ممنونم که وقت میزاری ومیخونی وجواب میدی نمیدونی خانومی چقدرخوشحال میشم میبینم جواب میدی آخه من خیلی حس تنهایی میکنم وازاین موضوعم عذاب میکشم.میدونی قضیه من شبیه به موضوع نوش داروبعداز...............
شوهرم حالامیدونه متوجه اشتباهاتش شده که کارازکارگذشته آخه دردمن الحمدلله یکی ودوتانیس اخلاقش فوق العاده بده وبه قول خودش نمیتونه عوضشم بکنه الان اونم خیلی داقونه که داره آب شدن ذره ذره عزیزش میبینه ولی دیره من داقون شدم ازاون آدمی که کارش خنده بودوجنب وجوش و......................حالاچیزی نمونده جزبه تنهایی پناه اوردن وناامیدی وبی حوصلگی .آره من بااونم بی حوصله ام حال حرف زدن باهیچ کیوندارم.درموردهمه چیزوحال واوضاعمم میدونه وسعی میکنه باهام راه بیاد.نمیدونین دارم چه روزای سختیومیگذرونم فقط دعاکنین خدابهم صبری جمیل بده که دیگه بریدم .عزیزم منم خیلی خوشحالم که باشمادوست خوب آشناشدم بازم ممنونم
شب بارونی عزیزسلام.باورکنیدمن خاطرات گذشتم هی بررسی نمیکنم .میگم ایناس که منوبه این روزرسوندن همین.ارتباطم باخداالحمدلله خیلی خوبه سعی میکنم ازش دورنشم ولی میگم دوره مریضی فوق العاده سختیوگذروندم .یه مدت میگن حافظم ازدست دادم.یه مدت بیقراروناآروم .یه مدت مرتب فکرفراروخودکشی بودم که اگه لطف خودمهربون خدام شامل حالم نبودنمیدونم الان کجابودم ولی الان دیگه هیچی شادم نمیکنه هیچی آرومم نمیکنه الحمدلله همه وهمه دوستم دارن ونگرانم وفقط دعاگوم هستن وهرکاریم ازدستشون برمیادکوتاهی نمیکنن .ولی میگم این مریضی طولانی روزندگیم اثرگذاشته الان مدتهاس خونه نیستیم دلم لک زده برادورهم بودن غفط خونواده خودمون.مدتهاس پسرم که هنوز2سالش نشده پیش من نیس یعنی طی این مدت درمجموع شاید10شب پیش مامانش بوده وبس
اون یکی بچم دست یکیه.نمیدونم متوجهین اینابرایه مادریعنی چی؟آرزوم شده آشپزی ظرف شستن خونه داری و....
آرزوم شده تنهاخونه خودمون باشیم ولی نمیدونم این بزرگ چه صلاحی میدونه ؟برام دعاکنین.ضمناحرفاتون وباهاتون حرف زدن داره آرومم میکنه بازم ممنون









علاقه مندی ها (Bookmarks)