هزار بارم زنگ زدم و گفتم برگرد خوت نمي ياي خونه . حتي حاضر نيستي وقتي كه جا نداري بخوابي بياي خونه خودت .
ببین چقدر ضعف از خودت نشون دادی
یعنی شوهرم یعنی من ارزشم اونقدر پیش تو و خودم کم هست که تو که شوهرمی حاضری به سختی دنبال جای خواب بگردی اما نیایی پیش من
وقتی سبکتکبن خودش داره ارزش خودش رو میاره پایین اون موقع انتظار داری شوهرت واست ارزش قائل باشه؟
اما ما قرارمون این بود که تو واسه خودت ارزش قائل بشی و خودت رو دوست داشته باشی
گفت اصلا . من بميرمم نمي يام خونه . منم گفتم پس خواهشن اصرارم نكن من بيام براي طلاق توافقي .
دیدی برداشت شوهرت رو دیدی تو بهش گفتی واسه خواب بیا خونه اما شوهرت رفت روی دنده چپ که نه من نمیام
خوب حالا عیب نداره
اما آخه چرا بلافاصله مقابله به مثل می کنی؟
پس من هم نمیام طلاق توافقی
این یعنی ضعف
یعنی شوهرم حالا که تو نمیایی آشتی کنیم منم نمیام طلاق بگیرم
این میشه بازی درآوردن
میشه لج و لجبازی
پس اگه شوهرت بگه سبکتکین داره ادا درمیاره و بازی راه انداخته ، حق داره
من كه گفتم از هر دري مي يام وارد شم حالمو مي گيره خودمم همش مي يام به خودم بگم بالاخره خسته مي شه و دلش به رحم مي ياد ولي دريغ از يه ذره تغيير . تنها ناراحتيش اينه كه من طلاق بگيرم همين وگرنه اصلا و ابدا به برگشتن فكر نمي كنه .
اشتباه می کنی
می دونی چقدر براش سخته
خانواده داره بهش فشار میاره
زن و شوهرهای دیگه رو می بینه ، آه می کشه
یاد زندگی اش با تو میفته
نیاز جنسی داره بهش فشار میاره
دلش می خواد یه جای خواب داشته باشه
یه کسی براش بدون منت غذا بپزه ، لباسهاش رو بشوره بهش محبت کنه واسش دلسوزی کنه
داری می گی از هر دری وارد میشی حالت رو می گیره
خوب بلد نیست
خودت رو مقایسه کن
از بدو ورودت به تالار تا امروز
ببین شما اینجا کلی مطلب خوندی کلی مشاوره گرفتی
چقدر عوض شدی
اون چی؟ کسی رو داره؟ یه نفر که حداقل باهاش درد و دل کنه
متاسفم ولي ديگه كم آوردم چيكار كنم كه هم غرورش حفظ بشه هم برگرده به خدا برنمي گرده هرجوري حرف مي زنم نمي ياد .
برمی گرده ، غصه نخور
اما اگه درست گامهایت رو برداری
بهت گفتم بترس از روزی که شوهرت خسته بشه و قید تو و این زندگی رو بزنه
آشتي كه هيچ دلتون خوشه اصلا نظرش تغيير نكرده و همچنان منو غير قابل بخشش مي دونه . چيكار كنم به زور كه نمي تونم وادارش كنم منو ببخشه .
سبکتکین اول خودت ، خودت رو ببخش
نه زبونی بلکه از ته قلبت
بعد واسه جبرانش تلاش کن
اون وقت ببین خدا همه چیز رو برایت درست می کنه
به شرطی که عوض بشی .. به شرطی که جبران کنی
وقتي در مورد شوهر خواهرم صحبت كرد و گفت تو نشناختيش و خيلي مارموزيه و از اين حرفا . گفتم مي دونم هيچوقتم حرفاي اون برام اهميتي نداشته تو خيلي حرفاي اون روت تاثير مي گذاشت من هيچوقت نذاشتم دخالت كنه تو زندگيمون و تو برام مهمتري ولي اصلا براش مهم نيست
حرفاي من .
در عمل ثابت کن نه در حرف
به خدا از يه طرفه ناز كشيدن خسته شدم آخرشم هيچي دوباره تمام مسايل گذشته رو حلاجي كرديم و آخرش گفت باشه مثل اينكه ما به نتيجه نمي رسيم و باز دوباره رفت تا خدا داند .....
یه فرصت رو که از دست دادی
عیبی نداره
اینبار که زنگ زد
سعی کن از قبل واسه همه حرفهایش بدونی چه جوری و منطقی پاسخ بدی
جوری که مشکلتون سر به روشنایی بره
عزت نفست رو حفظ کن و خیلی آرام و غیرمستقیم جوری که غرورش حفظ بشه جای آشتی رو باز کن
چيكار كنم به خدا هيچ سوتي اي ندادم و از كوچكترين فرصتي براي آشتي استفاده كردم كه بينمون بهتر شه حتي اگه يه جاهايي آروم مي شد ته تهش كه حرفمون تموم مي شد مي گفت اصلا از اين حرفا بگذريم اينا رو كه صد دفعه گفتيم و حرفمونم عوض نمي شه . مهم اينه كه بابا جان من اصلا ديگه بهت فكرم نمي كنم . خداييش شما باشين چه حالي بهتون دست مي ده . خسته شدم .
می دونی چه حالی بهم دست میده؟
می شینم های های گریه می کنم
همش با خودم می گم مگه من چی کار کردم که مستحق این همه عذابم
خدایا اخه چه قدر عذابم میدی
می گم بلند شم برم طلاق بگیرم تموم بشه
دیگه بریدم ، حوصله ندارم ، خسته شدم ، چه فایده ای داره ، اگه به غلط کردن هم بیفتم که اون نمیاد بهتره هم خودم رو راحت کنم و هم اون رو
اما بعدش با خودم می گم
آیا این اون چیزی هست که من می خواهم؟
آیا اگه طلاق بگیرم خوشحال و خوشبخت می شم؟
بعدش فکر می کنم می بینم نه .... من شوهرم رو دوست دارم ...
درسته که از حرفهایش آزرده ام اما یه بار دیگه راهنمایی های بچه ها رو مرور می کنم و سعی می کنم اینبار درست عمل کنم
ايميلم اينه البته با اجازه مديران تالار .
واست ایمیل زدم
اگه دستت رسید یه جواب بده تا بهت بگم
دفعه پيش كه زنگ زده بود بين حرفاش با ناراحتي گفت تو حتي خانوادت انقدر براشون مهم نبود كه يكي رو واسطه كنن ببينن اصلا چه خبره . كه من گفتم شوهر خواهرم كه زنگ زد .
تو مگه نگفتی حرفای شوهر خواهرت روی تو تاثیر نداره
مگه نگفتی نمیذاری توی زندگیتون دخالت کنه؟
پس کو؟
نمی دونم باورت میشه یا نه؟
من پستت رو کامل نمی خونم
خط به خط می خونم جواب می دهم بعد میرم خط بعد
الان یهو دیدم از شوهر خواهرت نوشتی
دیدی دخترجان شوهرت ازت عمل می خواد نه حرف
بعدش هم اینقدر حاضر جواب نباش
مگه قرار نبود بهش بگی مشکل من و شوهرم به شخص دیگه ای ارتباط نداره و من اجازه نمی دم شخص دیگری وارد این قضیه بشه؟
مگه من قبلا مثال خاله ام رو برایت نزدم؟
مسخرم كرد و گفت چه آدميم زنگ زد من اصلا اونو قبول ندارم . از اون به بعد خيلي تو مغزم افتاده كه شايد منتظره يكي مثل يه بزرگتري ازش بخواد كه برگرده و من تو فكر اين بودم كه عموم رو واسطه قرار بدم .
ولي از يه طرف هم مي ترسم اوضاع بدتر بشه
بدتر میشه که هیچ آبروی تو و شوهرت هم میره
اصلا نذار مشکلت رو دیگران بفهمند
و همه چي رو به عموم بگه و آبرومو ببره هم مطمئن نيستم كه با اين پادرميوني برگرده . از طرفي هم بالاهي صداقت عزيز گفتن كه اصلا نذارم كسي دخالت كنه . ولي از يه طرفم طبق نظر خودتون كه مي گين دوست داره غرورش حفظ بشه و برگرده همش مي رم تو فكر اين عموم .
این غرور حفظ شدن نیست
اگه یکبار دیگه این حرف واسطه رو زد
بهش بگو
من به همسرم اعتماد و اطمینان کامل دارم که بهتر از همه شرایط زندگیمون رو می دونه
هر تصمیمی که بگیره برای من ارزشمند و مهم هست
دلسوزتر از من و همسرم کسی پیدا نمیشه
اگه من و شوهرم بخواهیم می تونیم زندگیمون رو از نو بسازیم
اگر هم نخواهیم هیچکسی نمی تونه این زندگی رو دوباره برقرار کنه
می دونم شوهرم برای زندگی دوتاییمون داره تلاش میکنه به همین خاطر لزومی نداره وقتی خودم و شوهرم دوتا آدم بالغ و عاقل هستیم کسی بیاد پادرمیونی
اصلا این اجازه رو هم به خانواده خودم نمی دم شما هم هر جور خودت صلاح می دونی
( این حرفا رو که بگی غرورش حفظ میشه و در ضمن راه ارتباط رو هم نمی بندی
یعنی چی ؟ یعنی اگه اون می خواد یه واسطه بفرسته که آشتی کنید
گرفتی مطلب رو؟
از همین جا که می گه واسطه بیاد بفهم که دلش نمی خواد طلاقت بده )
خودمم كه هركاري مي كنم و هر حرفي مي زنم هيچ تغييري تو رفتارش نمي بينم . اصلا به حرف من بر نمي گرده . و اصلا نتونسته منو ببخشه و يه ذره مهربونتر بشه . هيچي هيچي تغيير نكرده كه دلم خوش باشه .
سبک تکین وقتی آشتی کردید قول بده نیای بگی
من این زندگی رو نمی خواهم ها 
من کلی تغییر کردم اما همسرم نه 
جون خودم این حس رو تجربه کردم دارم بهت می گم
علاقه مندی ها (Bookmarks)