ببینید،
معمولا برای به دست آوردن چیزی، حالا اون هر چیز می خواد هر چی باشه، باید بهایی پرداخت کرد. افرادی هستن که حاضر به پرداخت این بها هستن، هر چند بالا.
غربت رو نمی شه خیلی توصیف کرد، چون یه حسه. شما دندون درد رو نمی تونی تشریح کنی، دردی هست که اگر بیاد امان از آدم می بره، همین!
افرادی هستن که من می شناسم و بعد از آمدنشون به غربت، اصلا هم حس غربت و غریبی نکردن، چه ایرانی چه مربوط به ملیت های دیگه. افرادی هم هستن که بعد از 50 سال، تا با گوگل ارث عکس سرزمین مادری اشون رو می بینن، می زنن زیر گریه!! می خوام بگم، حس ها و حتی کنار آمدن با این حس ها در افراد یکی نیست. این مورد رو تا تجربه اش نکنید نمی تونید تخمین بزنید، شاید ظرفیت تحمل درد در شما بیشتر باشه از یکی دیگه.
حرفهای حامد عزیز کاملا درسته. شما باید ببینید چطور می خواهید بیایید این طرف و این که پلهای پشت سرتون رو با پناهندگی و ... خراب نکنید. من از همون اولش چون می دونستم می تونم هر لحظه که اراده کنم سوار هواپیمای بعدی بشم و بیام ایران، فکر می کنم این خودش یک آرامش دهنده بود برام، یک قوت قلب.
بقیه اش رو بعدا می نویسم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)