به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 54
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 تیر 93 [ 15:40]
    تاریخ عضویت
    1389-12-03
    نوشته ها
    453
    امتیاز
    4,461
    سطح
    42
    Points: 4,461, Level: 42
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,177

    تشکرشده 2,204 در 465 پست

    Rep Power
    61
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    سلام سابينا جان. منم به نوبه خودم از اتفاقي كه واست افتاده متاسفم. اما فقط اميدوارم تصميمت براي رفتن، جهت فرار از مردم نباشه. منم بارها تصميم گرفتم برم جايي كه ديگه نخوام با حرف هاي مردم مواجه شم. اما اگر عاقلانه تر بخواين فكر كنيد، درد و رنج غربت، اون هم تنهايي، خيلي سخته. اگر قراره اين تصميم رو بگيري هدف والايي براي كارت داشته باش عزيزم. در غير اينصورت غربت با زندان چندان فرقي نميكنه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید shabe barooni تشکرکرده است .

    shabe barooni (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  3. #22
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    دوستان غربت کجاست؟ بیاید غربت رو تعریف کنیم
    غربت جاییه که در اون زاده نشدی، جاییه که فامیل و آشنایی نداری، جاییه که فرهنگش با تو متفاوته، جاییه که باید کار کنی، بجنگی تا زنده بمونی...
    غربت جاییه که همدلی نداری ...
    وطن کجاست ؟
    وطن جاییه که در اون زاده شدی، فامیل و آشنا و حتی برادرت بعد فوت پدر در هیچ مرحله خوب و بد زندگی باهات همراه نبودن ... وطن جاییه که به جز مادر چیزی درش نداری ... وطن جاییه موفقیت هات تحمل نمیشه و برعکس هر جا شکست خوردی صد ها چشم رو می بینی که دارن می پان و لبخند موذیانه و خوشحال برلب
    غربت جاییه که امیدی هست که برای استعداد هات بهت امتیاز بدن، بخاطر موفقیت هات تحسین میشی، اگر بتونی برای خودت جا باز کنی و زندگی کنی دیگه مردم کاری ندارن که تو قبلا ازدواج کردی یا نه، دست کسی به نک ناخونت خورده یا نه، کسی قبلا تو رو با اسم کوچیک صدا کرده یا نه
    وطن جاییه که تمرکز همه فقط به یک قسمت از بدن زن هست و با موقعیت اون درجه بندیت می کنن! تمام ارزش تو با عرض معذرت به اینه که دوشیزه هستی یا نه، به نوشته های دوستان توی تاپیک های مرتبط دقت کنید، اینها مشتی از خروار هست...
    وطن جاییه که تو رو دست دوم می دونن بعد طلاق و کافیه یک بر رو رویی هم داشته باشی تا دلیل کافی برای قایم کردن شوهراشون و برادراشون و هر چی مذکر دم دست دارن از ترس تو داشته باشن!
    مقایسه که می کنم می بینم مطمئنم اگر یه دانشگاه خوب پذیرش با بورس بگیرم تطابقم با فرهنگ اونها خیلی راحتتره تا این فرهنگ
    ضمنا می تونم بگم که تصمیم من برای رفتن از ایران سابقه ای بس طولانی داره و 80 درصد قبل از این که این بلا سرم بیاد تصمیم داشتم که برم و در حال جستجو بودم، بعدشم قرار بود با محمد بریم، الانم باز ادامه همون تصمیمه ، اون 20 درصد تردید رو هم خوب این طلاق پر می کنه !
    عجب انشایی نوشتم ها!

  4. 3 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (دوشنبه 12 اردیبهشت 90)

  5. #23
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    اگر می توانید با یک استاد در یکی از دانشگاهها تماس بگیرید و بگویید مایلید زیر نظر او دکتری بخوانید. ویزاتون که درست شد می توانید مهاجرت کنید.

    چون امکان دکتری خواندن برای شما هست، به شما حقوقی هم می دهند که بتوانید امورات خود رو بگذرونید. البته بستگی به کشوری که می روید داره.

    ولی پلهای پشت سر رو خراب نکنید.

    امیدوارم هر جا هستید موفق باشید.

  6. 2 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  7. #24
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    آقای حامد عزیز ممنونم از توضیحاتتون
    ولی متوجه نشدم منظور از خراب کردن پل های پشت سر چی بود
    اگه میشه بیشتر توضیح بدید

  8. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    سلام
    به نظر می رسه تصمیم خودتون رو گرفتید.
    باید بگم زندگی تو غربت سخت تر از اونی که فکرش رو می کنی (البته مطئنا از پسش بر می آیی)
    فقط خواستم بگم وطن جایی که برای مبارزه کردن هاتم انگیزه داری
    جایی که وقتی از تمام دنیا دلت بگیره با رفتن سر قبر عزیزت یا با یک بوسه از دستهای مادرت ( یا حتی یک نگاه در چشمهاش) تحمل غمهای عالم برات اسون می شه.
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  9. 3 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  10. #26
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    البته آدمها تحت شرایط مختلف مهاجرت می کنند.

    ولی برای مثال بعضی ها هر چه در ایران دارند رو می فروشند و می رود. وقتی بعد از 1-2 سال پشیمون می شوند، دیگه راهی برای برگشت ندارند.

    یا اینکه می روند پناهنده می شوند...

    فکر می کنم اگر شما بتوانید از طریق همین دکتری بیایید اینور، به طوری که وقتی می آیید بتوانید بلافاصله شروع به ادامه تحصیل بکنید خوب باشه. اینجا دکتری رو می خونید. وقتی مدرک رو گرفتید می تونید تصمیم بگیرید که برگردید ایران یا بمونید. اگر زحمت بکشید و تلاش زیاد کنید به نتیجه می رسید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا
    وطن جاییه که در اون زاده شدی، فامیل و آشنا و حتی برادرت بعد فوت پدر در هیچ مرحله خوب و بد زندگی باهات همراه نبودن ... وطن جاییه که به جز مادر چیزی درش نداری ...
    مطمئنم بعد از مهاجرت نظرت در این رابطه خیلی متفاوت میشه.
    وقتی همین برادر هم نباشه که بخوای یک شب مهمونی بری خونه اش...
    وقتی همون مادر هم نباشه که وقتی بیمار شدی یک سوپ برایت درست کنه.

    ببخشید اگر من اینقدر از بدیهای این طرف می گم. من نمی گم مهاجرت یک اشتباهه. ولی مشکل اینه که مردم داخل ایران غرب رو فقط از توی فیلمها و تلویزیون دیدند. یا فوقش یکی دو بار مسافرت کردند و بهشون خوش گذشته.
    ولی اکثراً بعد از چند ماه زندگی توی ذوقشون می خوره. حالا دیگه این به خود طرف بستگی داره که چطور بتونه با اون شرایط کنار بیاد.

    با این حال من فکر می کنم از اونجا که شما امکان پذیرش دکتری برایت هست، اگر از این طریق بیای، به دلیل اینکه حداقل از نظر مالی مشکل زیادی نداری، کمتر از بقیه بهت فشار میاد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا
    غربت جاییه که امیدی هست که برای استعداد هات بهت امتیاز بدن، بخاطر موفقیت هات تحسین میشی،
    بله، از این جهات از ایران بهتره.
    البته اینجا هم خانمها دیرتر از آقایون کار پیدا می کنند و کمتر حقوق می گیرند.
    به اضافه ی اون خارجی هم هستیم. مطمئن باشید اگر شما و یک نفر که اهل اون کشور هست از نظر توانایی در یک حد باشید، در اکثر مواقع برای استخدام شما گزینه اول نخواهی بود.

  11. 4 کاربر از پست مفید hamed65 تشکرکرده اند .

    hamed65 (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  12. #27
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 09 اسفند 97 [ 15:39]
    تاریخ عضویت
    1389-6-20
    نوشته ها
    223
    امتیاز
    7,354
    سطح
    57
    Points: 7,354, Level: 57
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    209

    تشکرشده 280 در 139 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط lantana
    نقل قول نوشته اصلی توسط footer2
    درود
    نظر مردم داخل که مشخصه.اما مردمی که خارج از ایران زندگی میکنند با بیماری افسردگی و وسواس آشنایی بیشتری دارند و زیاد براشون قابل قبول نیست که بخاطر این مشکل همسرتون ازشون جدا شدید و به خارج رفتید.وجهه خوبی نداره.
    اما تو ایران اگر بگی شوهرم افسردگی شدید داشت و وسواس داشت و بی مسئولیتم بود ممکنه بهت بگن آفرین خودتو راحت کردی.ولی چون در اروپا و آمریکا تعداد زیادی بیمار افسرده هست و همه این واقعیتو قبول دارن ممکنه دیدشون بد باشه.
    به هیچ وجهی اینطور نیست. اینجا مردم به توانایی های یک فرد احترام می ذارن و همین طور به ناتوانایی هاش. وقتی یک فردی دیگه " نمی تونه" راهی رو ادامه بده که شاید در انتهاش نابودی انتظار خودش رو هم می کشه، حالا تکیه گاه فرد دیگری بودن بماند، کات کردن اون رابطه به " هیچ وجهی" وجهه بدی نداره. این که در خارج افسردگی بیشتره یا در ایران، بحثی است که از عهده اینجا خارجه. مردم ایران هوز با رفتن نزد یک مشاور خانواده مشکل دارن و می گن من مشکلی ندارم، چه برسه که برن پیش یک روانپزشک تا بیماری افسردگی اشون رو تشخیص بده!

    پس آماری که در ایران در مورد افسردگی هست، به نظر شخص من، با واقعیتی که در جامعه هست نمی خونه.
    چرا به هیچوجه اینطور نیست!یعنی واقعن نیست؟؟؟
    اینکه به توانایی های فرد احترام میذارن درست کسی حرفی از توانایی نزد.
    کسی هم اسمی از رابطه نیاورد که فرمودید کات!سابینا و آقا محمد زن و شوهر هستن!
    چیزی که اونجا عادیه و من خودم میدیدم روابط نامشروع و بی تعهدیه که آخرش هم معمولن میشه کات به قول شما!
    یا کسی قبول میکنه مسئولیت پذیری را یا نمیکنه.من چند سال خارج بودم چند سفر کوتاهم داشتم به واسطه کار پدرم.زیاد این موارد را دیدم.
    ممکنه کسی با مشاور خانواده در ایران مشکل داشته باشه اما در مورد روانپزشک قبول ندارم!
    میدونید چرا؟ بهتون میگم.
    در ایران مراجعه کنندگان به روانپزشکان بیشتر از مشاوراست!میگید نیست؟یه چرخی بزنید تو تهران خودمون ببینید درسته یا نه.
    کلی مشمول سرباز معاف میشن از خدمتشون چون افسردگی داره.اینکه چه میدونم وجهه خوبی نداره را کاری نداریم ولی چیزی که شما از اونجا و اینجا میگی یه ذره متفاوته

    به هیچ وجهی اینطور نیست. اینجا مردم به توانایی های یک فرد احترام می ذارن و همین طور به ناتوانایی هاش. وقتی یک فردی دیگه " نمی تونه" راهی رو ادامه بده که شاید در انتهاش نابودی انتظار خودش رو هم می کشه، حالا تکیه گاه فرد دیگری بودن بماند،
    به بیمار بودن یه نفر اهمیت نمیدن یا بی احترامش میکنن اونجا؟
    کسی نمیتونه راهی رو ادامه بده و به نابودی کشیده بشه؟!؟؟!قضیه رو بزرگ نکنید.توی تایپیکی که سابینا مشکلشو گفته پستهای منو بخونید در مورد افسردگی.
    الان مثل دادگاهی میمونه که محمد یه پسر 15 سالست و نه وکیل داره نه مدافع.کسی هم که از محمد میخواد دفاع کنه نمیتونه حرفی بزنه چون دادستان و نماینده دادستان و شاکی و قاضی از شاکی دفاع میکنه! افسردگی شخصیت و خلق و خو و اعصابو وحشتناک تحت الشعال قرار میده!!!!تا کسی افسرده نباشه نمیتونه بفهمه.
    اینجارا بخونید.پست من و Pardis81:
    http://www.hamdardi.net/thread-16157...html#pid146699

    نقل قول نوشته اصلی توسط Hamed65
    البته این رو باید به شما بگویم که اگر می خواهید با یک ایرانی ازدواج کنید، بعد از مهاجرت به خارج از کشور، موقعیتهای خیلی کمی برای ازدواج خواهید داشت.
    همه اینها بستگی به روحیات خود شما و اینکه چه شخصی را می پسندید داره.

    حتی اگر در شهر و کشوری زندگی کنید که نسبت به جاهای دیگر ایرانی های زیادی داشته باشه، شما فوقش بتوانید بعد از 1 سال با 100 نفر ایرانی آشنا شوید.
    حالا باید ببینید توی اینها چندتا مرد مجرد که سنش به شما بخوره پیدا می شه! بعد از بین اونها باید ببینید چندتا از اینها اصلاً قصد ازدواج دارند (در خارج از کشور زیاد نیستند!). بعد تازه می رسید به این مرحله که ببینید کدوم به درد شما می خورند.

    در خارج از کشور برای ازدواج 3 راه وجود دارد.
    - ازدواج با غیر ایرانی: برای اینکار باید شما هم فرهنگ و طرز تفکر و مذهب خودتون رو تا حدود زیادی تطبیق بدهید به اینها.
    - ازدواج با یک نفر در ایران و آوردن او به خارج از کشور: خودتون باید ویزا درست حسابی داشته باشید. دوندگی هم داره. بعد هم چطور می خواهید چشم بسته از خارج از کشور و یا طی یک مسافرت چند هفته ای کسی را برای ازدواج انتخاب کنید؟ تازه شما خانم هستید، نمی شود که بروید ایران خواستگاری!! وقتی هم که ایران نباشید، کسی در ایران شما را نمی بیند که بیاید خواستگاری!
    - یا اینکه از بین همون تعداد کمی پسرهای ایرانی که در اون کشور می شناسید ببینید کدومشون قابل تحمل تره و با او ازدواج کنید. اینجا خیلی شاهد ازدواجهایی هستیم که اصلاً دو طرف به هم نمیان. ولی چون چاره ای نیست، با هم ازدواج کردند.


    چون نمی خواستم یک وقت در کار شما دخالت کنم نپرسیدم.
    ولی حقیقتش من مطمئن نیستم که مهاجرات اصلاً برای شما تصمیمی درست باشد... آقای تسوکه هم یک اشاره ای به این موضوع داشتند.
    البته من چیز زیادی از شرایط شما نمی دونم.
    یک پسر تنها در اینجا بعد از مهاجرت با مشکلات بزرگی رو به روست، چه برسه به یک خانم تنها.

    1 نفر رو می شناسم که شریف درس خونده، بعدش هم استخدام ایران خودرو بوده. به سرش زده بیاد اینجا برای فوق و دکتری. با تمام هوشش الآن 35 سالشه و به علت فشارهای زندگی هنوز درسش تموم نشده. خیلی پشیمونه. در صورتی که ایران برای خودش در سنین جوانی حقوق خوبی داشته.

    یکی دیگه هم از امیر کبیر اومده و اون هم خیلی کارش درسته، ولی وقتی باهاش به صحبت می نشینم اینقدر از بدبختی و سختی های اینجا صحبت می کنه که آدم از همصحبتیش خسته می شه. اون هم حدوداً 35 سالشه.

    جفتشون هم مجرد هستند. می خواهند ازدواج کنند، ولی کسی نیست!
    واقعاً خیلی سختی می کشند.

    اگر 17 سالتون بود، اینجا یک فامیل داشتید، مشکل مالی نداشتید، شرایط برای مهاجرت خیلی بهتر بود...

    یکی از آشنایان ما که یک دختر 28 ساله است چندین سال که عاشق مهاجرته. بالاخره تونست یک ویزا 3 ماهه بگیره بیاد. وقتی اومد، خودش زندگی در اینجا رو دید، متوجه شد که توی ایران تو خونه پدری زندگی کردن کجا، توی غریبی و بی کسی توی رستوران کار کردن و نصف شب درس خوندن کجا. خدا رو شکر پشیمون شد برگشت.

    می دونید چندتا ایرانی در همین دانشگاه ما هست که 30 سالشونه، هنوز نتونستند یک لیسانس بگیرند؟

    البته آدمهای موفق هم داریم. ولی خب، برای این موفقیت در خارج از کشور آدم باید سختی های زیادی بکشه. واقعاً نمی دونم می ارزه یا نه...

    سرتون رو خوردم، چشم، دیگه نمی نویسم :)

    در ضمن اگر حرف مردم برایتان مهم هست پس به این مسئله هم دقت کنید:

    خودتون رو برای این قضیه آماده کنید که در جامعه همه به شما به چشم یک خارجی و مهمان نگاه کنند. شما با همه فرق دارید و باید با این قضیه کنار بیایید.
    آفرین

  13. 4 کاربر از پست مفید footer تشکرکرده اند .


  14. #28
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    بچه ها لطفا انصافو رعایت کنید؛ فوتر عزیز چون شما افسرده بودید فقط درکی از موقعیت محمد دارید و نه موقعیت من که 2 ساله از حداقل خواسته های یک زن در زندگی مشترک محروم بودم و معلوم هم نیست تا کی باید محروم باشم، تازه معلوم نیست افسردگی امروز درست بشه و فردا من بچه ای بیارم و مجددا عود کنه ، محمد هم حداقل می تونه یه زنگی به من بزنه بعد از یه هفته ببینه اصلا من مرده م یا زنده، فردا مادرمو می بریم عمل اینها اصلا خبر ندارن، یعنی خبری نگرفتن که داشته باشن ، یعنی یه زن لااقل این انتظارو هم نداره که همسرش تو لحظات سخت همراهش باشه ؟
    دوستان من به زندگی مشترک پا گذاشتم که زندگی کنم، نه پرستاری !
    مورد پردیس هم با من کمی فرق داره از این جهت که ایشون زن هستن و محمد مرد، هیچ مردی به زن به عنوان تکیه گاه و نان آور نگاه نمی کنه، ولی وقتی مرد این مشکل رو داره وضعیت به مراتب حادتر میشه
    درمورد خارج از کشور زندگی کردن هم دوستان بیاید من خودمو به شما معرفی کنم که رتبه فلان و نمره بهمان رو دارم ولی توی کشور خودم یه شغل درست حسابی و آبرومند نمی تونم پیدا کنم
    باید معرفی کنم پزشکان بیکارو و دوستمو که دانشجوی دکتراس و نه کاری داره و نه همسرش که خارج تحصیل کرده کاری داره
    میخوام بگم وضعیت ایران هم همچین گل و بلبل نیست
    متاسفانه تا اسم خارج میاد ما احساسات ناسیونالیستیمون بیدار میشه ولی خوب باید واقع بین بود و دید وطن تاحالا چی به من داده؟
    مگه همین مردهای وطن نیستن که تا میشنون طرف مطلقه هست ...
    مگه همین زنهای هموطن نیستن که میترسن شوهرشونو بدزدی و تا دوست دارن پشت سرت صفحه میذارن
    مگه همین مردم وطنی نیستن که مثل آقای شیما تا میبینن پسرشون رفته سراغ زن مطلقه فحش و ناسزا هست که بارش می کنن؟
    وطن جاییه که من راحت باشم ...

  15. 3 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    نیلا (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  16. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 مهر 90 [ 02:15]
    تاریخ عضویت
    1389-10-09
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    1,580
    سطح
    22
    Points: 1,580, Level: 22
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 30 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    ببینید،

    معمولا برای به دست آوردن چیزی، حالا اون هر چیز می خواد هر چی باشه، باید بهایی پرداخت کرد. افرادی هستن که حاضر به پرداخت این بها هستن، هر چند بالا.

    غربت رو نمی شه خیلی توصیف کرد، چون یه حسه. شما دندون درد رو نمی تونی تشریح کنی، دردی هست که اگر بیاد امان از آدم می بره، همین!

    افرادی هستن که من می شناسم و بعد از آمدنشون به غربت، اصلا هم حس غربت و غریبی نکردن، چه ایرانی چه مربوط به ملیت های دیگه. افرادی هم هستن که بعد از 50 سال، تا با گوگل ارث عکس سرزمین مادری اشون رو می بینن، می زنن زیر گریه!! می خوام بگم، حس ها و حتی کنار آمدن با این حس ها در افراد یکی نیست. این مورد رو تا تجربه اش نکنید نمی تونید تخمین بزنید، شاید ظرفیت تحمل درد در شما بیشتر باشه از یکی دیگه.

    حرفهای حامد عزیز کاملا درسته. شما باید ببینید چطور می خواهید بیایید این طرف و این که پلهای پشت سرتون رو با پناهندگی و ... خراب نکنید. من از همون اولش چون می دونستم می تونم هر لحظه که اراده کنم سوار هواپیمای بعدی بشم و بیام ایران، فکر می کنم این خودش یک آرامش دهنده بود برام، یک قوت قلب.

    بقیه اش رو بعدا می نویسم.


  17. 3 کاربر از پست مفید lantana تشکرکرده اند .

    lantana (شنبه 10 اردیبهشت 90)

  18. #30
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: زندگی من بعد طلاق چطوری خواهد بود؟!

    سابینا جان متاسفانه باید عرض کنم شما هم توقعت از همسر زیاده، هم از زندگی، هم از وطن!
    شما دو سال در دوران عقد بودی، زندگی مشترک نبوده که حالا عنوان میکنی توقعاتت از زندگی مشترک برآورده نشده. در دوران عقد، در جامعه ما بخصوص شما که در آذربایجان هستی، هرچند شرعا زن و شوهر محسوب میشید اما حریمها را باید رعایت کنید تا اینکه وارد زندگی بشید. البته کاملا قبول دارم که سالی که نکوست از بهارش پیداست و دوران عقد باید گل و بلبل باشد. اما این کلمه "باید"متاسفانه در اکثر موارد فقط یک انتظاره از سمت ما خانومها. تازه بر عکس هم هست. چون معمولا مردها وقتی عقد میکنن انگار دیگه خیالشون راحت میشه که طرف رو تصاحب کردند و دیگه حالا باید برند دنبال کارشون!

    ولیییییییییییییی! سابینا من کاری ندارم شما چه تصمیمی گرفتی و چیکار میخواهی بکنی. اما چرایی تصمیمات ات و فلسفه پشت اونها اشکال داره.
    اولا که توقعت از دوران عقد خیلی بالا بوده، حالا چوبش رو داری میخوری (چرا دوران عقد رابطه جنسی برقرار کردی؟!!!)
    شما فرض کن الان طلاق گرفتی و قراره تا مدتها بی خیال مرد دیگه ای و رابطه عاطفی و جنسی و... بشی، خوب چرا همین الان بی خیال این رابطه نمی شی و اجازه نمی دی به شوهرت که تحت شرایط روحی بهتری درمان بشه؟ تو این فاصله هم میتونی درست رو بخونی یا سر کاری بری.

    در ضمن در مورد حرف دیگران:
    مادامیکه خودت اونقدر نسبت به خودت بی رحمی که خودت رو یک زن مطلقه دوبار شکست خورده و لایق نگاه و حرف مردمو... ببینی، قطعا مردم همین کار را با شما خواهند کرد. هر وقت خودت خودت رو رها کردی و چسبیدی به زندگیت و باور کردی که همیشه برای ساختن یک زندگی خوب فرصت هست، اونها هم این رو باور خواهند کرد.

    در مورد خارج رفتنت:
    توقعت خیلی از اون ور آب بالائه! بخدا اونقدر باید تلاش بکنی که اگر نصف اون میزان را در ایران تلاش کنی خیلی زودتر به موفقیت میرسی.

    در مورد ازدواج اون ور آب هم بنده با ایرانی ها اصلا کاری ندارم از خود خارجیها میگم:
    خانمی را میشناسم که تحت شرایط خیلی بدی مجبور شد طلاق بگیره الان بعد از سه سال میگه: مردها فقط میخوان با آدم رابطه داشته باشند و من همچین آدمی نیستم که بخواهم به چنین روابطی تن بدم.
    خانم دیگری از دوستان بنده داره با هم خونه ای زندگی میکنه و ازدواجی در کار نیست تازه بچه اون آقا رو هم نگه میداره و کلی هم باید سرویس بده تازه از جیبش هم باید خرج کنه!
    خانمی را در یکی دیگه از کشورهای متمدن میشناختم که پزشک بود! و در یک کلینیک خیلی معروف و بزرگ کار میکرد اما از 3- 4 سال قبل اش که همسرش رهاش کرده بود و با زن دیگری رفته بود و این مجبور شده بود طلاق بگیره، میگفت هیچ مردی جز برای خوشگذرونی بهش نگاه نمیکنه و خبری از ازدواج نیست. و این خانوم میگفتش که من علاقه ای به این نوع روابط ندارم.

    یکی از دوستان آیه خوبی از قرآن آورده بود (سوره نسا) فکر میکنم آقای خار پشت بودند. سابینا شما که پیه طلاق رو به تنت مالیدی، پس میتونی بدون اینکه انگ طلاق بهت بخوره یک فرصت درمانی منتها تحت شرایط خوب (بدون تنش و فشار و شرط تعیین کردن) به همسرت بدی. اگر نشد برای شما سال دیگه یا امسال چه فرقی میکنه؟ با یکی دو سال اینور اونور شدن هیچکس زندگیش کن فیکون نشده!
    تازه اگر هم خواستی به هر دلیل جدا شی، اونقدر که مردهای داخل ایران علاقمند به ازدواج هستند، مردان خارجی (غربی) تمایلی به ازدواج ندارند. تازه اونم می بینی دو تا بچه دارند بعد می بینند خوب حالا با هم تفاهم دارند و میتونند ازدواج کنند، یا اینکه نه همینطوری ادامه بدن مسئولیتشون کمتره!!!




  19. 9 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (سه شنبه 20 اردیبهشت 90)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.