سلام دختر مهربون
پست اولت رو که خوندم خواستم بگم احتمالا مامانت خواستگارها رو می پسنده ولی شما نمی پسندی که خودت تو پست 7 گفتی... غصه نخور ... به خدا منم با مامانم یه بساطی دارم که خدا بدونه...یه خواستگار که رد بشه مامانم تا دو روز فشارش می افته... اصلا یه حرفایی به من میزنه که اگه من نشناسمش واقعا فکر می کنم زیادی ام!!! ولی اینطور نیست....یه بار که ما برای یه نفر استخاره کرده بودیم و بد اومده بود مامانم می گفت عیب نداره دیگه هر رنجی هست باید تحمل کرد
...این در حالی بود که من توی دلم قند آب میشد و خودش هم میدونست که من به هیچ وجه راضی نیستم . مامانا اینطورین دیگه... من میدونم که مامانم قصد بدی نداره اما چون یه خورده زود غصه می خوره و اعصابش به هم میریزه ، نگران ازدواج منه و نمیتونه این نگرانیش رو پنهان کنه یا حداقل کنترل کنه... به هرحال این بساطیه که خیلیا دارن!
به هرحال امیدوارم خوشبخت بشی به زودی های زود! ..خودم هم همینطور![]()







...یه خواستگار که رد بشه مامانم تا دو روز فشارش می افته... اصلا یه حرفایی به من میزنه که اگه من نشناسمش واقعا فکر می کنم زیادی ام!!! ولی اینطور نیست....یه بار که ما برای یه نفر استخاره کرده بودیم و بد اومده بود مامانم می گفت عیب نداره دیگه هر رنجی هست باید تحمل کرد
...این در حالی بود که من توی دلم قند آب میشد و خودش هم میدونست که من به هیچ وجه راضی نیستم . مامانا اینطورین دیگه... من میدونم که مامانم قصد بدی نداره اما چون یه خورده زود غصه می خوره و اعصابش به هم میریزه ، نگران ازدواج منه و نمیتونه این نگرانیش رو پنهان کنه یا حداقل کنترل کنه... به هرحال این بساطیه که خیلیا دارن!

علاقه مندی ها (Bookmarks)