دروغ در عشق
در اين زمان، كسى كه در پى صورتى زيبا بيفتد و در برابر اين تمايلات جنسىخود، نتواند مقاومت كند، خود را عاشق مىخواند، غافل از آن كه اين، شهوت رانىاست نه عشق.
گواه بر اين سخن دو چيز است:
يكى آن كه همين آقاى عاشق، اگر پرى روى ديگرى را ببيند به او نيز دل مىدهد،بلكه اگر از يارش زيباتر و برازندهتر باشد و نتواند از هر دو بهره بردارى كند، از ياردستبر مىدارد و به دلدار تازه مىپيوندد. عاشق و معشوقى كه هر دو، دم از عشقمىزنند، چرا در مجالس عيش و نوش، هر كدام، يارى ديگر بر مىگزينند، بلكهيارهايى ديگر، با آنها گل مىگويند و گل مىشنوند.
عاشق كسى است كه جز چهره زيباى يار، پرى رخ ديگر را نمىبيند، او دلبلهوس هر جايى ندارد. او جز دوست چيزى نمىخواهد. هوسبازى را عشق ناميدندروغ است و خيانت.
ديگر آن كه بيشتر ازدواجهايى كه از اين عشق اصطلاحى پيدا شده، طولىنكشيده كه به سردى گراييده است. روزنامهها كاريكاتور سير اين عشق و ازدواج رادر چند تصوير كشيدهاند و گاه كار به جايى مىرسد كه دو همسر از هم جدا مىشوند،بلكه دوستى ميان آنان تبديل به نفرت مىشود، و به ويژه در مرد كه بسيار از زنبى وفاتر مىباشد.
غريزه مرد كه سير شد، عشقش تمام مىشود. اگر آمار طلاق امروز تهران را با آمارطلاق نيم قرن پيش مقايسه كنيم، طلاق آن روز، شايد از يك صدم طلاق امروز كمتربشود. ازدواجهاى بى دوام، ارمغانى است كه از فرنگ به ايران آمده است. آمار طلاقدر اروپا و امريكا به طرز سرسام آورى بالا مىرود با آن كه طلاق تحت اختيار محكمهمىباشد.
آرى شهوت رانى را عشق نام نهادن نيز از سوغاتىهاى فرنگ است، چنان كهناموس پرستى را حسد نام نهادن و بى غيرتى را خوش قلبى گفتن، بايستى ازدروغهاى غربيان شمرده شود
![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)