به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1389-10-19
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,915
    سطح
    26
    Points: 1,915, Level: 26
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 13 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیدونم مشکل از چیه

    ممنون دوستان، شوهرم چند روزه زنگ کوتاهی میزنه بعضی وقتا و فقط یکبار درباره یک مسئله مربوط به عروسیمون حرف زد، اما من نمیدونم چرا نمیتونم دیگه باهاش راحت حرف بزنم(البته قبلا هم خیلی زیاد نبودم به مرور بدتر شدم) هنوز زیر یه سقف نرفتیم حس میکنم ازش بدم میاد و دوسش ندارم یا وقتی فکر میکنم نمیدونم اصلا چرا انتخابش کردم، لطفا کمک کنید؛ خیلی عصبی شدم...

    نقل قول نوشته اصلی توسط نيكا.امين
    سلام عزيزم

    فكر ميكنم شما هم مثل من زندگيت دچار تنشي شده كه عامل اصليش خود خودتي

    منم دقيقاً تو شرايطي شبيه به شرايط شما بسر ميبرم .

    ولي من به كمك دوستان تالار عامل اصلي مشكلمو پيدا كردم .

    دوست گلم مشكل من اين بود كه :

    من به هر دليلي كه با شوهرم اختلاف نظر داشتم ( خيلي مسائل عادي و پيش و پا افتاده ) فوراً با اخم و قهر اعتراضمو نشون ميدادم . و اينقدر اين مسئله تكرار شد تا در شوهرم يه ذهنيت بد از من ايجاد شد .

    تا جايي كه خودش بهم گفت احساس خوبي نسبت به من نداره و از من ميترسه .

    شما هم دقيقاً اين حالت رو دارين كه از ترس اينكه دوباره دعواتون بشه با هم صحبت نميكنين .

    دوست خوبم من مشكلمو فهميدم و الان چند روزه كه با آرامش با همسرم رفتار ميكنم و سعي ميكنم به هيچ وجه خم به ابروم نيارم. حتي اگه خيلي ناراحت بشم .

    فكر ميكنم اينقدر بايد خودمو كنترل كنم تا اون ذهنيت بدي كه از من در اون بوجود اومده از بين بره و به جاي موج منفي بتونم به همسرم آرامش بدم .

    شما هم بيشتر از جزئيات رابطه ات بگو دوستان با تجربه تالار مشكلتو ريشه يابي و براي حلش كمكت ميكنن .
    ممنونم خیلی خوب متوجه شدید اما باور کنین دقیقا همی این چیزا که گفتین درباره هردومونه نه فقط یه طرفه، اما اون اینطوری فکر نمیکنه، منم مثه اون بودم اما الان قبول دارم که اشتباهاتی کردم اما اون نمیپذیره

  2. کاربر روبرو از پست مفید nazi 123 تشکرکرده است .

    nazi 123 (پنجشنبه 15 اردیبهشت 90)

  3. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: نمیدونم مشکل از چیه

    چرا مشاور حضوری رو یه بارم که شده امتحان نمی کنی؟ فایده نداشته باشه ضرر هم نداره

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1389-10-19
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,915
    سطح
    26
    Points: 1,915, Level: 26
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 13 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیدونم مشکل از چیه

    اول اینکه نمیتونم خوب حرف بزنم و رودر رو مشکلم و واسه یه غریبه بگم
    دوم اینکه نزدیک عروسیمه و میترسم

  5. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1389-10-19
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,915
    سطح
    26
    Points: 1,915, Level: 26
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 13 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیدونم مشکل از چیه

    در اصل فکر میکنم خیلی دیره الان

    تورو خدا کمک کنید من نمیدونم باید چیکار کنم با این بی تفاوتیاش، هر شب کارم گریه ست... هر روز که میگذره ازین گذر زمان که به عروسیم نزدیک میشه وحشت دارم، از طرفی همش فکر میکنم اینا همش بازیه و همه چی خراب میشه،
    دو سه بار تو فکرم اومد از طلاق بترسونمش اما میترسم بدتر بشه و تو زبونش بیفته.

  6. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: نمیدونم مشکل از چیه

    اگه واقعا قصد طلاق نداری مبادا حرفشو به زبون بیاری که این نوع مکالمات بینتون عادی بشه
    خوب اگر بی تفاوته و شما هم دوست داری زندگیت پا بر جا بمونه گاهی که زنگ می زنه همون چند لحظه رو بگو و بخند و بدون ابراز مستقیم علاقه خیلی مهربون و نرم باش
    گاهی وقتها هم به یه بهونه ای زنگ بزن و بازهم با مهربونی برخورد کن
    البته همونطور که گفتم حرف مستقیم عاشقانه ای نزن یا گلایه نکن که چرا نیستی یا ...
    فقط خیلی عادی
    اگر تونستی به یه بهونه ای بکشونش بیرون ، سرماخوردگی دکتر چه میدونم ... آقایون از لحاظ بصری زودتر ارتباط برقرار می کنند! وقتی اومد دنبالت خوب به خودت برس و بشاش باش

  7. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1389-10-19
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,915
    سطح
    26
    Points: 1,915, Level: 26
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 13 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیدونم مشکل از چیه

    ممنون از جوابتون
    شوهر من تهرانه خیلیم دیربه دیر میاد پیشم،واسه همون مشکلاتمون اینقدر زیاد شدن، چون خونوادش هرچی پشت سرم میگن چشم بسته قبول میکنه و.......
    الان که دارم مینویسم خیلی حالم بده دیشب اصلا نتونستم بخوابم دیشب خودم بهش زنگ زدم وازش خواستم که برام توضیح بده رفتارش رو، اما بازم حرفای تکراری گذشته رو مرور کرد و من ومقصر دونست چون هیچ چیز دیگه ای نداره که بگه بهشم گفتم عصبانی شد، اون بعد دوسال بهم میگه تو بلد نیستی احترام گذاشتن به افراد رو! نفراولیه که این حرف و بهم میزنه من هیچوقت حتی بدترین موقعم یه حرف ناجور به خونوادش نزدم، نمیدونم اصلا چی میگه... بازم با دعوا گوشی رو قطع کردم،
    دیشب تا صبح فقط به طلاق فکر کردم فقط! به عواقبش ، به اینکه چقدر آبروم میره، پیش فامیل تو محیط کارم پیش خواستگارای قبلیم که همه واستادن ببینن شوهرم که میگفتم خوبه چیکار میکنه.....حتی نمیتونم به خونوادم بگم که فکرم چیه! نمیدونم الان میگم برم پیش مشاور و ازش بپرسم که باید چیکار کنم طلاق بگیرم یا نه، حتی نمیدونم باید چیکار کرد واسه طلاق گرفتن،اما بازم میترسم ، دارم دیوونه میشم آخه چرا من؟ تو این سن و سال ؟ مگه من چکار کردم که باید اینهمه بلا سرم بیاد؟

  8. کاربر روبرو از پست مفید nazi 123 تشکرکرده است .

    nazi 123 (دوشنبه 19 اردیبهشت 90)

  9. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 بهمن 90 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1389-10-19
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,915
    سطح
    26
    Points: 1,915, Level: 26
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 13 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: نمیدونم مشکل از چیه

    دوستان چرا کسی جواب نمیده؟ مشاوره زنگ زدم تا آخر هفته پر بود، من وقتم خیلی کمه، تورو خدا کمکم کنید فکر طلاق از سرم بیرون نمیره

  10. #28
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: نمیدونم مشکل از چیه

    عزیزم برو حضوری به یه مشاور مراجعه کن و وقتت رو هم برو حضوری بگیر معمولا تلفنی جواب نمی دن
    از ما سوال سختی میپرسی اینترنتی نمیشه زیاد بهت کمک کرد
    برو بشین تو دفتر مشاور و به منشیش بگو موضوع اورژانسیه و یه جورایی ردت کنه بری داخل
    ضمنا شماره 148 مشاور رایگان هست تماس بگیر


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.