توي پست يكي از دوستان، جملات مشابه رو نوشتم:
مهم نيست اون چي ميگه و چه ميكنه. مهم اينكه كه تصميم منطقي و عقلاني خودت چيه. اگر باز بخواي احساساتتو درگير كني ميشه همون قبلي ديگه! پس فايده اينهمه تلاش چي مي شه؟ اصلا به احساست ميدون نده. فراموش كردن طرف، طبق كشفيات من دو تا راه حل اساسي داره كه اگه يه كدومش نباشه قضيه اتمام رابطه تقريبا غيرممكنه.
اون دو تا اصل اينان:
1- فكر نكردن و مرور نكردن خاطرات گذشته. يعني اينكه وقتي فكري از اون آدم داره در ذهنت شكل مي گيره اگه جلوي اين گوله برف كوچولو رو نگيري تبديل به يه بهمن مي شه و آوار مي شه روي سر خودت.
2- قطع هرگونه اميدواري مبني بر بازگشت طرف مقابل. مي دوني اين چرا مهمه؟ براي اينكه ته ذهنت خواه ناخواه منتظري اون طرف بياد و دوباره يك ماجرا شكل بگيره(حالا هرماجرايي). بايد با جديت خودتو مجاب كني كه نمي خواي اون آدم دوباره برگرده. حتي به اينكه "اگر برگرده..." فكر هم نكن.
حالا يه بند ديگه هم براي شما اضافه مي كنم.
3- بي اعتنايي به عكس العمل فرد مقابل و يادآوري منطقي كه باعث شد چنين تصميمي بگيري.
شنيدي كه خداوند مي فرمايند قرآن "ذكر " است. ذكر يعني يادآوري. يعني هي بخونش كه هي يادآوري بشه برات. چونكه انسان فراموشكار هست و يادش مي ره نكته هاي خوبي كه بايد در زندگي بهش توجه كنه.
يه كاغذ بردار و روش دلايل اتمام رابطه با اون خانم رو بنويس. دلايلي كه بايد اون خانم در زندگيت حذف بشه رو رديف كن. ته نوشته هات يه جمله مثبت و اميدوار كننده براي خودت بنويس. هر شب قبل خواب و هر روز بلافاصله بعد بيدار شدن، اون نوشته رو كه كنارته بردار بخون. تأثير زيادي در حال كل روزت داره. امتحان كن.
موفق باشي![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)