نوشته اصلی توسط blue sky
تشکرشده 4,467 در 859 پست
نوشته اصلی توسط blue sky
meysamm (دوشنبه 16 خرداد 90)
تشکرشده 4,928 در 1,071 پست
در کل بنظر من وقتی دختر و پسر به توافق اولیه رسیدند و از حیث خصوصیات فردی و شخصی یکدیگر را مناسب هم دیدند، زمان مناسبی است که خصوصیات اخلاقی و رفتاری همدیگر رو در قالب خانواده هم بررسی کنند.نوشته اصلی توسط خارپشت
اما اینکه بدون محرمیت باشه یا نه، خوب برمی گرده به معیارهای دو نفر. همین الان هم بعضی پدرها اجازه نمی دهند که دخترشان با نامحرم معاشرت داشته باشد و بعضی برعکس محرمیت رو باعث بروز معضلاتی می دونند.
اینکه چه مقدار رفت و آمد داشته باشند هم باز برمی گرده به آمادگی و تمایل دو خانواده و هم تا زمانی که شناخت نسبی حاصل بشه.
در مورد درجه بستگان هم من به شخصه دوست نداشتم تا قبل از قطعی شدن موضوع اقوام درجه دومم بدانند. چون فکر می کردم تحت تاثیر حرف مردم باید تصمیم بگیرم و اینرا نمی خواستم. ولی بازهم این موضوع برمی گرده به درجه صمیمیت و تاثیر اقوام در زندگی آینده زوج.
امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم.
هستی (دوشنبه 16 خرداد 90)
تشکرشده 184 در 70 پست
سلام
به نظر من كفويت فرهنگي يا همون شباهت فرهنگي يعني شباهت در سيره رفتاري
حالا اين شباهت سيره رفتاري نه تنها در طرفين كه بايد در خانواده هاي طرفين هم باشه
و اگه در محيط كوچكتري زندگي مي كنيد مثل روستا يا شهر هاي كوچك اين رو بايد در اقوام و بستگان درجه2 و 3 هم بررسي كنيد
سيره رفتاري هم يعني اينكه علايق و سلايق و كنش ها و واكنش هاي رفتاري و عملي شما در موقعيت هاي مختلف چيه
به نظر بنده همون طور كه در معيارها و ملاك هاي انتخاب درجه بندي و اولويت بندي داريد، در اين مورد كه چه علايق و سلايقي براي شما مهمتره و اينكه چه رفتار هايي داريد كه اون رو به صورت كلي نوعي هنجار مي دونيد
نمونه هاي مصداقي رو دوستان عزيز سبكتكين و blue sky اشاره كردن
همين كه خانواده اي تشكر كردن بعد از مهماني رو "بايد" و هنجار ميدونه و خانواده ديگري نه، اين خودش نوعي تفاوت رفتاري هست كه بسته به اينكه طرفين چقدر به اين موضوع آشنايي دارن يا ندارن، مي پذيرن يا نمي پذيرن، مهم هست يا نيست ميتونه باعث اختلاف بشه يا نشه
احمد علي (سه شنبه 17 خرداد 90)
تشکرشده 1,971 در 570 پست
سلام
دوستان عزیز ممنون از پاسخهاتون
بلو اسکای عزیزم متشکرم از مثالی که زدید و خیلی هم به جا و درست بوددقیقا این تفاوتها را قبول دارم و خودم هم نمونه هاش رو دیدم و میدونم در صورتی که لج و لجبازی راه بیوفته زندگی به چه میدان جنگی تبدیل میشه و ممکنن کار به جدایی زن و شوهر بکشه(خدای نکرده
)
آقای احمد علی از شما هم ممنونم و با صحبتتون موافقم.چیزی که شما فرمودید همون مثالهای سبکتکین هست که قبولشون دارم.
آقای خارپشت از جمعبندی شما هم ممنون کار منو راحت کردید
دوستان عزیز!
لازمه میدونم توضیح بدم که منظور من از اینکه میگم دینداری زن و مرد خیلی مهمه و حرف اول رو میزنه (به نظر من) و میتونه خلی از مشکلات ریز و درست دیگه رو حل کنه و حتی از بروزشون جلوگیری کنه و ... اصلا و ابدا این نیست که تنها ملاک و تنهاترین شرط من یا امثال من هست و باید باشه چون لازم هست اما کافی نیست و باز هم تاکید کردم که 100 درصد نه و همیشه استثناء وجود داره.
من ایمان و دینداری دو طرف رو مهمترین و اصلی ترین شرط میدونم اما کافی نمیدونم.منظورم اینه که اگر خواستگار یداشته باشم که از لحاظ ایمانی قبولش داشته باشم ، معیارهای دیگه ام رو نادیده نمیگیرم و به بقیه هم به ترتیب اولویتشون دقت میکنم اما این " تدین" خیلی راه رو برام " روشن و باز " کرده طوری که میتونم بهش فکر کنم نه اینکه فورا جواب رد بدم.ایمان طرف بهم میگه نباید فورا بگم " نه" بلکه باید به تبعیت از دینم و فرمایشات ائمه (ع) در موردش فکر کنم.
چون از امام رضا(ع) برای نمونه روایت داریم که فرمودند : اگر برای دخترتان خواستگاری آمد که دین و اخلاقش را پسندیدید به او دختر بدهید وگرنه در زمین باعث فساد شده اید.
مثلا خودم یه خواستگار داشتک که از لحاظ ایمانی شاید از من هم بهتر بود اما از جهات دیگه ای که یکیش برام خیلی خیلی مهم بود مناسب نبودیم برای همین جواب رد دادم.
اما در کل بازهم تاکید میکنم که دینداری تا حد بسیار زیادی میتونه زندگی رو شیرین کنه و از بروز مشکلات جلوگیری کنه و در صورت بروز مشکلات به شکل بهتر و در زمان کمتر مشکل رو حل کنه چون مرجع برای حل مشکل بدون شک بهترین هست.
وقتی من اصرار دارم عقل من درست میگه و طرف مقابلم اصرار داشته باشه که عقل من درست میگه، یه مرجع هست که به ما میگه عقل کی درسته و کار کی درست تره و اون عقل معصومین(ع) هست که امکان خطا و اشتباه در اون نیست.
ای کاش میشد منم تو تاپیک " پرسش و پاسخهای ازدواج" پست بذارم
فرانک1389 (سه شنبه 17 خرداد 90)
تشکرشده 634 در 321 پست
فرانک عزیز سلام
من میگم تفاوت فرهنگ یعنی ارزش هاتون با هم فرق کنه یا خیلی فراتر برای طرف مقابل ارزش شما ضد ارزش باشه
مثلا" همسر من میگه یعنی چی تعارف بازی حالا وقتی فکر کن از صبح تا شب جلو خانوادش دولاراست شدی اخر شبم پشتشون واسه احترام تا دم در میری اخرش میشنوی اصلا" ازین کارای مسخرت خوشم نمیاد یکم مدرن باش
یا مثلا" وقتی خانوادم چندنوع غدا واسه همسرم میذارن هی میوه پوست میکنن بهش تعارف میکنن بعدا" میاد جای تشکر به من میگه خانوادت با من راحت نیستن
یا وقتی من که تو یه خانواده تعارفی بزرگ شدم میرم طرف همسرم میبینم سرغذا هیچکی هوام نداره و اگه همسرم حواسش نباشه من بشقابم خالیه چون تو این فرهنگ بزرگ شدم حالا غلط یا درست
یا همسرم اهل مهمونی رفتن نیستن و خانواده من برعکس مرتب دعوت میکنن حالا من باید دق کنم از تنهایی و جایی نرم
فرهنگ یعنی مذهب مثلا" من با یه ذوقی میخوام شب احیا کنار همسرم برم دعا ولی همسرم یا نمیاد یا اگه بیاد کتابش میاره غر میزنه و درس میخونه
یا من در حد تعادل با پسرهای فامیل حرف میزنم ولی اون میگه یعنی چی با اینا راحت حرف میزنی باید بگی اقا...
میبینی اینا خیلی کوچیکن ولی مارو تا پای طلاق برده پس تورو به خدا حواساتون جمع باشه
sahra100 (شنبه 21 خرداد 90)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)