نقل قول نوشته اصلی توسط deljoo_deltang
من فکر می کنم اگر به گزینه ازدواج با کسی که شرایط شما رو داره فکر کنید بهتر باشه. فقط کسی می تونه شرایط شما رو درک کنه که خودش هم این شرایطو داشته باشه. مثلا یک همکار از محل کارتون. البته بعد از اومدن بجه شرایط زندگی فرق می کنه. شاید اونموقع همسرتون کمتر کار کردند. به هر حال شما همیشه پیششون خواهی بود. دوری و دست تنها بودن برای بچه داری سخته. مثل اینکه یک مادر طلاق گرفته باشی.

نمی خوام ذهنتون رو خراب کنم اما زنها به عاطفه زیاد نیاز دارند. اگر شما از همسرتون دور باشید مجبورید وقتی پیشش هستید بیشتر از مردهای دیگه براشون سنگ تموم بذارید.

مثلا من زندگی یک پزشک که شبها همیشه کشیک بود و دیدم. زن و شوهر بعد از یک مدتی به این نتیجه رسیدند که اگر اون آقا با یک همکار مثل خودش ازدواج می کرد موفق تر بود . چون شرایطشو درک می کرد.

من كلا با ازدواج تومحل كار مخالفم ، چون باعث ميشه روابط كاري زن يا مرد با ديگران رو هم تحت تاثير قرار بده و آرامش كاريش و ازش بگيره شايد هر يك از همسران رو مجبور كنه برخلاف اصولي كه بهشون معتقده كاري انجام بده .اونوقته كه ميايي به آرامش برسي تازه آرامش سر كارت هم ازت گرفته ميشه .
چند وقته مقاله ها و مشكلات مختلف رو مطالعه ميكنم و دارم به همون نتيجه قبلي ميرسم ، واقعا كيفيت زندگي تو دوام ازدواج خيلي نقش داره حالا شرايط مرد يا زن هرچي باشه .
دوستان بيشتر تاكيد ميكنن رو درك متقابل همسران تو همچين شرايط سخت و انتخاب كسي كه داراي درك بالا باشه ، ولي فكر ميكنم وجود درك متقابل بين همسران تو هر شرايطي نتيجه يه سري عوامل يا انجام كارهاي ديگه هستش يعني اين درك بايد بوجود اورده بشه نه اينكه از اولش خودش در وجود طرفين باشه .
هميشه كسايي توزندگي شكست ميخورن كه فكر ميكنن همه چيز رو ميدونن و درك بالايي از همه چيز دارن و دقيقا از همون ناحيه كه فكر ميكنن نقطه قوتشون هست شكست ميخورن.
ممنونم از دوستان كه به اين پست جواب دادن. همچنان مشتاق طرح مشكلات همسراني كه داراي تجربه زندگي دور از هم هستن و ارائه راهكارهايي كه انجام دادن تا مشكلشون رفع شده هستم.