سلام عزیزم
به کلبه همدردی خوش اومدی
خواهر خوبم همسر من هم دقیقا خصوصیات رفتاری همسر شما رو داشت حتی بیماری پوستی رو هم که همسرت گرفته همسر منهم گرفته بود و درمانی هم نداره
این لینک رو بخون
http://www.hamdardi.net/thread-14434.html
من بارها روانشناس رفتم و بابت افسردگی ناشی از زندگی با ایشون به روانپزشک هم مراجعه کردم و همگی متفق القول گفتند این فرد چون خودش قبول نداره که مشکل داره و نمیخواد بیاد دکتر و درمان بشه تا اخر عمر به همین شکل باقی می مونه و منهم بخاطر رفتارهاش روز به روز افسرده تر و پژمرده تر میشدم و دکتر می گفت همه این افسردگی بخاطر شرایط زندگیم هست و تا زمانی که با ایشون و زیر یک سقف زندگی کنیم همچنان افسرده می مونم
من الان جدا شدم
جدائی هم راحت نبود کلی به من سخت گذشت
تربیت دخترم - مسائل مالی - نگاههای بد دیگران در مورد زنان مطلقه و ... اما الان تونستم بهتر از قبل زندگی کنم و همیشه میگم یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان هست
من از جدائیم راضیم البته توصیه من به شما این هست که تلاش برای ساختن کنید اما چون با فردی مثل همسرتون زندگی کردم و میدونم این افراد بدتر از قبل میشن به نظر من همه جوانب رو خوب بسنجید و بعد تصمیم قاطع بگیرید
چه تصمیمتون برای موندن باشه و چه برای رفتن باید روی اون خیلی خیلی فکر کنید اما با تجربه ای که دارم بچه ها در چنین محیط متشنجی بیشتر اسیب می بینند تا اینکه بخوان با یک والد زندگی کنند
براتون ارزوی ارامش میکنم تا در ارامش بهترین تصمیم رو بگیرید
![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)