تاپیک جالبی بود
همسرم در ابراز محبت مغرور هست و باید التماسش کنم تا به من بگه دوستت دارم .بهترین خاطره ام مربوط می شه به زمان زایمانم .
وقتی از اتاق عمل اووردنم بیرون ، من که یادم نمی یاد ولی مثل اینکه خیلی گریه می کردم و از درد ناله می کردم بعد از چند روز ماردرم به من گفت که همسرم مثل مرغ پر کنده شده بود و از دم ریکاوری تا توی بخش که می آوردنم اون دایم من را جلوی همه می بوسیده و سرم را نوازش می کرده و هم نوا با من گریه می کرده . یادم هست وقتی در حالت نیمه هوشیاری بودم یکی از فامیل از همسرم پرسید چه حسی دارید اون جواب داد که فقط نگران خانمم هستم .اون لحظه انگار یه شوک به من دادن و کاملا به هوش اومدم اما اصلا به رو خودم نیاوردم و با شیرینیش به خواب رفتم.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)