دوست من هر جوابی هر چند تلخ ممکن است راهی برای انسان بگشاید یا شما را در راهتان ثابت قدمتر کند یا حداقل شمارا بیشتر به فکر کردن راجع به موضوع مورد نظرتان وادار کند .
درحقیقت شوخی بدون اجازه من یک نوع پیشنهاد بود زیرا در این سایت خیلی از مادرها راجع به فرزندانشان میپرسند و خیلی از خواهر ها در مورد مشکلات برادرانشان سوال میکنند .همسران راجع به همسران ، پسرها از نامزدهایشان و...دختران از نگرانیهایشان صحبت میکنند ...و غیره ...
پس من بیراه نگفتم و پیشنهاد من بسیار منطقی تر از طرح پیشنهاد شما بود که دوست دخترتان از شهر دیگری با خواهر و مادر شما تماس بگیرد و ماجرای علاقه شما را راجع به خودش به خانواده شما که از نظر بعد زمانی و مکانی بسیار نزدیکتر از آن خانم به شما هستند توضیح بدهد .
پیشنهادی که کردید کمکی به شما نمیکند بلکه باعث بی اعتمادی و نارضایتی بیشترخانواده شما نسبت به شما میشود زیرا فکر میکنند به همین زودی میان شما وآنان انقدر فاصله افتاده است که حرف دل شما را باید از خانم غریبه ای بشنوند .
بهترین راه حل آن است که خجالت را کنار بگذارید و خودتان با خواهر یا مادرتان راجع به این موضوع صحبت کنید و از آنان که بهترین کسان شما هستند راهنمایی بطلبید زیرا راهنمایی آنان دلسوزانه و تا رساندن شما به نتیجه مطلوب ادامه خواهد داشت.
لطفا سلام من را به آقایمان امام رضا ع برسانید








علاقه مندی ها (Bookmarks)