به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 90 [ 09:46]
    تاریخ عضویت
    1390-2-20
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    1,637
    سطح
    23
    Points: 1,637, Level: 23
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 40 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا میشه خواستگاری غیر رسمی داشت؟

    خب این خیلی بده. شما میدونی هدفت چیه. شما میگی زهنم رها میشه از اینکه هی با خودم درگیر باشم که دختره چه جوریه و چه جوری نیست. اون دختر خانم چی؟!! در ضمن مگه ممکنه طرف اصلا متوجه منظورتون نشه!!! طرفتون رو دست کم نگیرید. اما چون هدفتون رو مستقیماً نمیگید ، مطمئناً دچار سر درگمی میشه. توی یه ارتباط مبهم نذارید طرفتون رو.
    اصلا توی ارتباط مبهم نبوده. تصور کنید با یک دختر سر موضوع درسی ارتباط برقرار شده (و اصلا بحث ازدواجی نبوده).بعنوان مثال کمک درسی یا همکاری یک پروژه و همه صحبت ها هم پیرامون اون موضوع شده و یک اپسیلون هم ذهن دختر سمت اینکه مساله ازدواجه نمیره.ولی خوب طرز برخورد و رفتارها در رابطه با همون موضوع ارتباط خیلی چیزا را مشخص میکنه.بعد بین حرفا یه سری سوالاتی مطرح شده. نه اینکه مستقیم سوال پرسیده بشه. مثلا من میگم کارا هم این روزا خیلی سخت شده راستی پدر شما کارشون چیه؟؟
    و خوب این رابطه اولین ارتباط من با جنس مخالف در طی این چند سال بوده. این شروع ارتباط من بوده که خوب نه دختر را میشناختم نه روحیاتشو و الان هست که میتونم بگم یا شما میتونید بگید اگر اونجوری رفتار میکردم مثلا بهتر بود یا بدتر.

    اینکه میگید از اون اول رفتید سر اصل مطلب یعنی بهش گفتید که میخوایم با هم آشنا بشیم تا اگه مناسب بودیم بیام خواستگاری؟
    اصلا چنین چیزی نگفتم و یا نمیگم. ببینید به این سرعت و شدتی هم که شما فکر میکنید دختر علاقه مند و وابسته نمیشه و اصلا هم در زمان حال حاظر دخترها تمایلی به ازدواج زودتر ندارند و بابت این موضوع سر و دست نمیشکنند که با این پیشنهاد سریع موافقت بکنند چه بسا این پیشنهاد را بی احترامی به خودشون تلقی هم بکنند.چرا؟؟

    توضیح میدم. از بس متاسفانه همجنس های من بد شدند.از بس پسرها به هر وسیله و زوری که شده میخواند دختر را بدست بیارند و به خواست های شوم و لذت های زودگذر و آنیشون برسند.و از هر نوع رفتار کردن و هر حرفی زدنی برای اینکه خودشون را مطلوب دختر نشون بدند فروگذار نمیکنند.شما باورتون نمیشه چه پسرهایی که چه به ظاهر متشخص و محترم به نظر میاند چنان مودبانه و محترمانه میرند جلو و پیشنهاد میدند که آدم تو کف میمونه.و دقیقا پشت این ظاهر یک هیولای خطرناک نشسته که تو ذهنش داره چگونگی ارتباط جنسی برقرار کردن با این دختر را مرور میکنه . یا اینکه مثلا با یک دختر خاص دوست بشه که روی دوستاشو کم بکنه.
    و از بس این پیشنهاد ازدواج دادند کلیشه ای و مسخره شده که در حد جمله ببخشید خانوم میتونم مزاحمتون بشم و من از شما خوشم اومده و اگه اجازه بدید بیشتر با هم آشنا بشیم میمونه
    و اصلا خیلی مسخره هست که آدم به دختری که هیچ شناختی ازش نداره بره پیشنهاد ازدواج بده
    از اون طرف هم که بخواد پیشنهاد آشنایی برای ازدواج بده دختر این موضوع را تلقی میکنه که میخاد حتما مخ من را بزنه.
    در صورتی که من میگم پیرامون یک موضوع نامرتبط با هر مساله مثل دوستی / ازدواج و کلا هر پیشنهادی آدم ارتباط برقرار بکنه.یه ذره شناخت و اعتماد حاصل بشه و بعد اگه تشخیص داد میتونه مورد مناسبی برای صحبت کردن و خواستگاری رفتن باشه . بره پیشنهاد مستقیم بده. یکی اینجوری الکی نرفته پیشنهاد بده. دو اینکه دختر این پیشنهاد را بالای ۹۰٪ قبول میکنه و با ذهنیت بدی که نسبت به جنس مخالف داره اون پیشنهاد را مخ زدن تلقی نمیکنه. (و این چیزی هست که خودم مستقیم با دختر مورد نظر مطرح کردم و ازش سوال کردم و اون حرف من را تایید کرد)

    البته الان که میگید داره به درخواست مستقیم میرسه و ایشالا که به خوبی ادامه پیدا کنه. اما برای اطلاع سایر دوستانی که میان اینجا رو میخونن میگم که اگه از اول به دختر خانم نگید برای چه هدفی بهش نزدیک شدید، این حق رو ازش سلب کردید که اون هم از شما سوالایی بپرسه تا بهتر شما رو بشناسه. در واقع توی مدت ارتباط با شما، همش توی شک و تردیده و بعد یه مرتبه غافلگیر مشیه. خوب نیست اینجوری.
    حرف شما درسته. در مقابل سوالاتی که میکنم خودم همه سوالات را جواب میدم و کلا خودم را میشناسونم. میگم من این هستم . افکار و عقایدم این هست و ... نظر اون را جویا میشم. مثلا میگم من در مورد مذهب نظرم این هست یا در مورد حجاب این هست. طرف مقابل با جوابی که میده مشخص میشه مثل هم فکر میکنیم در مورد اون موضوع یا نه

    به عنوان مثال من در دانشگاهمون طی ۱ سال ۳ ارتباط برقرار کردم. که خوب اولی دفعه اولم بود و به این دلیل که صفر هیچی نمیدونستم اون آشنایی ۶ ماه طول کشید (که ۳ ماهش به تابستون خورد و من ایشون را ندیدم) ۳ ماهشم نیم سال دوم بود. و بعدشم پیشنهادمو دادم و شناختی که ازشون پیدا کردم این بود که ایشون کاملا بچه بودند و به بلوغ فکری اصلا نرسیده بودند و تمام خوب و بدی زندگیشون را خانوادشون تعیین میکردند و اصلا خودشون قادر به تصمیم گیری و تشخیص درست از غلط نبودند. جالبه زمانی که این پیشنهاد را به این خانم دادم گفتند اصلا هیچ احساس نیازی به جنس مخالف ندارند و هفته بعدش به من گفتند من به شما خیلی اعتماد دارم و من عاشق فلان پسر توی دانشگاه شدم و چندتا دوستای دیگم هم عاشقش شدند و من میخوام هرجوری شده بدستش بیارم و شما کمکم کنید
    حالا شما میفرمایید ذهن این خانم درگیر شده ؟بخاطر ارتباطی که من باهاشون برقرار کردم؟

    شاید شما از طرف خودت مطمئن باشی که وابستگی ای بوجود نمیاد. چون هدفت از این کار رو میدونی. اما برای دختر خانم ممکنه وابستگی بوجود بیاد. حق هم داره. چون نمیدونه هدف شما از این کار آشنایی برای ازدواجه و هر لحظه شاید به این نتیجه برسی که بدرد هم نمیخورین و تموم.
    در ضمن هزینه ای که ممکنه مجبور بشید بر اثر این ارتباط بپردازید، با هزینه ی گل و شیرینی و رفت و آمد خانواده ها قابل قیاس نیست.
    شاید این حرف شما کاملا درست باشه. ولی خوب میگم ارتباطی که برقرار میکنم پیرامون هرچیزی هست جز دوستی / پیشنهاد ازدواج و ... مثلا همکاری در یک پروژه . یا درس یا ... فعالیت های کاملا اجتماعی.
    به عنوان مثال با دختر دومی که ارتباط برقرار کردم. پروژه ای پیش اومد که من قبول کردم پروژه اون خانم را کمک کنم انجامش بده (در واقع کلشو خودم درست کردم) و اصلا حرفی پیرامون هیچ چیزی زده نشد.ولی خوب خانمی که مدعی بود به هرکسی کمک میکنه و بقیه یادشون میره و همه نامرد و بد هستند دقیقا همین رفتار را کردند.من فقط با انجام یک پروژه پی به اخلاق و رفتار و مرام ایشون بردم. حالا هرچقدر هم که ظاهر ایشون زیبا بود ولی اصلا گزینه مناسبی برای ازدواج نمیتونستند باشند.

    ببینید من اولش گفتم با این روشتون موافقم چون فکر نمیکردم روشتون اینجوری باشه. من خودم چیز دیگه ای توی ذهنم بود که با اون موافقم. الان براتون توضیح میدم:
    فرض کنیم توی همون دانشگاه شما از یه خانمی تا حدودی خوشتون میاد و دوست دارید روش بیشتر فکر کنید تا ببینید بهم میخورین یا نه.
    خب میتونید خیلی منطقی با خودشون صحبت کنید تا از حرفاتون اینجوری متوجه بشن که "من دوست دارم توی جلسات محدود و معین، با مدت زمان معین در مورد خصوصیات فردی همدیگه و آرمان های زندگی (و هر چیز دیگه ای که مد نظرتونه) با هم صحبت کنیم تا اگه معیار های اولیه برای هم مناسب بودیم، به خانواده ها اطلاع بدیم تا کار رسمی تر بشه."
    کاملا حرفای شما صحیح است و بایدم همینجور باشه ولی میگم متاسفانه همجنس های من جامعه را به گند کشیدند برای ارضای لذت های جنسیشون و به هر طریقی که شما فکرشو بکنید برای ارتباط با جنس مخالف اقدام میکنند.و اصلا هم مشخص نیست هدف واقعی و اصلیشون چیه و منم جای دخترها بودم به هیچ پسری نمیتونستم اعتماد بکنم.به همین دلیل یک آشنایی مختصر ایجاد میکنم که نشون بدم بابا من مثل بقیه پسرها نیستم و در حدی که من بتونم پیشنهاد خواستگاری به شما بدم و خیالت راحت بشه که دروغ و دلنگ نمیگم و نقشه برات نکشیدم اعتماد بکنی. بعدشم دخترها از اینکه کسی اونا را بخواد به هرقیمتی بدست بیاره بدشون میاد و دوست دارند خودشون انتخاب بکنند. واسه همینم من ارتباطم را جوری برقرار میکنم که شخص مقابل با اختیار و خواست کامل با من ارتباطشو برقرار بکنه و اصلا به هیچ وجه اونا در تنگنا و فشار قرارش نمیدم که باید بیام خواستگاری و من به شما علاقه مند شدم و از این حرفا.

    یه توضیح راجع به جلسات محدود و معین، با مدت زمان معین: منظورم اینه که هم طول زمان ارتباط مهمه هم تعداد ساعاتی که با هم صحبت میکنید. اینکه 6 ساعت توی 6 ماه صحبت کردید اصلا مناسب نیست. میتونستید همه ی اون 6 ساعت رو فوقش توی 1 ماه جمع کنید.
    اگه این موضوع رو دختر خانم هم بدونن، خیلی راحت تر با موضوع کنار میان.
    حق با شماست ولی میگم اولین رابطه من بود و من حتی آداب معاشرت با جنس مخالفم را هم نمیدونستم چه برسه به اینکه نحوه و میزان برقراری ارتباطم را بدونم و در حال حاظر با شناختی که بدست اومده میتونم به طور تقریبی جوری ارتباط برقرار بکنم که صدمه ای به طرفین وارد نشه

    اینا همه نظرات شخصی من و از دید یه دختر بود. امیدوارم بدردتون بخوره.
    در هر صورت برای این مورد اخیر شما، خوشحالم که طولانی نشده و امیدوارم توی تصمیمی که گرفتید موفق باشید.
    ممنون از شما.ایشالله هرچی خدا صلاح بدونه همون میشه. تا قسمتیش که مربوط به من هست یعنی پیدا کردن - شناخت و شناسوندن کارمو انجام میدم و حالا اینکه چی پیش میاد و میتونیم ازدواج بکنیم یا نه دیگه به صلاح و تشخیص خدا واگذار میکنم و راضی هستم

  2. کاربر روبرو از پست مفید bugatti تشکرکرده است .

    bugatti (شنبه 24 اردیبهشت 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 30 مرداد 92, 10:02
  2. آیا باید همه چیز رو به خواستگارها گفت؟
    توسط marziyehh در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: شنبه 25 دی 89, 08:21
  3. +دوستانی که متاهل هستند آیا ازدواج خوبه یا واقعا یک حماقت؟
    توسط گل بن در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 87, 03:09

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.