نوشته اصلی توسط m25teh
سلام دوست من
از همدردیت ممنونم
از حرفهای خوبی که زدی و روحیه دادی ممنون
راستش تو 2 تاپیک جداگانه مشکلاتم رو توضیح دادم
اما جواب سوالات شما
مشكلات خودت رو برامون بنويس . بنويس كه در زندگي شخصي ات با چه چيزهايي درگير هستي . ؟
من معمولا مشکل خاصی ندارم یه آدمی هستم با روحیه آروم و مهربون در محل کار اکثر کارگر ها دوست دارن بین تمام کارشناس ها با من کار کنند یه شخصیت اجتماعی و برخود خوب و روابط عمومی بالا تو اکثر جلسات من صحبت میکنم و روحیه لطیف و احساساتی دارم زندگی خیلی آرومی رو داشتم میرفتم سر کار و میومدم خونه به مسافرتم میرسیدم به تفریحات سالم ولی با جنس خانم ها نمی تونستم رابطه احساسی برقرار کنم و همیشه مثل خاهرام بودن با اکثر شوهران همکاران خانمم دوست هستم و رفت آمد داریم اونها هم به من اطمینان دارن اما خودم راضی نبودم چون نمیتونستم با یه دختر دوست بشم هر موقع هم که یه دختر پا پیش میزاشت میدید که من نمی تونم رابطه عاطفی ایجاد کنم خودش میذاشت میرفت که این مساله عذابم میداد اما جز این مساله مشکل خاصی نداشتم در ضمن من 4 سال هست که به صورت مجردی زندگی میکنم که به استقلال من خیلی کمک کرد به نظرم لازمه که پسر ها چند سالی مجردی زندگی کنند یه مرد واقعی میشن البته این پیشنهاد منه خیلی برای من خوب بود
چه چيزهايي هست كه تو را هنوز كودك نگه داشته اند و چه ويژگي هايي داري كه به تو لقب مرد بودن ميدهند ؟ .
چيزهايي كه من را هنوز كودك نگه داشته اند روحیه لطیف منه که دلم نمیاد دل کسی رو بشکونم هیچ وقت کسی از دست من ناراحت نمیشه اگر بمیرم یک کلمه دروغ نمیگم و نیاز به محبت از طرف خانمم و خیلی احساساتی هستم از بارون خوشم میا یه دفعه به خانمم گفتم که میدونی اسم دیگه رعد و برق چیه گفت نه نمیدونم من گفتم اسم دیگش عشق بازی ابر هاست انقدر بهش برخورد تا چند روز منو مسخره میکرد میگفت این حرفها برای این بچه هایی که تازه عاشق میشن انقدر گفت که از ابراز احساسم پشیمونم کرد نمی دونم چیه که دیگه چیه که من رو هنوز کودک نگه داشته
ويژگي هايي كه به من لقب مرد بودن ميدهند همین 4 سال تنهایی منه
به حرف ساده است اما با اینکه برام راحت تر بود که پیش خانوادم باشم ترجیح دادم که تنها زندگی کنم تا مسئولیت یه زندگی رو بدونم چیه فکر کنم که خوب بوده وقتی مجبور باشی یسری کار هارو خودت انجام بدی خودت لباست رو بشوری خودت غذا درست کنی و خودت کار های نظافت خونه رو انجام بدی خودت خرید کنی و مخارج خونه رو مدیریت کنی و خیلی چیز های دیگه تازه میفهمی که زن برای کلفتی نیستش (از همه خانم های محترم تالار معذرت می خوام )و وظیفه زن انجام کار های خونه نیستش مگه خدمتکار استخدام کردم اگر خانمم کار خونه انجام بده داره لطف میکنه من خودم از پس کارهای خودم بر میام همه کار هم بلدم بکنم از آشپزی تا کار های خونه مثلا یه بار وقتی خانمم اولی باری که دست پخت من رو خورد باورش نمیشد که من میتونم به این خوبی آشپزی کنم من نمی خواستم زن بگیرم که بیاد برام کار های من رو بکنه تازه من کارهای اون رو هم انجام میدم من نیاز عاطفی داشتم که اومدم ازدواج کردم یه همدم میخواستم یه هم صحبت یه هم خونه یه هم نفس یه همراه یه کسی که تا آخر عمر باهاش باشم نمیدونستم که اینجوری میشه باید از ترس اینکه بیفتم زندان هرچی خانمم میگه بگم چشم
ببخشد من دلم خیلی پر هستش یه ذره هم دلم شکسته
نمیدونم سوالات شمار و جواب دادم یا نه اگر سوالی داشتی بپرس من در خدمتم
نه نمی تونم وکیل بگیرم اگر بفهمن که وکیل گرفتم فکر میکنند که جنگ شروع شده و خانم لجبازم بدتر میکنهنوشته اصلی توسط m25teh
شاید صبوری من آرومترش کنه









علاقه مندی ها (Bookmarks)