به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 29 نخستنخست 123456789101112131424 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 285
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج

    سلام خار پشت جان. قبل از اینکه جواب بدم،
    گفتی:
    میخواستم سکوت کنم
    و باسکوتم اعتراض
    اما تو این دوره زمونه باید فریاد زد
    من به تجربه ی شخصیم به این نتیجه رسیدم تا وقتی میشه بین سکوت و فریاد، خیلی عادی صحبت کرد و اگه اعتراضی هم هست در قالب کلمات و با یه آرامش اونا رو بگم، نه سکوت جایزه نه فریاد.


    و اما جواب سوالت. راستش من وقتی این سوال رو خوندم، متوجه منظورت شدم اما شرایط خیلی بدی رو کنار هم گذاشتی که مقایسه ش برام سخت بود.

    خیلی یه جوریه سوالت. یه عالمه نوشتم دوباره پاک کردم.
    (خدا رو شکر که یه همچین دوراهی ای وجود خارجی نداره. چون ما هیچ وقت قبل از ازدواج نمیتونیم بفهمیم که توی زندگی، زیر یه سقف، عاشقمون میشه یا فقط دوسمون داره.)

    من دومی رو انتخاب میکنم. چون وجود عشق توی زندگی آیندم، یکی از مهمترین انگیزه های من برای ازدواجه. اگه اون نباشه معیارها به چه دردی میخوره؟!!
    گیجم کردی خارپشت جان

    حالا سوال من:
    با دختری آشنا میشی که با معیارهات تا حد قابل قبولی تطابق داره.
    بعد از مدتی دقیقاً وقتی که قرار میشه بری برای خواستگاری، متوجه میشی مادر دختر خانم مریضی ای داره که حتماً دخترش باید پیشش زندگی کنه. شخص دیگه ای هم نیست که مراقب مادر باشه. چه میکنی؟

  2. 3 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (دوشنبه 02 خرداد 90)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج

    جواب :عین این شرایط رو دختری که قرار باید با دوستم ازدواج کنه داشت
    همون اول خیلی محکم گفته بود که باید با مادرش زندگی کنه !
    دوست منم بهش بر خورده بود چون دختره اصلاکوتاه نمیومد
    خلاصه یه مدت دوستم بی خیالش شد(بیشتر خونواده اش مخالف بودن)
    ولی تقریبا 6 ماه بعد دوباره رفت خواستگاری
    دختره هم همون جوری محکم ! با هم ازدواج کردن الان تقریبا یکسال میشه
    بنظر من اون دختر ارزششو داشت
    منم بودم باهاش ازدواج میکردم چه اشکالی داره
    البته اینم بگمو دختر و مادرش هر دوشون فوق العاده بودن
    راستی پیشاپیش روز مادر مبارک


    سوال :منم مثل اریکس سوالی ندارم (دروغ میگم )
    چه کیفی داره هیچ مشکلی نداشته باشی

    فردا اریکس تو بیمارستانه

  4. 3 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (دوشنبه 02 خرداد 90)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 94 [ 23:38]
    تاریخ عضویت
    1389-12-01
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    5,807
    سطح
    49
    Points: 5,807, Level: 49
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,748

    تشکرشده 1,724 در 298 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج


    جواب سوال قبلی خارپشت:اولی رو انتخاب میکنم البته این طبقه بندی که تو کردی در عالم واقع هیچوقت اتفاق نمیفته مثل همون طبقه بندی روباه و خارپشت که حد وسط نداشت،و همچنین این فراز و نشیب زندگیه که اونو دلچسبتر میکنه اگه غم نباشه شادی معنای خودشو از دست میده،اگه قهر نباشه اشتی هم همینطور، ولی از اونجاییکه گفتی اولی ها همو دوست دارن از اونجاییکه همیشه شنیدیم دوست داشتن برتر از این عشقای زمینیه پس همون اولی.

    دختر مهربون همین سوالیو که پرسیدیو ،میخاستم منم بپرسم.

    سوال:ماجرای زندگی رامین زمانی رو فک کنم اقایون اینجا همشون خوندن،اگه خدایی نکرده همین اتفاق واسه زندگی خودتون بیفته عکس العملتون چی خواهد بود؟(تو ضیحات برا اوناییکه نخوندن:خودتون هیچ رابطه خارج از چهار چوبی قبل ازدواج نداشتین بعد زیر سقف رفتن با خانومتون،یه مدت بعد خانوم از رابطش با یه نفر دیگه قبل ازدواج با شما بخاطر عذاب وجدان پرده برمیداره،از صداقتش خوشتون میاد یا میگین کاش نمیگفت؟)

  6. 3 کاربر از پست مفید shayana تشکرکرده اند .

    shayana (دوشنبه 02 خرداد 90)

  7. #34
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج

    نکته :خانوم شایانا دختر مهربون دومی رو انتخاب کرد و شما اولی رو (انتخاب های متفاوت برداشت های متفاوت)
    در فکر و اندیشه باید سیاه و سفید فکر کرد و جسور بود
    تا اگه در عالم واقع مجبور به انتخاب بین خاکستری پررنگ و کمرنگ بودیم (به قول شما حد وسط)راحت تر بتونیم تصمیم متناسب با تواناییهامون رو بگیریم

    جواب:خیلی سخته خیلی
    1_اول راجع به صورت ظاهری قضیه
    البته من اونموقع هم نظرم این بود که اون اقا و همسر رامین نامزد بودن (هرچند که قانونا و شرعا نسبتی نداشتن )
    و این خیلی با یه رابطه ازاد قبل از ازدواج فرق میکنه
    پس میتونم با این قضیه کنار بیام (بهتر بود بهم نگه ! حماقت کرد !!!)
    2_اما در مورد باطن قضیه و عواقب روحی و عاطفی اون
    همونطور که در جریان بودین این خانوم هنوز هم به نامزد سابقش (با وجود اینکه هر دو متاهل بودن )فکر میکرده
    و شواهدی حاکی بر تبانی این دو نفر برای رسیدن دوباره به هم دیده میشد!
    چرا که رفتار این خانوم هم کاملا تغییر کرده بود از این زندگی سرد شده بودن
    خب احتمالا رابطه خیلی نزدیک قبل از ازدواج وابستگی عاطفی خیلی زیادی رو مخصوصا در خانوما ایجاد میکنه
    که اثرات اون قابل چشم پوشی نیست
    گو اینمه این خانوم هم تلاشی برای رفع این مسئله و از بین بردن کدورت قلبی همسرش نکرده بود بلکه اون رو دامن میزد
    (پس دیگه گقتن یا نگفتن قضیه مهم نیست ! یا به قولی انچه عیان چه حاجت به بیان است !!! پس صداقتی در کار نیست ! متاسفانه !!!)


    خب ببخشید
    مگه مغز خر خوردم که جوونیمو بریزم پای کسی که منو نمیخواد
    طلاقش میدم !! و خلاص

    سوال : سوال دختر مهربون البته در حالت عکسش !
    یعنی پسری که به خواستگاری شما اومده کاملا با معیارهای شما منطبقه اما یه مشکل هست
    مادرش مریضه و پسر باید حتما ازش توی خونش پرستاری کنه
    لزوما هم قرار نیست یه پرستار بگیریم که شبانه روز پیشمون باشه
    پس خیلی از کارای مادر عملا میفته گردن شما
    خب حالا چی کار میکنی ؟؟؟؟

  8. 3 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (دوشنبه 02 خرداد 90)

  9. #35
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج

    سوال:ماجرای زندگی رامین زمانی رو فک کنم اقایون اینجا همشون خوندن،اگه خدایی نکرده همین اتفاق واسه زندگی خودتون بیفته عکس العملتون چی خواهد بود؟(تو ضیحات برا اوناییکه نخوندن:خودتون هیچ رابطه خارج از چهار چوبی قبل ازدواج نداشتین بعد زیر سقف رفتن با خانومتون،یه مدت بعد خانوم از رابطش با یه نفر دیگه قبل ازدواج با شما بخاطر عذاب وجدان پرده برمیداره،از صداقتش خوشتون میاد یا میگین کاش نمیگفت؟)
    اگر ازش پرسیده باشم،دوستش داشته باشم و زندگیمونم حاد نباشه.علت دروغشو می پرسم اگر ازش نپرسیده باشم

    همون شرایط قبلی حاکم باشه کنارش می مونم تا به حال عادی برگرده.اگر ازش پرسیده باشم،زندگیمون حاد باشه

    همین می شه یه عامل که تنش بیشتر بشه اعتمادمم صلب می شه.اگر ازش نپرسیده باشم چیزی تغییر نمی کنه.

    ولی آدم تا توی موقعیت نباشه نمی تونه واکنش اون لحظه رو به درستی پیش بینی کنه.

    سوالم نمیاد.سوالای قبلی رو جواب بدید.

  10. 3 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (چهارشنبه 04 خرداد 90)

  11. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط خارپشت

    سوال : سوال دختر مهربون البته در حالت عکسش !
    یعنی پسری که به خواستگاری شما اومده کاملا با معیارهای شما منطبقه اما یه مشکل هست
    مادرش مریضه و پسر باید حتما ازش توی خونش پرستاری کنه
    لزوما هم قرار نیست یه پرستار بگیریم که شبانه روز پیشمون باشه
    پس خیلی از کارای مادر عملا میفته گردن شما
    خب حالا چی کار میکنی ؟؟؟؟[/color]
    خیلی ضایع است ادم به سوال خودش جواب بده
    اما چون ارادت عجیبی به فرهنگ و هر انکس که قصد یافتن نیمه گمشده اش را دارد دارم
    خودم جواب میدم
    دیگه هم عصبانی نمیشم

    جواب :اگه پسره واقعا شرایط خوبی داشته باشه
    و اگه بره یه جواهر و از دست داده باشمو
    خونه و ماشین و سایر امکانات رو داشته باشه (نمیشه که هم حرص مامانشو بخورم هم حرص بی پولیمونو !)
    و اونقدر درک وشعور داشته باشه که هر روز ازم به خاطر این فداکاری تشکر کنه
    و با سفر و کادو و مهربونی خیلی بیشتر جبران کنه
    و یه پرستار بگیره که هم اشپزی بلد باشه هم بچه داری هم نگه داری از سالمند(بالاخره یه سودی باید واسم داشته باشه این مادر شوهره کهنسال!)
    و پرستار هم سنش خیلی زیاد باشه و امیدی به ازدواج نداشته باشه (مردا رو که میشناسید!)
    و مادرش هم با شخصیت و مهربون و اروم باشه و سرش به کار خودش باشه
    و نخواد دائم تو زندگیمون فضولی کنه
    و مدام از خونه داریمو و کارمو و بچه هامو و شوهر داریمو . . . ایراد بگیره
    و یه ریز حرف بزنه
    و از خاطرات شوهرش بگه
    و . . . . .

    سوال :دختر مهربونایی !!! که حاضر نیستین تو اپارتمانی باشین که مادر شوهرتون توش نفس میکشه !
    بعد هم سوال میپرسین که حاضرین با دختری ازدواج کنین که باید از مادر مریضش مراقبت کنه !
    نظر شماها چیه ؟؟؟؟

  12. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 تیر 90 [ 23:16]
    تاریخ عضویت
    1387-4-01
    نوشته ها
    292
    امتیاز
    5,107
    سطح
    45
    Points: 5,107, Level: 45
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    696

    تشکرشده 713 در 214 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج

    سلام
    تاپیک جالبیه! حداقل برای من که خیلی خیلی سوال توی ذهنم انبار شده است این مدت! توی هر پست فقط یه سوال می شه پرسید؟

    سوال : ترجیح میدین شخصی که به خواستگاری تون میاد همون اول صادقانه در کنار حسن های خودش عیب های خودش را هم بگه؟ یا این که این صداقت نیست و حماقت است؟ فرض کنید مثلا من بناست چند سال دیگه کچل شم باید بگم؟ یا مثلا من بی نظم هستم؟ یا مثلا من توی فلان شرایط بداخلاق می شم؟

  13. 3 کاربر از پست مفید مسلمان تشکرکرده اند .

    مسلمان (چهارشنبه 04 خرداد 90)

  14. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج

    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلمان
    سلام
    تاپیک جالبیه! حداقل برای من که خیلی خیلی سوال توی ذهنم انبار شده است این مدت! توی هر پست فقط یه سوال می شه پرسید؟

    سوال : ترجیح میدین شخصی که به خواستگاری تون میاد همون اول صادقانه در کنار حسن های خودش عیب های خودش را هم بگه؟ یا این که این صداقت نیست و حماقت است؟ فرض کنید مثلا من بناست چند سال دیگه کچل شم باید بگم؟ یا مثلا من بی نظم هستم؟ یا مثلا من توی فلان شرایط بداخلاق می شم؟

    نه مسلمان جان قانون خاصی نداره یعنی داره ولی کسی رعایت نمیکنه
    مثلا شما باید خودتو میذاشتی جای یه دختر خانوم در شزف ازدواج و به سوال من جواب میدادی ولی اینکارو نکردی

    این چیزایی که گفتی که عیب نیست
    در مورد کچل شدن یه خورده بیشتر همدیگرو ببینن و بیشتر دقت کنن دختر که کور نیست میبینه !
    بی نظمی و بداخلاقی هم که حتما باید باشن چون بدون اونها واژه مرد معنایی نداره!

    اما جلسه اول نه
    مگه اینکه بخوای خیلی جدی جواب رد بهت بدن
    اروم اروم
    همه میدونن مردا و هر ادم سالمی یه وقتایی عصبانی میشن این که گفتن نداره
    مگه اینکه رفتار غیر عادی در مواقع عصبانیت بروز بده!
    منظورت از بداخلاقی چیه ؟
    بی نظمی هم تلقینه ! یه خورده به خودمون سخت بگیریم حله


  15. 3 کاربر از پست مفید meysamm تشکرکرده اند .

    meysamm (چهارشنبه 04 خرداد 90)

  16. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 تیر 90 [ 23:16]
    تاریخ عضویت
    1387-4-01
    نوشته ها
    292
    امتیاز
    5,107
    سطح
    45
    Points: 5,107, Level: 45
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    696

    تشکرشده 713 در 214 پست

    Rep Power
    48
    Array

    RE: پرسش و پاسخ های ازدواج

    ممنون خارپشت جان
    وقتی طرف ازت می پرسه عیب های خودتون را بگین من صادقانه جواب می دم بعد که جواب منفی می ده پشیمان می شم!

    یه نکته در مورد سوال اول دختر مهربان:
    توی شرایط زندگی امروز که اجاره خانه و پول رهن خونه واقعا کمرشکنه این شرایطی که پدر بتونه چندسال کمک کنه تا پسر کم کم مستقل بشه خیلی رویایی است! و من که اگر در این شرایط باشم و خانمی چنین چیزی بهم بگه واقعا دیگه اسمش را هم نمیارم!
    در مورد چیزی که خانم بلواسکای گفته بودند اون چیزی که قدیمی ها گفته اند برای زندگی های قدیمی بوده است! یعنی این روزها هیچ پسری را نمی تونید پیدا کنید که همون شرایطی را که دختر خانم در منزل پدری اش داشته را بتونه برای دختر خانم فراهم کند! پدر دختر خانم اون شرایط را بعد از سی چهل سال زندگی فراهم کرده است و هیچ پسری در ابتدای زندگی نمی تونه چنین شرایطی را فراهم کند.
    خانه ی ما در شهرستان هفت برابر آپارتمانی که من در آن اجاره نشین هستم هست و من اجاره ی همین خانه هم برایم سنگین است. با این شرط عملا انتخاب همسر غیرممکن می شه!

    در مورد سوال دوم دخترمهربان و سوال خارپشت در شرایط معکوس:
    خوب همه ی ما جوان ها می دونیم که از دخالت خانواده همسر در زندگی هراس داریم و در چنین شرایطی واقعا به سختی تصمیم می گیریم. این وسط مادر یا پدر مریض دختر یا پسر هم معمولا دوست ندارد خودش را به این زندگی تحمیل کند و باعث عدم خوشبختی فرزندش شود اما ته دل از محبت فرزندش به خودش لذت می برد. به نظرم این مساله خیلی به فرهنگ و درک و شعور بالای آن پدر و مادر بستگی دارد! یعنی در صورتی که فرد مقابل ببیند با شخصی مقابل است که مانند مادر و پدر خودش دلسوزی می کند و در عین حال از دخالت در زندگی او پرهیز می کند و او را هم مانند فرزند خودش دوست دارد، در این حالت خیلی راحت با این مساله کنار میاد. اما در شرایط برعکس یعنی وقتی که آرامش و امنیت روانی زندگیش را در خطر ببیند مسلما به سختی با این مساله کنار میاد.



    سوال:
    دوستی معتقد بود خانم هایی که خیلی ایده آل گرا هستند و خیلی "فضایی" فکر می کنند بعد از ازدواج فضای فکری شون واقعی تر می شود و واقع گراتر می شوند، آیا با این مساله موافقید؟

  17. 4 کاربر از پست مفید مسلمان تشکرکرده اند .

    مسلمان (پنجشنبه 05 خرداد 90)

  18. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array

    یه کم توضیح لازمه:

    سلام. لازم دیدم یه توضیح بدم در مورد این:
    نقل قول نوشته اصلی توسط خارپشت
    سوال :دختر مهربونایی !!! که حاضر نیستین تو اپارتمانی باشین که مادر شوهرتون توش نفس میکشه !
    بعد هم سوال میپرسین که حاضرین با دختری ازدواج کنین که باید از مادر مریضش مراقبت کنه !
    نظر شماها چیه ؟؟؟؟
    ببخشید حرفای منو حمل بر بی ادبی و بی احترامی به قشر محترم مادر شوهر (که مادر خودم هم مادر شوهر هست) در نظر نگیرید. بنظرم باید توی ازدواج رودرواسی و تعارف رو کنار بذاریم و خودمون رو ببینیم. اگه من میبینم توی اون شرایط خیلی اذیت میشم، باید قبل از اینکه ازدواجی صورت بگیره حرفم رو بزنم. تا طرفم بتونه خوب فکراش رو بکنه. خب اینجا هم دیدیم بعضی ها موافق بودن بعضی ها مخالف. ضمناً من موارد اطراف خودم رو میبینم. و اصلاً راضی نیستم اتفاقی بیافته و خدای نکرده ارتباطم با خانواده ی همسر آیندم دچار مشکل بشه. طبق همین حرف ها، دوری و دوستی رو ترجیح میدم. اینم بگم که حتی اگه پدر مادر خودم هم توی آپارتمان خودشون بخوان بهم خونه ای بدن من قبول نمیکنم. چون توی این شرایط، احتمال دخالت و اختلاف بالا میره و هیچ فرقی نداره که خانواده من باشه یا اوشون.

    اما در مورد اون سوالی که پرسیده بودم، اونجا شرایط فرق داره ولی باز هم بعضی ها موافق و بعضی ها مخالف هستن. در واقع هر دو طرف، چه پسر و چه دختر اگه موافقت کنن، دارن یه جور ایثار میکنن. هر کس باید خودش رو ببینه که ظرفیت این ایثار رو داره یا نه. اگه نداره، باعث آزار خودش و همسرش و مادر همسرش نشه. از همین اول بگه نه و قید خوبی های طرف رو هم بزنه.

    اما جواب مسلمان عزیز،

    من هر دو جورش رو دیدم.

    یکی از دوستام اینجوری بود و بعد از ازدواج دید اونجوری که فکر میکرد نیست و خیلی از توقعاتش اومد پایین. الان که 3 سال از ازدواجش میگذره، میگه من خیلی بچه گانه فکر میکردم و یه مدت بعد از عقدم فهمیدم زندگی مشترک به اون چیزایی که من فکر میکردم نیست و چیزای مهمتر دیگه ای توی زندگی تاثیر داره.

    یکی دیگه رو هم میشناسم که با اینکه دو سال از زندگی مشترکش گذشته، هنوز توی ایده آلهای خودش غرقه و هنوز داره با شوهری که توی خیالش ساخته زندگی میکنه. نمیدونم کی قراره چشماش باز شه و آیا اصلاً باز میشه؟!!

    اما سوال من:

    چرا اگه یه خانمی یه روزی مهریش رو بخواد همه فکر میکنن مرتکب قتل شده؟ مگه معنای مهریه ی عندالمطالبه چیه؟
    و اینکه اگه یه زندگی خیلی خوب داشته باشید و یه روز خانومتون یه همچین چیزی بگه شما چی کار میکنید؟
    طلاقش میدید؟
    عصبی میشید و دعوا میکنید؟
    از چشمتون می افته؟
    ازش یه کینه ی بزرگ به دل میگیرید و میگید این زندگی دیگه زندگی نمیشه؟
    (اگه تواناییش رو داشته باشید) بدون اینکه ناراحت بشید وضیفه ی خودتون میدونید و بهش میدید و بابت اینکه امر به این مهمی رو فراموش کرده بودین ازش عذر خواهی میکنین.
    با اینکه تواناییش رو دارید بهش نمیدید.
    تواناییش رو دارید و بهش میدید اما هیچ وقت این توهینش رو فراموش نمیکنید.
    یا کارای دیگه ای میکنید؟
    لطفاً توضیح بدید.

    ببخشید غلط لُپی داره.
    وضیفه غلطه، وظیفه درسته

  19. 5 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    دختر مهربون (پنجشنبه 05 خرداد 90)


 
صفحه 4 از 29 نخستنخست 123456789101112131424 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.