به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 بهمن 92 [ 23:55]
    تاریخ عضویت
    1389-10-14
    نوشته ها
    2,086
    امتیاز
    11,615
    سطح
    70
    Points: 11,615, Level: 70
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    12,283

    تشکرشده 12,257 در 2,217 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در قبال بیماران چه وظیفه ای داریم؟

    از همه شما ممنونم که پاسخ دادید.

    در رابطه با پیشنهاد Baby عزیز باید بگویم که فکر خوبیست. شاید یک روز این کار را کردم.
    البته خدا رو شکر اینها مشکل مالی ندارند و فضای خوبی برای این بچه ها درست کردند.
    همیشه ترجیح می دهم به ایران کمک کنم...

    راستی یک سوالی داشتم. تا به حال وقتی گوشی تلفن رو بدون هیچ دردسر به شارژ زدید، به سرتون زده خدا رو شکر کنید؟ من که نه! آخه مگه چه کار خاصی کردم؟! کاری نداشت که!
    تا حالا وقتی از روی تختتون خم شدید تا چیزی رو روی میز بگذارید و بعد از انجام کار به حالت قبل برگشتید، به سرتون زده که خدا رو شکر کنید؟ من نه!

    دوست دارم این رو با هم بخوانیم:
    (برگرفته از سایت من و ام اس)

    دیروز از اون روزهایی بود که حتی قدرت نداشتم پاهام رو بکشم روی تخت.
    شب وقتی با زحمت توی تختم مستقر شدم و دراز کشیدم یادم افتاد باید تلفن رو بگذارم روی شارژرش.
    شارژر تلفن رو گذاشتم پایین تخت خوابم،کنار تختم هم دراورم قرار داره.باید می چرخیدم روی سمت چپ بدنم و با دست راست تلفن رو میذاشتم توی شارژ.اینجوری عملا باید سمت چپ بدنم که حداکثر ۳۰٪ توانایی داره به کمکم میومد.
    چرخیدم سمت چپ ولی هرچقدر خودم رو کش دادم به شارژر نرسیدم.اتاق در تاریکی مطلق بود و من فقط با توجه به لامپ کوچیک قرمز روی دستگاه،جاش رو تشخیص میدادم.
    نیاز بود بیشتر خم شم.لب ِ لب تخت بودم.برای اینکه تعادلم حفظ شه و با صورت برنگردم رو زمین. سرم رو از کنار دراور آوردم بیرون و گیرش دادم به دارور !!! تا سنگینی بدنم،برم نگردونه رو زمین…
    وقتی کارم تموم شد هرکاری کردم دست چپم رو از حائل بودن در بیارم و جابجا شم تا سرم آزاد شه!! نشد که نشد.
    تمام نیروم تموم شده بود و تقلاهام بی نتیجه!.وضعیت مضحکی بود.یه آدم گنده در آستانه سقوط از روی تخت در حالیکه عین خُلا سرم رو گیر داده بودم به دراور کنار تخت …

    با کمک مامان از اون وضعیت رها شدم ولی تا مدتها داشتم به وضعیتم می خندیدم.

    من این بنده خدا رو نمی شناسم. ولی زیاد برایش دعا می کنم. فکر می کنم باید روح بزرگی داشته باشه. چون هر طور هست هنوز زندگی می کنه، سعی می کنه از همون توانایی های کمی که داره بهترین استفاده رو ببره. مطمئنم با همین بدن ناسالم از خیلی آدمهای سالم دیگه فعالتره!

    اینها رو که می خوانم یاد سعدی می افتم که می گه:

    منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت٬
    هر نفسی که فرو می‌ رود ممد حیات است و چون برون می‌ آید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب


    کمی بیشتر قدر نعمت هایمان رو بدونیم...

    می گویند سلامتی تاجیست گرانبها بر سر انسانهای سالم که فقط افراد بیمار آن را می بینند!

    شاید در همین تالار بعضی از اعضا مبتلا به بیماری های مختلف باشند. برای همه شون آرزوی سلامتی می کنم.

    أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ

  2. کاربر روبرو از پست مفید hamed65 تشکرکرده است .

    hamed65 (پنجشنبه 22 اردیبهشت 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.