miniaي عزيز...مهم نيست اون چي ميگه و چي مي خواد. مهم اينكه كه تصميم منطقي و عقلاني خودت چيه. اگر باز بخواي احساساتتو درگير كني ميشه همون قبلي ديگه! پس فايده اينهمه تلاش چي مي شه؟ اصلا به احساست ميدون نده. بخدا قسم وقتي قضيه تموم بشه حتي ممكنه خوتو سرزنش كني كه اي بابا! اين چكاري بود داشتم انجام مي دادم! سخته ها! مي دونم(بدليل تجربه هاي مشابه)! اما فراموش كردن طرف، طبق كشفيات من دو تا راه حل اساسي داره كه اگه يه كدومش نباشه قضيه اتمام رابطه تقريبا غيرممكنه.
اون دو تا اصل اينان:
1- فكر نكردن و مرور نكردن خاطرات گذشته. يعني اينكه وقتي فكري از اون آدم داره در ذهنت شكل مي گيره اگه جلوي اين گوله برف كوچولو رو نگيري تبديل به يه بهمن مي شه و آوار مي شه روي سر خودت.
2- قطع هرگونه اميدواري مبني بر بازگشت طرف مقابل. مي دوني اين چرا مهمه؟ براي اينكه ته ذهنت خواه ناخواه منتظري اون طرف بياد و دوباره يك ماجرا شكل بگيره(حالا هرماجرايي). بايد با جديت خودتو مجاب كني كه نمي خواي اون آدم دوباره برگرده. حتي به اينكه "اگر برگرده..." فكر هم نكن.
موفق باشي