سلام خار پشت جان. قبل از اینکه جواب بدم،
گفتی:
من به تجربه ی شخصیم به این نتیجه رسیدم تا وقتی میشه بین سکوت و فریاد، خیلی عادی صحبت کرد و اگه اعتراضی هم هست در قالب کلمات و با یه آرامش اونا رو بگم، نه سکوت جایزه نه فریاد.میخواستم سکوت کنم
و باسکوتم اعتراض
اما تو این دوره زمونه باید فریاد زد
و اما جواب سوالت. راستش من وقتی این سوال رو خوندم، متوجه منظورت شدم اما شرایط خیلی بدی رو کنار هم گذاشتی که مقایسه ش برام سخت بود.
خیلی یه جوریه سوالت. یه عالمه نوشتم دوباره پاک کردم.
(خدا رو شکر که یه همچین دوراهی ای وجود خارجی نداره. چون ما هیچ وقت قبل از ازدواج نمیتونیم بفهمیم که توی زندگی، زیر یه سقف، عاشقمون میشه یا فقط دوسمون داره.)
من دومی رو انتخاب میکنم. چون وجود عشق توی زندگی آیندم، یکی از مهمترین انگیزه های من برای ازدواجه. اگه اون نباشه معیارها به چه دردی میخوره؟!!
گیجم کردی خارپشت جان
حالا سوال من:
با دختری آشنا میشی که با معیارهات تا حد قابل قبولی تطابق داره.
بعد از مدتی دقیقاً وقتی که قرار میشه بری برای خواستگاری، متوجه میشی مادر دختر خانم مریضی ای داره که حتماً دخترش باید پیشش زندگی کنه. شخص دیگه ای هم نیست که مراقب مادر باشه. چه میکنی؟







پاسخ با نقل قول




علاقه مندی ها (Bookmarks)