سلام arix عزيز
شايد من خيلي بد نوشتم من به هيچ وجه دوست ندارم همسر دوم كسي شوم و از اين موضوع متنفرم و با شرايط پيش آمده اصلا دوست ندارم به هيچ وجه بااين آقا ازدواج كنم اما دوست دارم اين موضوع براي ايشان تمام شود در مدت اين ده سال من هميشه به ايشان گفتهام كه مقطع كوتاهي كه همسرايشان بودم اشتباه محض در زندگيام بوده و عذابي كه در اين مدت كشيدهام نمِيتوانم فراموش كنم ولي ايشون هنوز شبها يك شب درميان به خانه ميرود و در محل كار خود ميماند تمام مسائل مثل تفريح و مسافرت و ... تعطيل كرده است و مثل ديوانهها فقط همه جا ابراز عشق و علاقه ميكنه به همسرش ميگويد كه او را دوست دارد و كوتاهي در حق او نميكند اما من عشق او هستم .
البته من هيچ اعتقادي به عشق او ندارم و نميتوانم به او توهين كنم فقط ميخواهم با يك روش منطقي و درست به او ثابت كنم كه من نميتوانم در كنار او باشم هيچ وقت و تحت هيچ شرايطي








علاقه مندی ها (Bookmarks)