
نوشته اصلی توسط
سارگل
جویای نیمه گمشده عزیز،
همه ی اینهایی که گفتید درست. اما هیچکدوم جای خونه و آرامشی را که از خونه انتظار داری نمی گیره. من هم دختر مطیع و آرومی نیستم. من هم با همه ی محدودیت های خانواده ی سنتی ای که داشتم سرکشی می کردم. برای من بیرون رفتن با دوستان و سینما رفتن و کافی شاپ رفتن مجاز نبود. اما من می رفتم و دردسرهاش را و غرغرهاش را هم به جون می خریدم. ولی چرا من نباید توی خونه ی خودم راحت باشم؟ چرا برای داشتن آرامش باید از خونه فرار کنم؟ چرا من باید از سرکار تا خونه را پیاده و قدم زنان بیام تا دیر برسم خونه تا دیرتر با شیفت بچه داری و مهمون داری روبرو بشم؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)