در مورد خانواده و تحصیلات فکر نمی کنم ربطی به کالا دیده شدن داشته باشه، به هر حال خانواده قسمت زیادی از شخصیت فرزند خانواده را شکل داده است، به شخصه حتی روابط خوب پدر و مادر شخص مقابل نیز برایم مهم است.نوشته اصلی توسط yasa
اما آیا باید برایمان مهم نباشد؟ من یک پسرم با استدلال شما برای من دیگر نباید این چیزها مهم باشد! اما من از روزی که درک کردم که ممکن است روزی ازدواج کنم شروع کردم به شناختن خود و عیب هایم و رفع این عیب ها و یا کمرنگ کردن این عیب ها و بهبود شخصیت خودم، به هر حال برای داشتن یک شرایط بهتر در آینده باید به چیزهایی اهمیت داد که شاید در زندگی فردی چندان هم پررنگ نباشند.
در مورد شخص خودم معمولا بعد از معرفی دختر خانمی به مادرم، مادرم زیر و بم خانواده ایشان را در می آورد و این که مثلا افرادی خوشنام باشند و نقطه ی سیاهی در موردشان وجود نداشته باشد و ... و وقتی از فیلتر خانواده رد شد به من معرفی می کنند(حالا توی این قسمت فیلتر خانواده بعضی وقت ها این قدر سخت گیری می شه که لج من در میاد که مثلا برادر پدر بزرگش فلان کاره بوده است و ... ) پس از معرفی شخص مقابل اولین سوال های من : سن، تحصیلات خودش و پدرش و مطمئن شدن از چادری بودن خودش است. وقتی از اولین سوال هایی که من در موردش پرسیدم جان به در برد آن وقت خودم دست به کار می شوم و تحقیقات مختصری را در مورد طرف مقابل می کنم، این تحقیقات بیشتر مربوط به جهت گیری های فکری و سیاسی است. در صورتی که شخص مقابل از این مرحله نیز گذشت به خانواده اجازه می دهم که برای خواستگاری تماس بگیرند.
در جلسه خواستگاری هم مقدار زیادی سوالات چالش برانگیز دارم که آخرین چیزی که برام مهم تیپ و قیافه طرف مقابل است.
این که می گوئید آیا در جلسه ی خواستگاری پشیمان شده است؟ به شخصه برایم پیش آمده است که در جلسه خواستگاری همان اول کار با اولین برخورد با پدر دختر نظرم منفی شد اما با پرسش و پاسخ بعدی با دختر خانم و شناختن شخصیت طرف مقابل نظرم بسیار مثبت شد.
در جلسه ی خواستگاری آن چه مورد دقت قرار می گیرد خیلی چیزهاست از کتاب های داخل کتابخانه تا تابلوهای در و دیوار تا رفتار پدر و مادر و هر چیز دیگری که کوچکترین اطلاعاتی از فرهنگ و شخصیت طرف مقابل و خانواده اش به ما بدهد.
آیا این ها یعنی کالا دیده شدن؟ شخصی که سال ها در خانه ای زندگی کرده است و در آن خانه و با آن فرهنگ بزرگ شده است را باید از روی فرهنگ حاکم بر زندگی او شناخت یا از روی قیافه و قد و قامت و ... آیا این چیزها فرعی است؟
شما به عنوان یک دختر پسری به خواستگاری تان بیاید که بگوید من حاضرم برای گذران زندگی آجر هم بالا بندازم و کار ساختمان هم بکنم! حالا این آقا پسر تا الان یک تک تومانی درآمد نداشته است و احیانا آجر هم نمی داند چیست! به حرفش اعتماد می کنید یا به آن چه از زندگیش می بینید؟
من موردی بهم معرفی شده بود که به نظر خیلی هم از نظر شخصیتی مناسب می آمد ولی وضع خانواده ایشان زیادی خوب بود و پدر ایشان گفته بود حاضر است برای دامادش خانه تهیه کند این شاید از نظر شخصی دیگر عالی باشد اما برای من چند معنا داشت:
1. دختر ایشان نمی تواند زندگی پائین تری را تحمل کند (البته من حقوق خوبی دارم اما در اول زندگی نمی توانم رفاهی مانند خانه پدر ایشان را برایش فراهم کنم)
2. استقلال مالی من از بین می رود و وابسته می شوم
3. غرور من در اداره زندگی شخصی ام از بین می رود.
ما اگر چه برای خواستگاری تماس گرفته بودیم ولیکن من با درک این موضوع خواستگاری را منتفی کردم (امیدوارم شخص مقابل هنوز منتظر نباشد! )
یا دوست من به خواستگاری خانمی رفته بود که پدرش از برج سازهای تهران بود و دامادی مومن می خواست و حاضر بود همه چیز برای دامادش فراهم کند دوست من البته مانند من با این مساله مشکل نداشت اما در صحبت با دختر خانم به این نتیجه رسیده بود که ایشان هنوز طرز فکرشان رشد نکرده است و فضای فکری روشنی ندارند. و خوب دوست من علی رغم تمایل خانواده ها موضوع را منتفی اعلام کرد.
همیشه اون چه توی جلسات خواستگاری شکل می گیره ربطی به دختر خانم نداره گاهی اوقات مسائلی دارند مساله را هدایت می کنند که شما فکرش را هم نمی کنید.
در نهایت ببینید زندگی با عقل شکل می گیرد و با عشق ادامه می یابد. " و جعل بینکم مودة و رحمة "
بنا نیست این قصه بر عکس شود که اگر شود نتیجه اش می شود بیشتر موضوعاتی که توی تالار همدردی پست شده است.








يا بدون اينكه با اون بيچاره مشورت كنند شما رو معرفي كردن يا ... پس اصلا دنبال عيب و ... در درون خودت نباش كه يعني چي شد؟ منو ميخواد ؟ چرا ...؟ هر موردي رو جداگانه بررسي كن و اصلا نگو اگر اون يكي بياد خيلي بهتره پس بذار منتظر بمونم ببينم چي ميشه و ...

علاقه مندی ها (Bookmarks)