به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #5
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: عصای زندگی


    ...نمی دام چرا با ورود سوسن به زندگیم همسرم شده بود سراب و دست نیافتنی تر. مقایسه کارهای این دو زن ناخودآگاه شده بود قسمتی از برنامه روزانه‌ی من.
    یادم میاد روزها وقتی از اداره بر می گشتم همسرم از من نمی پرسید: خسته ای؟ ناهار یا کوفتی زهرماری خوردی یا نه؟ بیرون چه خبر؟ چایی می‌خوری؟ولی سوسن اصرار می کرد از سیر تا پیاز مسائل روزم را برایش تعریف کنم. و از گفته هایم سیری نداشت.
    همیشه برای احوال پرسی و ابراز عشق به همسرم، مرتب از اداره تماس داشتم ولی او وقتی تماس می گرفت که چیزی نیاز داشت. در برابر این دختر لحظه به لحظه با تلفن زدن و پیامک هایش از حال من باخبر بود.
    شبی از تب می سوختم همسرم حتی قرص و آبی دستم نداد ولی سوسن وقتی فهمید که من سرماخورده ام ، قابلمه ای سوپ داغ برایم دم اداره آورد.
    سوسن به من نگاه می کرد متوجه می شد که من از چیزی ناراحت هستم .ر وزی با اصرار ش به او گفتم که بدهکارم و او طلاهایش را برای دادن دینم فروخت چیزی که تا به حال همسرم از آن حرفی نمی زد .سوسن با این که در خانه ما نبود می دانست که من در ماه چقدر قسط می دهم ولی همسرم که دفترچه قسط ها دم دستش بود از بدهی من خیر نداشت.
    شنیده بودم عشق کر می کند و کور. اما نمی دانستم من هم تا این حد عاشق خواهم شد . فقط می دانستم که من و سوسن یک روحیم در دو بدن و به هیچ وجه نمی خواستم او که همه دنیایم شده بود را از دست بدهم. خودمان عقد مان را خوانده بودیم و خیال مان از این که او رشیده است و گناهی نمی کنیم راحت بود. گاهی او را به بهانه مأموریت به کنار دریا و شهرهای دیدنی می بردم. هنگامی که با او بودم از هر نظر ثروتمند شده بودم دیگه لازم نبود ناز همسرم را می کشیدم و شاهد کم محلی هایش باشم، دیگه سرم پیش خدایم بالا بود که خودارضایی نمی کنم و گناه.
    داستان عجیب ما پایانی نداشت نمی دانم چرا هر چه من بیشتر به سوسن پیوند می خوردم ،از همسرم فاصله می گرفتم .

    بعد از مدتی همسرم تلاشش به زندگی بیشتر و بیشتر شده بود او به فشاری که به خودش می آورد به من زورکی می گفت که دوستت دارم از گفته هایش فهمیدم که به من و سوسن شک کرده است . شاید هم به خودش لعنت می فرستاد که چرا بارها و بارها سوسن را به خانه دعوت می کرد. از این که می دیدم مثل گذشته ی تلخ من دارد طعم التماس و شکسته شدن را تجربه می کند کبکم خروس می خواند. دیر دیر شده بود و حنای او برای من رنگی نداشت.

    این روزها سوسن در خواست طلاق او را به طور رسمی، می داد و می گفت نگران نباش من هم کار می کنم تا مهریه اش را قسطی بدهیم. تمام پل های بازگشت به زندگی قبلی برایم خراب شده بود و من تنها به زندگی با سوسن فکر می کردم و بس
    .



    این هم آخرین بخش از این داستان واقعی که بدلیل موضوع دوستمون SCI ایجاد شد اما امیدوارم آخر داستانشون شبیه هم نباشه

    منبع

  2. 4 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (دوشنبه 19 اردیبهشت 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فشار عصبی و فکری در مورد کارم
    توسط bb12 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 خرداد 94, 01:33
  2. اعصاب فوق العاده ناراحت خواهرم
    توسط نازنین 2 در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 21:17
  3. خواهر و برادر ناسازگار و اعصاب خورد کن
    توسط من راضیه هستم در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 اردیبهشت 94, 13:12
  4. چرا اینقدر عصبی؟چرا اینقدر عصبانی؟
    توسط کاربر19 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 24 مرداد 93, 12:06
  5. چگونه با همسر عصبانی و پرخاشگر کنار بیایم؟
    توسط دختر بیخیال در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 اسفند 92, 09:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.