با سلام و عرض ادب ب شما sci عزیز
ممنونم از راهنمایی هاتون
میتونم به جرات بگم ک این راه کارهای عاشقانه که بهم یاد دادین رو اصلا بلد نبودم،و خیلی تو این کارها ضعیف هستم؛ با اینکه با انجام این جور کارها یه حس بدی بهم دست میده اما سعی میکنم دفعههای بعدی ک خدای نکرده از این مشکلهای بیخودی اتفاق افتاد انجام بدمشون.
لطفا موردهای دیگه ای هم که بلدین ود بهم یاد بدین(کارهای عاشقانه)
میگین خیلی بده ک میذارم قهرم با شوهرم طولانی بشه،اما دفعههای قبل که نذاشتم طولانی بشه(باعث شده ک بد عادت بشه).
sci:
اولا پيشنهاد مستقيم من اينه كه اصلا پشت سر هم از اين خونه به اون خونه نريد... بريد خونه مامان بابات صرفا بصورت مهمون! دقت كن مهمون
اصلا دوست نداره وقتی میرم خونه باباش اینا مثل مهمون باشم،میگه تو جای دخترشونی باید باید باید اونجا کار کنی خود اونا هم کم موافق این موضوع نیستند،حتا روز دوم سومی که رفته بودم خونشون منو بردن تو آشپزخونه و جای وسایل هاشون رو ب من نشون میدادن.(نمیدونم منظور شما هم از مهمون همین بود یا نه).
آقای sci میشه بگین چرا نباید زیاد بریم خونه خانواده هامون،تا بیشتر روشن بشم(یعنی هفتهای یک بار زیاده؟)
sci: شما هرگز نخواه كه پيشش نباشي.. يك لحظه هم تركش نكن... شما زن و شوهريد خانومي! نه خواهر برادر... بچسبين به هم و هواي هم رو داشته باشين!
یعنی میگین وقتی ک قهریم باز هم کنارش باشم؟
باز هم ممنونم بابت راهنما ییتون.
شادباشین
"آگرین"








علاقه مندی ها (Bookmarks)