگي و به چرخش انداختن همين مهر و عشق .

    حال هر جا تو بر حسب ميزان توانايي مهرت را دريغ كني چه اتفاقي مي افتد ؟! گلت خشك مي شود .

    تصميم بگير انسانها را دوست داشته باشي و براي آنها ارزش و احترامي در نظر بگيري در همان حدي كه براي خودت فكرش را مي كني اما بدون اينكه در پي يافتن نقاط ضعفي از كسي باشي و بدون چشمداشت .

    مطمئنم موفق مي شوي .

    چند روز با خودت اين مباحث را تمرين كن . نه در جايي پستي بزن و نه حرف بزن . سعي كن فقط متمركز بر تمرين ها باشي . حاضر به اعتماد باش نازنينم .

  4. 2 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (چهارشنبه 17 فروردین 90)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 مرداد 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1389-5-08
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 87 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    از بعد اینکه از شهرستان اومدیم من تنهام و شوهرم می ره سرکارش (صبح تا شب - مثل همیشه). تو این مدت من نه با کسی حرف زدم و نه جای خاصی رفتم.
    اصولا تنهایی منو اروم می کنه!
    سعی کردم تا اون جاییکه می تونم به چیزهاییکه آزترم کی ده فکر نکنم (البته کاملا موفق نبودم ولی سعیم رو کردم)


    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    سعي كن به هيچ عنوان به همسرت و رفتار و اعمال و افكار او متمركز نباشي . اين حرف به معناي بي تفاوتي نيست . به معناي رها كردن همسرت نيست .
    حقیقتش خیلی این سه جمله سخته! نمی دونم چطور نه روش متمرکز بشم و نه رهاش کنم!
    هرکاری می کنم نمی تونم نسبت به رفتاراش بی تفاوت بشم. اما الان که خیلی کم همو می بینیم دارم سعی می کنم به رفتارای آزار دهنده قبلیش فکر نکنم تا اون حس نفرتم فروکش بشه.

    کاش تو این مرحله تنهام نذارید. بالاخره رفتار شوهرم که بعنوان "مشکل اول" بیان کردم، واقعیته و نمیشه کتمانش کرد.
    الان سعی کردم حس تنفر به شوهرم نداشته باشم و کارای خوبش رو یادآوری کنم. حسم تقریبا معتدله نه نفرت قبلی و نه دوست داشتن.

    حالا باید چی کار کنم؟

  6. 6 کاربر از پست مفید خاموش تشکرکرده اند .

    خاموش (یکشنبه 21 فروردین 90)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 مرداد 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1389-5-08
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 87 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    درد من را نیست درمان الغیاث!

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 مرداد 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1389-5-08
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 87 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    نمی دونم چرا باز دارم اینجا می نویسم!
    بعد از این مدت که تقریبا با شوهرم هیچ حرفی نمی زدیم (البته قهر نبودیم) و من یکم آروم شده بودم، دیروز اومد و سر حرف رو باز کرد و یه داستان از مراجعش تعریف کرد و در نهایت گفت. تنها الویتی که یه مرد برای انتخاب همسر داره، زیبایی اونه. اگه یه مردی وضعیت مالیش خوب باشه حتما می ره سراغ یه دختر خوشگل تا بتونه با افتخار به همه نشونش بده و ....

    چند روز قبلش یه فردی که اصلا قیافه قشنگی نداشت رو نشون داد و گفت: "این چقدر شبیه توست."
    تا حالا مستقیم و غیر مستقیم بهم گفته که زشتی!!! (بنظرم که خودش زشته. بخدا من اونقدرها هم بدقیافه نیستم. تازه از قیافه خودم بدم نمی یاد ولی کامل اعتماد به نفسم رو گرفته!!)

    دیروز وقتی داشت داستان بالا رو تعریف می کرد، یکم نظر دادم ولی گفت من مردم و با مردا بیشتر از تو در ارتباطم. من می دونم خواسته اونا چیه! خلاصه که گفتم میشه حرف دلت رو بزنی.
    بحث شد و سرتون رو درد نمیارم و در نهایت به اینجا رسید که گفتم اگه از زندگی ناراحتی بیا تمومش کنیم. شروع کرد داد و بیداد و چرت و پرت گفتن که دیگه هرچی گفت جوابش رو ندادم.

    حالا با توجه به رفتار واضح شوهرم که تحت عنوان "مشکل اول" عنوان کردم و این داستانهایی که می گه و با توجه به شناختی که ازش دارم بی منظور نیست، فکر می کنید دردش چیه؟

    ظاهرا ما با کوچکترین ارتباطی باهم دعوامون میشه و این راه حل نیست که من با شوهرم اصلا حرف نزنم تا مشکلی هم نداشته باشیم!

  9. #16
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    سلام خاموش


    بهترين راه اين است كه با خودش راه تعامل و گفتگو را پيدا كني

    بفرما ، بنشين ، بتمرگ همه يه معني مي ده . اما كدام قشنگ تر است ؟!

    به جاي اين جمله " میشه حرف دلت رو بزنی."اگه از زندگی ناراحتی بیا تمومش کنیم"
    مي تواني بگويي عزيزم به نظر من اين راه حل مناسبي نيست كه ما با هم در گير بشويم و نتوانيم به تفاهم برسيم . به نظر من ، تو توقعي از زندگي و من داري كه من به آن ناآگاه هستم و همينطور برعكس . مي توانيم با صحبت به نتايج بهتري برسيم . اما لازمه ي اين گفتگو شفافيت موضوعي است . فكر نمي كني به جاي بهانه گيري و در لفافه صحبت كردن توقعات همديگر را بدانيم و به هم كمك كنيم تا زندگي بهتر و آرامي را تجربه كنيم ؟!

  10. 2 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (چهارشنبه 24 فروردین 90)

  11. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 26 اسفند 90 [ 01:46]
    تاریخ عضویت
    1388-9-01
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    4,329
    سطح
    41
    Points: 4,329, Level: 41
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    876

    تشکرشده 872 در 206 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    سلام

    نميدونم درست حس ميكنم يا نه ، ولي با اينكه برات مشكل پيش اومده و ناراحتي اما توي نوشته هاتون ديدم كه آرامش خاصي هست . پس راه رو درست رفتي اين بار . همينطور تغيير كن مزه اش رو بيشتر ميچشي .

    واقعا اميدوارم همينطور صبور و بردبار باشي و متانت خرج كني تا در زير سايه بزرگ منشي شما ، بنده خدا همسرت هم سهمي از اين بزرگ منشي داشته باشه .

    تو ميتوني برنده بشي من مطمئنم .

    انشالله به اميد خدا . الهي امين




    توهین ها مانند سکۀ تقلبی اند ،ما ناگزیریم آنها را بشنویم ، ولی مجبور نیستیم قبولشان کنیم

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 مرداد 90 [ 10:28]
    تاریخ عضویت
    1389-5-08
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    3,665
    سطح
    38
    Points: 3,665, Level: 38
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 135
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    85

    تشکرشده 87 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    قبول دارم که من خوش زبونی رو بلد نیستم. یادمه مجرد که بودم بابام همیشه می گفت "خاموش" محبتش تو دلشه نه تو زبونش. کاش شوهرم هم اینو می فهمید هرچند که اونم همیشه می گه که تو ساده ای و تو دلت بدی نیست. اما چه فایده؟!
    مب دونم این ضعفه تو این دنیا که نتونی زبون بریزی، نتونی با زبونت با دیگران ارتباط برقرار کنی، آدمها که دل ما رو نمی بینن، اگه چندتا جمله قشنگ بگی و قلبا هم بهش اعتقاد نداشته باشی تو برقراری ارتباط موثرتره!
    کاش بتونم تو این زمینه خودم رو تغییر بدم!


    نميدونم درست حس ميكنم يا نه ، ولي با اينكه برات مشكل پيش اومده و ناراحتي اما توي نوشته هاتون ديدم كه آرامش خاصي هست .
    اما اینطور نیست. من فقط حس یه بازنده رو دارم. من کاری نمی کنم چون توانی ندارم.
    شوهرم منو دوست داشت. به من و خانوادم افتخار می کرد ولی نمی دونم کدوم از خدا بی خبری که البته حدس می زنم که کیه، تو همون دوران عقد من و خانوادم رو از چشمش انداخت.
    من قبلا هم این کارو کرده بودم. ازش فاصله گرفتم. صبحها می خوام تا بره بیرون و بعد پاشم. شبا هم معمولا حرفی برای گفتن نداریم. بله نبودش برام ارامش می یاره!!!!!!!
    تو محل کارش، بین فامیلاش نهایت بی احترامی رو بهم می کنه! و من خاموش خاموشم، چون اعتراض برابر با کتک!
    نقششون رو خوب بلدن. اول بسم ا... زن رو حسابی می زنن تا از ترسش به هر کار نادرستشون بله بگی!
    برعکس شما من فکر می کنم که این راهش نیست. ولی ازش فاصله می گیرم تا نه ببینمش و نه حرفاش رو بشنوم!
    کاش حمایت خانواده م پشتم بود و همه چیز رو تموم می کردم. خیلی ترسو ام، می دونم، اعتماد به نفسم کمه، چون برای هر تصمیمی نیاز به حمایت دارم!



    وقتی از زندگیم فاصله می گیرم و از دور بهش نگاه می کنم. یه زنی رو می بینم که فقط داره توسط شوهر و خانوادش تحقیر می شه! از خودم می پرسم چرا این زن تحمل می کنه؟


  13. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    این سوالیه که به نظر من خیلی از خانوما از خودشون میپرسند.
    من میگم اصلا قبول واقعا رفتار بقیه با ما زشت و زننده، تحقیرآمیز و پر از توهین، اما ما که نمیتونیم تلافی کنیم به چند دلیل یا دلمون نمیاد یا بلد نیستیم یا چاره ای نداریم و با تلافی کردن همه چیرو بدتر میکنیم و یا.......
    و تنها راهی که واسمون میمونه اینه ببینیم با پذیرش و قبول همین شرایط، چه تغییری میتونیم در خودمون ایجاد کنیم که کمتر آسیب ببینیم و بعد همه چیرو به خدا بسپاریم که شاهدتمام این رفتاراس.نمیدونم این عقیدم درسته یا نه اما من که واقعا وقتی رفتارهای زننده بعضی ها رو نه میتونم تلافی کنم و نه حتی اعتراض و دلم به اندازه آسمون خدا میگیره و تو تنهایی خودم حسابی گریه میکنم و نماز میخونم، از خدا میخوام تمام رفتارایی رو که با من دارن سر خودشون بیاره و من خودم انتقام خدا رو ازشون ببینم. خدا خودش گفتهکه مکر مکاران رو به خودشون برمیگردونه.
    و با همین امید یه کم آروم میشم.
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  14. #20
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    سلام ثنا
    به تالار همدردی خوش آمدید
    متاسفانه این تقریبا مشکل بسیار رایجی هست واختصاص به شما ندارد. و باید شما بیشتر در مورد این مسئله بدانید.
    متاسفانه بسیاری از آقایان دچار چنین اشتباهاتی شده و به صورت شوخی چنین مسئله ای را بین خودشان و در بعضی موارد با همسرشان مطرح می کنند. نکته ای که می تواند به شما کمک کند این است که حساسیت نشان دادن به این موضوع ، متاسفانه جذابیت این شوخی های آزارنده را زیاد می کند.
    مهم اینست که بدانید این حرفها به این معنا نیست که همسرتان نسبت به شما و زندگی بی علاقه شده است و در سر هوای دیگری دارد( این صرفا یک کج سلیقگی است)، بلکه یک اشتباه رایج گفتاری اوست. برای کاهش و بی تاثیر کردن این مسائل بر زندگی باید این حرفها را مورد بی توجهی قرار دهید( اشتباه نکنید نه اینکه قهر کنید یا....) نه مثلا موضوع حرف را زیرکانه عوض کنید. برای اینکار شما هم به شوخی یک بخش کوچکی از حرفش را بگیرید و ضمن ادامه دادن به موضوع دلخواه خود بکشانید مثلا:
    آقا: فیلم دیشب رو دیدی، فکر کنم آقاهه هم مثل من تو فکر یه زن دومی بود.
    شما: آره ، اون خانم هم مثل اینکه کارمند بود، ولی نه مثل اینکه خانه دار بود، نمی دونم چرا توی این فیلم ها همیشه خانمها را خانه دار نشون میدهند، درسته بیشتر زنهای ایرانی خونه دارند. اما این خونه متعلق به شوهرانشون هم هست.( به شوخی و خنده)،
    دوست داشتی یه خانم داشتی نجیب بود ( کاری به جیبت نداشت)، خانه دارم بود ( دیگه نیاز به خانه مسکونی نداشته )....
    خوب دقت کن. اینها مهارت هست. یعنی باید تمرین کنی. یعنی به جای برخورد احساسی مستقیم، بطور غیر مستقیم باعث کاهش حساسیت می شوید. موضوع را از یک جایی که آقاتون شروع کرده ، شما هم شروع می کنید، یک جمله او را نیز تکرار می کنید، ولی به صورت خیلی ظریف و آهسته و آرام موضوع را عوض می کنید. ( تاکید می کنم نباید خیلی تابلو باشه بطوریکه او بفهمد و بگوید چرا موضوع را عوض کردید. اگر او متوجه شد، بدون حساسیت می توانی دوباره چند جمله ای را با او همراهی کنی)
    در واقع شما می خواهید با این کار به شوهرتان بفهمانید این حرفها فقط در حد حرف است و بعد هم با ظرافت با عوض کردن موضوع به این نکته تاکید می کنید که بهتر است حرفش هم نباشد.

  15. 2 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 18 تیر 93), بالهای صداقت (چهارشنبه 24 فروردین 90)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 98
    آخرين نوشته: شنبه 05 مهر 93, 01:51
  2. تغییر مردها بعد از بچه دار شدن...امیدی هست؟
    توسط tabasom321 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 25 خرداد 92, 16:15
  3. آیا تغییر رفتار درست است؟ یا خودم باشم
    توسط سرنا در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 28 مهر 91, 03:10
  4. آیا علاقه قابل تغییر است؟
    توسط haaj.amir در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 58
    آخرين نوشته: پنجشنبه 24 آذر 90, 02:53
  5. امکان تغییر هست؟ !
    توسط mojgan_1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: دوشنبه 23 آبان 90, 23:42

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.