به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 23456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 111
  1. #101
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 17 اردیبهشت 90 [ 13:10]
    تاریخ عضویت
    1389-12-14
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    1,771
    سطح
    24
    Points: 1,771, Level: 24
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Arrow RE: فریب یا دروغ زنم2

    سلام رامین جان
    بزرگترین اشتباهو خودت کردی که هرچند دوسش داشتی باید در این دوره و زمونه حداقل پیش یه ماما میرفتی که این بلا سرت نیاد
    من میخوام بایه خامنی ازدواج کنم که قبلا با زور نه با علاقه ازدواج کرده در سن 15 سالگی و بعد از 6 ماه عقد و 7 ماه ازدواج جدا شده.بین این دو نفر هیچ رابطه ی احساسی نبوده و فقط چون تهدید پسر یوده وخانوادش ادامه داده.
    این خانم خیلی روح بزرگی داره
    و من بهش گفتم که باید خودت رو ثابت کنی و اون گفت با تو و خانوادت هر کجای دنیا هر پزشک قانونی که نیاز باشه میام و هیچ باکی ندارم چون من خودمو دارم.
    به نظر من برای اینکه درآینده اینگونه دودلی ها و غیره پیش نیاد باید این کارو کنی چون دوسش داری این کارو کنی
    حالا که شما نکردی باید عواقب کارتو میسنجیدی.
    خلاصه اگه راهنمایی چیزی داری به ما بکن خوشحال میشم

  2. #102
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 بهمن 91 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    237
    امتیاز
    2,402
    سطح
    29
    Points: 2,402, Level: 29
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    818

    تشکرشده 848 در 197 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    سلام
    اومدم باهات حرف بزنم. نمی خوام بگم که چقدر آینده زنت پیش روی چشمام تیره و تار شد. چقدر مثل خودمه خانومت.
    میخوام بگم مردی و مردونگی این نیست که تنهاش بزاری. حالا به جرم راست گفتن و مخفی نکردن.
    یه پیشنهادی دارم. فیلم چهل سالگی رو ببین. قشنگه. شاید یه کم کمکت کنه.
    رامین من مشکل خانوم تورو دارم. اما میخوام کمی در موردش حرف بزنم. شما مردها فکر میکنید کی هستید؟ ؟ منظورم شخص شما نسیت. نوعی عرض میکنم. چرا فکر میکنید زنی اگر رابطه جنسی از نوع عاشقانه ( نه تن فروشی و هرزگی) داشته اون دیگه بدترین موجود روی کره ززمینه و شما هم بدبخت ترین موجودکه جلوش دراومدید. شا مردها قبل از ازدواجتون با چند نفر خوابیدین؟ چندتا دختر بیگناه و با گناه تو زندگیتون بودن؟؟ اگه یه زن این موضوع رو فهمید باید چکار کنه؟
    من هرگز کار خودم یا همسر شما رو توجیه نمی کنم. اما حماقت کرد بهتون گفت. شایدم اسمش شجاعته، نمی دونم ولی من اگه قرار باشه ازدواج کنم دلشو ندارم بگم. هرگز اونقدر شجاع نیستم.
    زن تو زن بدی نبوده . عذاب وجدان داره نابودش میکنه و تو نمیبینی مریضه؟
    چقدر تو این مدت که این تنش به وجود اومده بغلش کردی؟ چندبار بوسیدیش؟ چندبار نوازشش کردی تا برای چند لحظه و ثانیه از حال خرابش بیرون بیاد.؟ ؟ به خاطر آدمی که هست دوسش داشته باشی نه به خاطر اینکه گناهی کرده؟
    خدا ارحم الراحمین ، خدا میبخشه بنده خدا آخه چرا نبخشه؟
    زن تو ام یه دختر جوون بوده. فکرش این بوده که با اون مرد ( یا بهتره بگم نامرد) زیر یه سقف زندگی کنه؟ ؟ از یه دختر نمی دونم 17 18 ساله توقع چقدر قوی بودن داری ؟ نامرد اون شخصیه که زن تو رو وادار به اون کار کرد. زن بی گناه تو رو.
    ما زن ها موجودات بی اندازه بدبختی هستیم. من عاشق مردی بودم . عاشق که میگم یعنی همه چیم بود. باهاش خوابیدم. یه غلطی کردم که شب و روز درد میکشم. زندگیم از سگ بدتره. هنوز مجردم. کدووم شبه که چشمامو رو هم بذارم و درد این راز به سراغم نیاد.


    رامین ببین تا کجا پات میمونه؟قول میدم تا آخر زندگیش .
    رامین اگه گذشت کنی همه چی حل میشه. این یه امتحانه به خدا. ببخشش.
    این قدر فاصله ها رو زیاد نکن .

  3. 3 کاربر از پست مفید mehrabooni تشکرکرده اند .

    mehrabooni (پنجشنبه 08 اردیبهشت 90)

  4. #103
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    نقل قول نوشته اصلی توسط shima857952
    سلام رامین جان
    بزرگترین اشتباهو خودت کردی که هرچند دوسش داشتی باید در این دوره و زمونه حداقل پیش یه ماما میرفتی که این بلا سرت نیاد
    من میخوام بایه خامنی ازدواج کنم که قبلا با زور نه با علاقه ازدواج کرده در سن 15 سالگی و بعد از 6 ماه عقد و 7 ماه ازدواج جدا شده.بین این دو نفر هیچ رابطه ی احساسی نبوده و فقط چون تهدید پسر یوده وخانوادش ادامه داده.
    این خانم خیلی روح بزرگی داره
    و من بهش گفتم که باید خودت رو ثابت کنی و اون گفت با تو و خانوادت هر کجای دنیا هر پزشک قانونی که نیاز باشه میام و هیچ باکی ندارم چون من خودمو دارم.
    به نظر من برای اینکه درآینده اینگونه دودلی ها و غیره پیش نیاد باید این کارو کنی چون دوسش داری این کارو کنی
    حالا که شما نکردی باید عواقب کارتو میسنجیدی.
    خلاصه اگه راهنمایی چیزی داری به ما بکن خوشحال میشم

    با کارتون موافق نیستم و بیشتر فکر میکنم این تحقیقات باید درمورد شخصیت و گذشته این خانوم انجام می شد و شناخت بیشتری کسب میشد نه ماما و دکتر!

  5. 5 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (پنجشنبه 08 اردیبهشت 90)

  6. #104
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اردیبهشت 90 [ 09:10]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    1,995
    سطح
    26
    Points: 1,995, Level: 26
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 64 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    سلام بچه ها
    خانوم mehrabooni ، حرفتو شنیدم... درکت کردم
    اما...
    تو منو درک نکردی
    اونقدرام که فکر میکنی ظالم و بی منطق نیستم
    بذار بگم که من خانوممو بخشیدم... 10-20 بار بهش گفتم بیا از صفر شروع کنیم
    20-30 بار رفتم وقت و بی وقت بغلش کردم اما پسم زد
    30-40 بار فقط توی همین ماه جلوش گریه کردم یا اومده گریه منو دید... بهش التماس کردم
    من الان 3 ماهه خودم غذای زنمو میدم...صبحانه شو میدم... هر چی خواست واسش فراهم میکنم...حتی خودم لباساشو تو لباسشویی میشورم... اینارم روش منت نمیذارم
    مگه من چی خواستم؟
    من تشنه محبتم...
    تشنه یه لبخندش... تشنه اینکه یکبار بغلم کنه
    تو این یکسال آرزو به دلم موند همدیگرو بغل کنیمو بخواب بریم... تو آغوش هم
    شما اینارو درک نمی کنید
    شما درک نمیکنید که عشق یکطرفه یعنی چی؟
    شما درک نمیکنید که زنه من مثه مانکن تو ویترینه که حق دست زدن بهشو ندارم...انگاری که با تمام آدمای غریبه یکی هستم
    من مشکلم نه نامزدشه... نه رابطه اش... نه دیگران...
    من مشکلم اینه که اون منو نمی بینه... دوستم نداره...عاشقم نیست
    آه کاش مرد بودید می فهمیدید من چی میکشم
    الانم باز دارم گریه می کنم...که تنها با گریه آروم میشم

  7. 5 کاربر از پست مفید ramin_zamani تشکرکرده اند .

    ramin_zamani (جمعه 09 اردیبهشت 90)

  8. #105
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    سلام آقاي زماني



    براي رفتن به نزد مشاور و دكتر روانشناس باليني چه كرديد ؟ كاري انجام داديد ؟

  9. 3 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (جمعه 09 اردیبهشت 90)

  10. #106
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اردیبهشت 90 [ 09:10]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    1,995
    سطح
    26
    Points: 1,995, Level: 26
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 64 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    بیرون نه ولی خود بهزیستی دکتر روانشناس معرفی کرده که جلسه 2 نفره رو قبلا رفتیم...بعدشم
    جلسه انفرادی واسه جفتمون گذاشت
    توی اولین جلسه انفرادی من، روانشناس به من گفت:
    " من به هیچ مراجعی اینجوری نمی گم و همیشه راهی جلوی پای زن و شوهرا می گذارم که زندگیشونو از نو بسازن ولی در مورد شما
    زنتون بدرد شما نمی خوره... زنه شما عادت کرده همیشه و هر لحظه یه اتفاقی تو زندگیش بیفته
    عادت به کتک خوردن پیدا کرده و اگه شما اوله زندگی اونو می زدید، زندگیتون اینجوری نمی شد
    گفت شما زندگی آروم می خواهید اما اون با آرامش بزرگ نشده
    گفت من پرونده تونو الان می فرستم دادگاه یا یه ماه به من فرصت بدید رو زنتون کارکنم...البته اینم بگم که تغییر کلی تو زنتون رخ نمیده فقط شاید یه کم باهاتون راه بیاد و موقتیه"
    منم گفتم باشه و قرار خانومم فردا اولین مشاوره انفرادیشو بره

  11. کاربر روبرو از پست مفید ramin_zamani تشکرکرده است .

    ramin_zamani (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  12. #107
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    نقل قول نوشته اصلی توسط ramin_zamani
    اگه شما اوله زندگی اونو می زدید، زندگیتون اینجوری نمی شد
    واقعا مشاور بهزیستی این حرف رو زد؟
    یعنی گفت برای اینکه زنذگی موفقی داشتید، باید زنتون رو اون اول کتک می زنید؟
    من اشتباه متوجه شدم یا منظور همین بوده؟
    توجیهش از این حرف چی بود؟

    انسانی که با کتک درست شه که ببخشید اسمش انسان نیست.
    من به استحقاق این فرد برای مشاوره دادن کاملا شک کردم. کاش بتونین مشاورتون رو عوض کنید.

  13. 2 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  14. #108
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 10 اردیبهشت 90 [ 09:10]
    تاریخ عضویت
    1390-1-03
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    1,995
    سطح
    26
    Points: 1,995, Level: 26
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 64 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    بله، دقیقا همین حرفارو زد
    گفت خانومه شما با کتک بزرگ شده
    جلوی کسانیکه که از خودش قویترن و کتکش میزنن، مطیعه
    و جلوی کسانیکه که بهش محبت میکنن و نازشو میکشن، سرکشه
    به قولی خانومه شما ضعیف کشه
    و گفت انتقام خانواده اشو از شما داره میگیره

  15. #109
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 تیر 90 [ 14:12]
    تاریخ عضویت
    1389-11-05
    نوشته ها
    349
    امتیاز
    2,831
    سطح
    32
    Points: 2,831, Level: 32
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,381

    تشکرشده 1,389 در 345 پست

    Rep Power
    50
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    بله، دقیقا همین حرفارو زد
    گفت خانومه شما با کتک بزرگ شده
    جلوی کسانیکه که از خودش قویترن و کتکش میزنن، مطیعه
    و جلوی کسانیکه که بهش محبت میکنن و نازشو میکشن، سرکشه
    به قولی خانومه شما ضعیف کشه
    و گفت انتقام خانواده اشو از شما داره میگیره

    به نظر من حق با مشاور است.کسی که تمام زندگی اش کتک خورده وقتی یکباره وارد یک زندگی جدید می شود ، نمی تواند یک شبه خودش را با شرایط جدید وفق دهد و دچار نوعی "گم شدگی" می شود و به اصطلاح خودش را گم می کند.اصل "تغییرات تدریجی" یک اصل خیلی مهم است.شما وقتی دارید در خیابان حرکت می کنید اگر به یکباره عرض جاده 4 متر کم شود اتفاقی که می افتد این است که شما تصادف می کنید.ولی اگر این 4 متر کاهش عرض در طول 1 کیلومتر و به تدریج ایجاد می شد ، هیچ مشکلی به وجود نمی آمد.شما هم نباید به یکباره کسی که در تمام عمر کتک خورده و با زور زندگی کرده است را در محیطی قرار می دادید که نظرش بسیار مهم تلقی می شود و همه چیز بر وفق مراد است.شما باید به تدریج ایشان را وارد این محیط می کردید.یعنی اول زندگی ، (نه اینکه ایشان را کتک بزنید) ولی سعی می کردید با زور حرف خود را به کرسی بنشانید ، سپس آرام آرام این سختگیری را کمرنگ می کردید تا ایشان فرصت تطبیق پذیری را داشته باشند.

    کسی که تمام عمر خودش را در یک غار سپری کرده ، اگر به یکباره بیاید زیر نور آفتاب ، کور می شود!


    دقت کنید در شرایطی که ایشان در خانه ای زندگی می کنند که پدرشان از لحاظ فکری و جسمی به ایشان حمله می کنند ، وقتی شخصی مثل شما به خواستگاریشان می آید ، گفتن اینکه ایشان با نامزد سابقش رابطه جنسی برقرار کرده ، آخرین چیزی است که به فکر یک انسان می رسد و در کمترین درجه ی اهمیت قرار دارد.این خیلی طبیعی است!

    شما شخصی را تصور کنید که تحت ضرب و شتم و فشار روحی است.حالا یک نفری که اصلا نمی شناسد و معلوم نیست از کجا آمده ، می آید و چیزی می پرسد.این شخص می داند که اگر حقیقت را بگوید ممکن است پدرش او را سالم نگذارد و یک بلایی بر سرش بیاورد.حالا شما اگر خودتان بودید حقیقت را می گفتید؟

    مسلما نمی توانید خودتان را به جای ایشان بگذارید.چون هیچ شرایطی پیش نیامده که شما از جان خود بترسید.وقتی کسی از جان خود می ترسد و می داند که اگر کاری کند ممکنه یک بلایی سرش بیاید ، در آن شرایط سخت مخصوصا برای یک خانوم تصمیم گیری خییییلی مشکل است.

    ما نمی توانیم از ایشان به خاطر اینکه به شما دروغ گفته ایراد بگیریم.ما نمی توانیم از ایشان به خاطر اینکه به شما ظلم کرده ایراد بگیریم

    این کار ها به خودی خود بد هستند.ولی ما باید از ایشان در حد یک انسان توقع داشته باشیم.نه یک سوپر من!

    اگر یک کسی از آسایشگاه روانی فرار کند و کسی را به قتل برساند ، هیچ آدم عاقلی وی را قصاص نمی کند.چون این آدم توانایی کاری بهتر از این را ندارد و کرده آنچه در توانش بوده.پس به جای قصاص آن را به آسایشگاه بر می گردانند

    شما تصور کنید یکی حدودا 20 سال از صبح تا شب استرس کشیده.تحت فشار بوده.کتک خورده.حالا یک شبه وی را بیاورند بیرون و بگویند حق تصمیم گیری داری.نظرت خیلی مهمه.همه چیز برات فراهمه.خب چه انتظاری دارید؟حداکثر توان این شخص همین بوده.به خدا بهترش را نمی توانسته انجام بده.اگر می توانست خب می داد.به اصطلاح :

    she did her best

    خب این بنده خدا چه گناهی کند که این نهایت کاری بود که می توانست انجام دهد

    شما فکر می کنید ایشان که به شما این دروغ را گفته بعدش پیش خودش نشسته و فکر کرده که : ایول خوب سرش را کلاه گذاشتم؟!!!!!

    خیر!

    تک تک لحظه هایی که شما را می دیدند مطمعنا ایشان از کرده ی خویش پشیمان بودند و عذاب وجدان داشتند.حساب کنید کسی یکی دو سال عذاب وجدان داشته باشد.می دانید چه فشاری به ذهن و جسم فرد وارد می آید؟

    خب تحت این همه فشار از همه طرف ، ایشان در همین حد توانستند تصمیم گیری کنند و توان بهتر از این را نداشتند.کسی نمی گوید حق با ایشان است .ولی اگر بگوییم : تقصیر ایشان است هم بی انصافی کرده ایم.

    شرایط این خانوم عادی نبوده که ما مجازاتی عادی برای این خانوم در نظر بگیریم.


    همین الان شما را ببرند پاسگاه پلیس و بگویند به فلان جرم اعتراف کن ، شما عمرا اعتراف نمی کنید و خیلی منطقی می گویید من این کار را نکرده ام که بخواهم اعتراف کنم.ولی اگر شما را ببرند شکنجه گاه و یک ماه شما را شکنجه دهند (دقت کنید این خانوم بیشتر از 20 سال شکنجه شده) نه تنها به آن جرم اعتراف می کنید ، بلکه به 1000 تا جرم دیگر هم اعتراف می کنید که شاید از آن مهلکه خلاص شوید (غریزه ی حب جان)

    به هر حال تصمیم گیرنده شما هستید.به نظر من به خانوم شما نمی شود ایراد گرفت.خانوم شما به خودی خود شخصی با درون پاک و پتانسیل بالا برای یک زندگی موفق است.منتها شرایط زندگی سرنوشتی دیگر برای ایشان رقم زده.مسلم است که اگر شما ایشان را نزد روانشناس ببرید و مدتی روی ایشان کار کنید و وقت بگذارید تا ایشان بتوانند محیط جدید را بپذیرند ، خودشان را تطبیق دهند ، اعتمادشان به شما باز گردد و بعد از همه این ها دوباره آن حس دوست داشتن به وجود بیاید ، از آن به بعد زندگی شما از کیفیت مناسبی برخوردار خواهد شد.

    این دیگر به خودتان بستگی دارد که بخواهید این وقت و هزینه را برای همسرتان بگذارید یا خیر


    پاورقی : کسی که تحت این همه فشار است نمی تواند یک رابطه ی موفق جنسی برقرار کند و محبت کند (در بالا گفتم ایشان دچار نوعی گم شدگی شده اند) . این یک اصل است که همیشه در دعوا ها و کشمکش های همسران ، روابط جنسی آخرین چیزی است که درست می شود.چون بستگی کامل به فکر ، درون ، جسم و احساس اشخاص دارد و اگر یکی از این چهار معقوله درست نباشند ، این روابط هم درست نخواهد بود .





    امیدوارم توانسته باشم کمکی بکنم

    با تشکر از توجه شما
    ارادتمند


  16. 9 کاربر از پست مفید arix تشکرکرده اند .

    arix (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  17. #110
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 بهمن 91 [ 11:43]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    237
    امتیاز
    2,402
    سطح
    29
    Points: 2,402, Level: 29
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    818

    تشکرشده 848 در 197 پست

    Rep Power
    39
    Array

    RE: فریب یا دروغ زنم2

    سلام رامین عزیز
    خدامیدونه چقدر از نوشتن اون پست از خودم دلخور و پشیمون شدم. راستش بعدش به این موضوع فکر کردم. به اینکه من حق نداشتم توی شرایط پر تنشی که شما و همسرتون دارید، دخالت کنم. حالا که اطلاعاتم زیاد نیست ، سکوت بهترین کار بود. چقدر دلم میخواست میتونستم اون پست رو پاک کنم.
    رامین به خدا من هیچ وقت توجیه نمیکنم . کار ماها عین اشتباه بوده . شاید یه تاپیک در مورد مشکل خودمم بذارم. اما در مورد زندگی خانوادگی شما، میدونم دوسش داری. خوشحالم که هنوز دوسش داری. امیدوارم همسرت این بازی رو تموم کنه. نذاره که این رنج ادامه داشته باشه. بهش بگو بیاد تاپیکتو بخونه. شاید بفهمتت. رامین به خدا من نه روانشناسم . نه یه آدم عقل کل. خیلی معمولی ام. اما میفهمم که جدایی، سقف خونتو خراب میکنه. خدا بزرگه.


    فقط یه کاری میکنم . از ته دلم برات دعا میکنم. دعا میکنم همه چی تموم بشه. دوباره همسرتو با عشق بغل کنی و اونم با عشق به زندگیت برگرده. به خدا منم الان دارم گریه میکنم . برای اینکه خیلی ناراحتم . من حرفایی که تو دل خودم مونده بود ، تو پست قبلی زدم. ولی ممنونم که درکم کردی.

    از اینکه اونقدر محبت داری که لقمه غذا تو دهن همسرت بزاری، اونقدر روح بزرگی داری که وقت و بی وقت بغلش کنی، از اینکه شجاعت داری که بهش بگی بیا از صفر شروع کنیم، خوشحالم.
    یه چیزی فقط. خدا تنهات نمی ذاره. خدا شاهد اینهمه محبت و بزرگ منشی تو هست. خدا دل عاشقا رو نمیشکنه. مطمئنم همه چی درست میشه. مطمئنم خدا کمکت میکنه. خدای ما، خدای خوبیه.

    امیدوارم مشکلت حل شه. هر روز میام و حرفاتو میخونم به امید اون روز که بگی همسرت به زندگیت برگشته....

    معذرت میخوام از اینکه درکت نکردم.

    خداحافظ.

  18. 4 کاربر از پست مفید mehrabooni تشکرکرده اند .

    mehrabooni (شنبه 10 اردیبهشت 90)


 
صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 23456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 دی 93, 23:38
  2. دروغ گفتن شوهرم
    توسط شوكا در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 21 آبان 91, 20:37
  3. بلوغ برادر کوچیکم و مشکلی که برام ایجاد کرده
    توسط sara.teh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 35
    آخرين نوشته: دوشنبه 29 فروردین 90, 10:05
  4. فریب یا دروغ زنم
    توسط ramin_zamani در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 فروردین 90, 01:45
  5. دروغ . بخشش . عشق
    توسط حنان در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 31 مرداد 87, 01:15

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.