RE: دوستی قبلی همسر
صحیح میگی عزیز. در مهمانیهای مشترک حاضر میشیم. (بجز موردی که خودش دعوت کرده بود). البته یه چند تایی رو که مجلس زنونه بود.من کار و درسم رو بهانه کردم نرفتم. بخاطر اینکه حوصله دیدنش رو نداشتم.
همسرم طوری برخورد میکنه که تو مهمونی های خودشون دعوتشون نمیکنه. ولی بعضی وقتا یه عکس العملهایی نشون میده که تعجب میکنم. مثلا دو ماه پیش که صبح منو میبرد سر کار، دو بارتو مسیر دیدیم . با خنده گفت هه چرا اون رو میبینیم. من ناراحت شدم اینکه این مساله هنوز تو ذهنش هست. واقعا اگه بدش بیاد که از دیدنش خوشحال نمیشه. شاید هنوز زوده کامل فراموش کردن. اوایل میگفت وجود تو رو مدیون اون میدونم که زمینه ساز شد. و خودش رو مدیون میدونست. ولی الان بعضی وقتها حتی نمیخواد اسمش رو به زبان بیاره. به قول شما باید در موقعیت ها قرار بگیره تا آدم بشناسه. اینطوری که معلوم نمیشه.
یه مسئله دیگه که نمیخواستم اینطوری بشه ولی شد توی جمعها که همدیگرو میبینیم حرف نمیزنیم. این مسئله زمانی شد که دعوتمون کردند ما نرفتیم چند روز بعد از اون هم دیگه به ما محل نذاشتند. ولی ما قصدمون یک سلام خشک و خالی که بود. الان این هم انجام نمیشه واین توی جمع کمی آزار دهنده هست.
[size=x-large]کاش خدا صدا داشت[/size]
علاقه مندی ها (Bookmarks)