توضیحاتتون خیلی خوب بود اگه اجازه بدین من کامل ترش میکنمنوشته اصلی توسط فرانک1389
بهتره دایره جامعه قابل بررسی مون رو یه خرده بزرگتر کنیم تا گنجایش همه نوع تفکری رو داشته باشه
مثلا
من معتقدم وجود قید و پایبندی به یه سری اصول در زندگی هر انسانی لازمه
تا زندگی از حالت یلگی و بی بند وباری ازاد بشه و در چارچوب قیود پذیرفته شده زندگی به معنای واقعی کلمه یعنی زنده گی محقق بشه
اما اینکه ایا معرف این اصول و قیود تنها دین میتونه باشه یا نه قابل بحثه
خیلی ها معتقدن عقل انسان عرف جامعه و وجدان شکل گرفته انسان در بستر همین جامعه هم میتونن تعیین کننده اصول باشن
این ایراد وارده که درست یا غلط بودن اون ها رو کی تعیین میکنه ؟
اگر عقل کدوم عقل ؟ عقل من یا عقل شما؟
کی میتونه در مورد تفکرات عقلانی من قضاوت کنه؟
کی میتونه بگه من اشتباه میکنم و خودش درست میگه ؟
در مورد جامعه و هنجارهایی که عرف ملاک بررسی اونهاست هم همین سوالات مطرحه
چه کسی درست و مطابق حقیقت میگه ؟؟؟؟؟
پس در این فرض منبع قابل استنادی که گفتیم عملا وجود نداره
اما در مورد دین منبع یا بهتر بگم منابعی وجود داره که با عقل بشرهم تا حد زیادی قابل اثباته
و براساس شناخت اولیه عقلی و بعد از اون ایمان قلبی میشه به درستی به اصول دین مقید شد
اما من هنوز هم بر این باورم که
یه سری خصوصیات هست که اگه هر ادمی با هر مرام ومسلکی اونها رو داشته باشه میشه باهاش تا حد زیادی به تفاهم رسید
1_حق پذیری اینکه در مقابل اونچه که علی رغم تفکراتش درسته سر تعظیم فرود بیاره و لجبازی نکنه
2_ازادی از نفس و نفسانیات اینکه بر اساس هوی نفس و لذت طلبی تصمیم نگیره
3_منطقی بودن به این معنا که بتونه به درستی از یه پیش فرض به نتیجه و جواب برسه
4_اعتقاد به متافزیک اینکه به عالم غیب و ماوراطبیعه باور داشته باشه و تنها براساس ماده قضاوت نکنه
به نظر من وجود این خصوصیات برای زندگی با کسی که خیلی پایبند به قیود دینی نیست جدا لازمه!
خیلی فرقی نمیکنه چه دینی داریم اما اگه این خصوصیات رو داشته باشیم
خیلی به اون انسانی که در مکتب اسلام ساخته میشه نزدیک شدیم حتی اگه مسلمون نباشیم
میخوام بگم وقتی میگیم قیود دینی منظورمون صرفا نماز و روزه و حجاب و . . .که تنها ظواهر دین محسوب میشن نیست
برای همین خانوم فرانک مستقیما زندگی خود پیامبر رو مثال زدن بسیار خوب و به جا
مسئله دیگه ای که میخوام مطرح کنم اینه که ایا حقیقتا اشتراک در باورهای دینی برای یه ازدواج موفق کافیه ؟؟
ایا دینداری و با ایمان بودن طرفین به معنای احتمال حتمی خوشبختی این دو در کنار همه ؟؟
ایا تناسبات و هماهنگی های لازم طرفین تنها در دین داری خلاصه میشه ؟؟
(این رو هم بگم که فرض بر اینه که ایمان حقیقی وجود داره و طرفین کاملا پایبند به اصول شریعت هستن)
من زیاد حرف زدم خوشحال میشم دوستان هم نظرشون رو در این باره بگن








علاقه مندی ها (Bookmarks)