سا ل ها دل طلب جام جم از ما می کرد
و انچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
سا ل ها دل طلب جام جم از ما می کرد
و انچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
گو هری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
محمدابراهیمی (شنبه 31 اردیبهشت 90)
تشکرشده 1,389 در 345 پست
طبع من این نکته چه پاکیزه گفت *** سهل بود خوردن افسوس مفت
مردم این ملک ز که تا به مه *** هیچ ندانند جز احنست و زه
هر کسی اندر غم جان خود است *** فارغ از اندیشه ی نیک و بد است
بعد که مردم همه یادم کنند *** رحمت وافر به حیاتم کنند
زانچه پس از مرگ برایم کنن *** کاش کمی حین بقایم کنند
دل به کف غصه نباید سپرد *** اول و آخر همه خواهیم مرد
ابلیس شبی رفت به بالین جوان *** آراسته با شکل مهیبی سر و بر را
گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار *** باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را
یا آنکه پدر پیر خودت را بکشی زار *** یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را
یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر *** تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را
لرزید از این بیم جوان بر خود و جا داشت *** کز مرگ فتد لرزه به تن ضیغم نر را
گفتا پدر و خواهر من هردو عزیزند *** هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را
لیکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد *** می نوشم و با وی بکنم پاره ی شر را
جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی *** هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را
ای کاش شود خشک بن تاک و خداوند *** زین مایه ی شر حفظ کند نوع بشر را
![]()
سلب مسئولیت : تمامی گفته های من صرفا حاصل تجربیات و تفکر های شخصی بوده و هیچ گونه جنبه علمی ، روانشناختی ، دینی و ایدئولوژیستی ندارد . لذا مسئولیت استفاده و پیروی از این نوشته به عهده خود شما بوده و شما موظفید با تحقیق در منابع معتبر دینی و اخلاقی صحت نوشته ها را قبل از قبول تحقیق بفرمایید
arix (چهارشنبه 11 خرداد 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
حسب حا لی ننو شتیم وشد ایا می چند
محرمی کو که فرستم به تو پیغا می چند
محمدابراهیمی (یکشنبه 01 خرداد 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
به قصد جان من زار نا توان انداخت
نبود نقش دو عا لم که رنگ ا لفت بود
زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
محمدابراهیمی (پنجشنبه 05 خرداد 90)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
بنفشه، طُرّهی مفتول خود گره میزد
صبا، حکایت زلف تو در میان انداخت
(ایرج بسطامی این شعر حافظ را در آلبوم "خانه بوی گل گرفت" بسیار زیبا اجرا کرده)
hamed65 (پنجشنبه 05 خرداد 90)
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
ز غفلت با تبه کاری به سر بردم جوانی را
کنون از زندگی سیرم نخواهم زندگانی را
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
ای دل به کوی عشق گذاری نمی کنی
اسباب جمع داری و کاری نمی کنی
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
فکر بلبل همه ان است که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
دلر بایی همه ان نیست که عاشق بکشند
خواجه ان است که باشد غم خدمتکارش
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)