به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 25 تیر 90 [ 19:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    1,612
    سطح
    23
    Points: 1,612, Level: 23
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    44

    تشکرشده 44 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اززندگی خسته ام امیدی ندارم

    ممنونم که وقت میزاری ومیخونی وجواب میدی نمیدونی خانومی چقدرخوشحال میشم میبینم جواب میدی آخه من خیلی حس تنهایی میکنم وازاین موضوعم عذاب میکشم.میدونی قضیه من شبیه به موضوع نوش داروبعداز...............
    شوهرم حالامیدونه متوجه اشتباهاتش شده که کارازکارگذشته آخه دردمن الحمدلله یکی ودوتانیس اخلاقش فوق العاده بده وبه قول خودش نمیتونه عوضشم بکنه الان اونم خیلی داقونه که داره آب شدن ذره ذره عزیزش میبینه ولی دیره من داقون شدم ازاون آدمی که کارش خنده بودوجنب وجوش و......................حالاچیزی نمونده جزبه تنهایی پناه اوردن وناامیدی وبی حوصلگی .آره من بااونم بی حوصله ام حال حرف زدن باهیچ کیوندارم.درموردهمه چیزوحال واوضاعمم میدونه وسعی میکنه باهام راه بیاد.نمیدونین دارم چه روزای سختیومیگذرونم فقط دعاکنین خدابهم صبری جمیل بده که دیگه بریدم .عزیزم منم خیلی خوشحالم که باشمادوست خوب آشناشدم بازم ممنونم

    شب بارونی عزیزسلام.باورکنیدمن خاطرات گذشتم هی بررسی نمیکنم .میگم ایناس که منوبه این روزرسوندن همین.ارتباطم باخداالحمدلله خیلی خوبه سعی میکنم ازش دورنشم ولی میگم دوره مریضی فوق العاده سختیوگذروندم .یه مدت میگن حافظم ازدست دادم.یه مدت بیقراروناآروم .یه مدت مرتب فکرفراروخودکشی بودم که اگه لطف خودمهربون خدام شامل حالم نبودنمیدونم الان کجابودم ولی الان دیگه هیچی شادم نمیکنه هیچی آرومم نمیکنه الحمدلله همه وهمه دوستم دارن ونگرانم وفقط دعاگوم هستن وهرکاریم ازدستشون برمیادکوتاهی نمیکنن .ولی میگم این مریضی طولانی روزندگیم اثرگذاشته الان مدتهاس خونه نیستیم دلم لک زده برادورهم بودن غفط خونواده خودمون.مدتهاس پسرم که هنوز2سالش نشده پیش من نیس یعنی طی این مدت درمجموع شاید10شب پیش مامانش بوده وبس
    اون یکی بچم دست یکیه.نمیدونم متوجهین اینابرایه مادریعنی چی؟آرزوم شده آشپزی ظرف شستن خونه داری و....
    آرزوم شده تنهاخونه خودمون باشیم ولی نمیدونم این بزرگ چه صلاحی میدونه ؟برام دعاکنین.ضمناحرفاتون وباهاتون حرف زدن داره آرومم میکنه بازم ممنون

  2. 4 کاربر از پست مفید khanome tanha تشکرکرده اند .

    khanome tanha (یکشنبه 18 اردیبهشت 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جدایی اززندگی دوم
    توسط Elijan در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: جمعه 24 شهریور 96, 09:32
  2. اززندگی وشوهرم دلم سرد شده عذاب میکشم
    توسط raha2 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 آبان 95, 19:30
  3. اززندگیم به شدت ناراضیم احساس کپک زدگی میکنم
    توسط مامان فربد در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 71
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 خرداد 93, 00:47
  4. دلسردي اززندگي
    توسط serareh59 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 فروردین 88, 14:19
  5. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 مهر 87, 17:05

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.