عزیزم من هم تقریبا مشکل تورو داشتم، همسرم زیاد با من مشورت نمیکرد اما خیلی ازش خواستم، ازش درخواست کن که تورو دخالت بعده توی کارش. از جانب یه شخص بالغ درخواست کن، نه با گریه، که ضعفتو برسونه، و نه اینطور که با تحکم بگی من زنت هستم و تو باید این کار رو کنی. از جانب یک شخص بالغ حرف بزن، و درخواستتو روک بگو.
در ضمن بیکاری مفرط اصلا خوب نیست و نتیجهاش همین افکاری هست که به سراغت اومده، من هم به درد تو گرفتار بودم یه مشاور از من خواست سرم رو شلوغ کنم و بعد ببینم چه اتفاقی میفته، وقتی این کار رو کردم و به کلاس زبان و ورزش رفتم روحیم صد چندان شد، به شوهرم خیلی دید مثبت تری داشتم. بهش نشون دادم که من خیلی کارها بدون اون میتونم انجام بدم، و الان احساس میکنم خیلی بیشتر دیده میشم و بهم توجه میکنه. گاهی اوقات بذار جای خالیت توی خونه احساس بشه. مثلا وقتی که میدونی خونه هست برو کلاس ورزش وقتی ببینه تو نیستی دلش واست تنگ میشه، و وقتی تو شاد و سر حال از کلاس میائی حس بهتری نسبت به بودن باهات پیدا میکنه. مطمئن باش اینها جواب میدان، در ضمن زیاد توقع غیر واقعی از شوهرت نداشته باش، واقعیت زندگی با اونی که توی فیلمها هست زمین تا آسمون فرق داره. واست آرزوی موفقیت میکنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)