سلام وای چه دوستای سیاستمداری تو تالار داشتیم که من ازشون بی خبر بودم.
به نظر من شما باید از الان یواش یواش ( نه تهاجمی و یکباره) جلوی این دخالت ها رو بگیرین. اما خوب حرمت بزرگتر بودن و موی سفیدشون رو رعایت کنید. خوب اشکالیم نداره. خیلی از زنایی که مسن هستند، مخصوصا روی فرزند پسر و عروس ، اینطوری دلسوزانه دخالت میکنن.
شما سعی کنید اصلاً توجه نکنید. دلیلی نداره که براتون مهم باشه. به اصطلاح یه گوش در باشه و یه گوش دروازه.
نباید بزارین روی اعصاب و آرامشتون اثر بزاره. شما که ازشون دور هستین. مادرتون هم بگین بهشون اطلاعات ندن، مثلاً مادرتون بگن که دخترم دوست نداره که حتی من که مادرشم تو زندگیش دخالت کنم.. اونام میفهمن دیگه که نباید دخالت کنن. یعنی به طور غیر مستقیم بگو. مثلاً جلوی خواهرشوهرات بگو" اونقدر بدم میاد از پیرزن هایی که تو زندگی این و اون سرک میکشن" مطمئن باش به گوششون میرسه.
خیلی هم مواظب خودت و همسرت باش و بهش نق نزن. چیزی که مطمئنم اینه که بعد از یه مدتی که فرزندی داشته باشین، دخالتهاشون کمتر میشه.
در مورد رفتن به شهرستان و خونه مادرتون ولی محکم باشید. خوب مثلاً بهشون بگین مادرتون باهاتون کار مهمی داره یا مادرتون بیماره و از قبل هم با همسرتون هماهنگ کنید که اون از طرف شما حرف بزنه، وقتی ایشون بگن که میخوان شما رو ببرن خونه مادرتون، اونهام کمتر موضع میگیرن.
زندگی شیرینی داشته باشید.