ممنون از راهنمايي خوبتون
بله اين راهي كه عرض كردين امتحان كردم چند باري زنگ مي زدم احوال مي پرسيدم ولي ايشون فقط به تلافي تماس من زنگ مي زد ولي دوباره همون روالشو با همسرم ادامه داد.
و از اونجايي كه خيلي دنبال حرف و حديث هستن (برعكس من)و بسيار كنجكاو در امور ديگران تمامي مكالمات بين ايشون همسرم اصلا مورد تاييد من نيستش و الان شايد اين قضيه مهم نباشه چون من اصلا پي گير اينجور حرفا نميشم ولي مي دونم بعدها به مشكل بر مي خورم.
يه مثال براتون مي گم :
من با شوهرم در مورد اين مسئله كه با اين رفتار مادر شما به من بي حرمتي ميشه و من زن خونه هستم قرار شد كه هر موقع شوهرم در محل كارش هست بعد از تماس مادرشون بگه من بعدا بهتون زنگ مي زنم و شب با هم بهشون زنگ بزنيم خوب چند روز پيش اي اتفاق افتاد و شوهرم اين كارو كرد و ما شب بهشون زنگ زديم بعد سلام و احوالژرسي با شوهرم به اين صورت كه:سلام چه عجب [/color]خوب و صحبتشو ادامه داد و منم صحبت كردم و تمام اين چه عجب ايشون خيلي معني داشت با شناختي كه از ايشون دارم 1-يعني من اصلا امروز نه روزهاي ديگه با پسرم صحبت نكردم
2- غير مستقيم به شوهرم مي فهمونه كه اصلا لزومي نداره من از اين تماس ها اطلاعي داشته باشم
3-با اين كلمه شوهرمو تحريك مي كنه كه تو اصلا به ياد ما نيستي در صورتي كه اصلا اينطور نيست








علاقه مندی ها (Bookmarks)