سلام سبکتکین جان،
امیدوارم حالت خوب باشه، خدا رو شکر می بینم که از اون آشفتگی در اومدی و دوباره آرومتر شدی.توی این شرایط بهتر می تونی تصمیم بگیری و راحتتر فکر کنی.
اگه اجازه بدی می خواستم نظر خودم رو بهت بگم. به نظر من اصرارهای قبلی شوهرت اون رو شرطی کرده، فکر کنم همه ما آزمایش "پاولف" رو می دونیم، شما با تماسهای مکررت با شوهرت اون رو شرطی کردی و شوهرت به صورت ناخودآگاه همیشه در انتظار تماس تو هست، گرچه مستقیما بهش فکر نکنه ولی در ضمیرناخودآگاهش این قضیه وجود داره. در این حالت تماسها و اصرارهای تو محرک هست و جوابهای همیشگی شوهرت پاسخ به محرک. حالا چه اتفاقی می افته؟اگه شما بخوای عادت شوهرت رو بشکنی، یعنی دیگه زنگ نزنی یا اصرار نکنی یا حرفهای قبلی رو تکرار نکنی و خونسرد باشی، شوهرت دیگه محرکی دریافت نمی کنه!! ولی همیشه منتظر تماسهات هست، بعد کم کم احساس می کنه یه چیزی کم داره، بعد کنجکاو می شه که چرا تو دیگه رفتارهای قبلیت رو نداری!!! و شاید شاید شاید خودش سمتت بیاد و تو بتونی با تغییر محرک، پاسخ دلخواهت رو ازش بگیری. (اینجا رو نمی شه با قاطعیت گفت ولی می شه امیدوار بود)
من فکر می کنم اگه صبور باشی و عجله نکنی همه چیز مطابق میلت پیش خواهد رفت.
موفق باشی![]()





توی این شرایط بهتر می تونی تصمیم بگیری و راحتتر فکر کنی.

) 


)


علاقه مندی ها (Bookmarks)