سلام
به نظرم شما نسبت به مسئله انتخاب همسر و معیارها یک دید سطحی رو دنبال میکنید که البته با توجه به سن شما شاید بشه بگیم طبیعی هست...
ولی همونطور که دوستان اشاره کردند قطعا موارد مهمتری بجز شغل و خونه و... هم در یک انتخاب موفق دخیل هستند.
مثلا من خودم شخصا دیدم آقا دکتری رو که خانواده خوبی داشتن و وضع مالی و خونه هم اوکی بوده ولی متاسفانه از سلامت اخلاقی کافی برخوردار نبوده و کارشون به جدایی کشیده.
مطمئن باشید با کسی که خونه (فعلا) از خودش نداره و یا خوانوادش همه تحصیلات عالیه آنچنانی ندارن ولی اخلاق داره میشه یجورایی زندگی کرد ولی با کسی که همه اینا رو داره اما اخلاق نداره یک لحظه هم نمیشه تحمل کرد!
و این که گفتید:
مثلا بنده، عزیز دلم، مادرم فوق دیپلم هستند ولی در زندگی نشون دادن که از یک فوق لیسانس هم درک و فهم بیشتری دارن. پس این نمی تونه ملاک خیلی خوبه باشه والبته فکر نمیکنم که مثلا خانواده ای که سیکل دارن بیان طرف خانواده شما که اختلاف زیادی دارید.واگرکسی رابگیرم که که حتی اگه خودش فوق لیسانس داشته باشه ولی مادرش یاپدرش دیپلم یازیر دیپلم داشته باشن ازطرف اوناموردتمسخرقرارمیگیرم
به هرحال بهتر یک خورده بیشتر مطالعه کنید و سرگذشت انتخاب های بدون تفکر و یا سخت گیرانه رو هم نگاهی بندازید.
هنر اینه که ما بتونیم با همسرمون از پس سختی ها و پیچ و خم های زندگی گذر کنیم نه اینکه از همون اول یک زندگی تاپ رو واسه خودمون تصور کنیم و بعد نتونیم با مشکلاتی که به وجود میان مقابله کنیم.










علاقه مندی ها (Bookmarks)