سلام. حامد عزيز، خيلي زيبا بود، اگر اجازه بدين، چند تا مطلب رو هم من اضافه كنم:
مطلب اول:
خداوند در قرآن ميگه:
"شما از حقايق امور كاملا آگاه نيستيد و به همين دليل چه بسا از چيزي اكراه داشته باشيد اما خير شما در آن باشد و يا برعكس، چيزي را دوست داريد اما شر شما در آن است" (سوره بقره)
در پس تمام امور حكمتي نهفته است. و چقدر ذجرآوره، اينكه ما حكمت ها رو درك نميكنيم و چون عقل ناقص خودمون قد نميده، بر خدايي به اين عضمت و دانايي افترا ميبنديم. آنچه مسلمه اينه كه خداوند ظلم نميكنه، چون از ظالم بودن مبراست. خدارو به خاطر صبوريش شكر ميكنم، چون انقدر با حوصله ناداني هاي مارو تحمل ميكنه، آيه اي ديگر در همين سوره بقره هست كه ميگه:
"خداوند نسبت به بندگان خود احسان ميكند، ولي مردم شكر به جاي نمي آورند"
اينه كه افرادي كه حتي احتمال حكمت امور رو درك ميكنند و بر خداوند توكل ميكنند، افرادي صبور و آرامند. چون مطمئنند از خدايي به اين مهرباني جز احسان و نيكي انتظاري نيست.
مطلب دوم:
جاي ديگري از قرآن (سوره آل عمران) ميخونيم:
"آيا شما فكر كرديد كه شما تنها با ادعاي ايمان وارد بهشت خواهيد شد؟ در حاليكه هنوز خداوند مجاهدان و صابران در ميان شما را مشخص نساخته؟"
يا در همين سوره داريم:
"ما اين روزهاي پيروزي و شكست را در ميان مردم ميگردانيم تا افرادي كه ايمان آورده اند شناخته شوند."
اينها نشاني از آزمايش هاي الهي دارند كه ما فراموش كرديم تحت آزمايشيم و فكر كرديم به حال خود رها شديم. در حاليكه زندگي دنيا چيزي جز سرمايه ي فريب نيست و البته خداوند هم امتحان گرفتن رو فراموش نميكنه. بارها و بارها امتحان ميشيم، اما.... متاسفانه عين خيالمون نيست. يادمون رفته خداوند مارو در رنج آفريده و واسه همين اسممون اشرف مخلوقاته و اين اشرف مخلوقات بودن، مدال افتخاري نيست.
مطلب سوم:
در سوره اعراف داريم:
"ما در هيچ شهر و آبادي پيامبري نفرستاديم، مگر اينكه اهل آن را به ناراحتي ها و خسارتها گرفتار ساختيم تا شايد به خود آيند و به سوي خدا بازگردند"
اينجا نشان داده شده كه گاهي رنج ها و مشكلات به خاطر اينه كه ما به خدا احتياج پيدا كنيم و به همين منظور هم كه شده، دست نياز به سمتش بالا ببريم و ازش كمك بخوايم و به سمتش برگرديم. اما متاسفانه احتياجمون كه برطرف شد يادمون ميره.
مطلب چهارم:
در سوره ي نسا داريم:
"همه ي اينها (پيروزي و شكست ها) از ناحيه ي خداست كه در حقيقت نتيجه ي اعمال نيك يا بد شماست كه بر اساس نيات و رفتار اختياري شما و خاصيتي كه خداوند در هر شئ قرار داده است كه اجبارا نتيجه ي مثبت و يا منفي از خود بر جاي خواهد گذاشت"
كه در اينجا اشاره شده به تقدير (اندازه گيري و اندازه بندي) خداوند. نشان ميده در هر كاري و در هر شئ اي خاصيتي است. مثلا خاصيت شيشه اينه كه اگر به زمين بيوفته بشكنه ولي اگر پلاستيك بخوره زمين چيزيش ميشه. اين تقديريه كه خداوند در اون شئ قرار داره. كارهاي ما هم همه از تقدير خداوند پيروي ميكنند. اگر شخصي بدون اينكه فكر كنه، نسنجيده كاري انجام داد و به ضررش شد، خداوند كه مقصر نيست. خودش مقصره. همين بس كه خداوند بهش عقل داده بود. البته هر تقديري به فرمان خداوند منجر به قضا ميشه. پس اگر شيشه با يه نيروي زياد خورد زمين قاعدتا بايد بشكنه، ولي اگه اتفاقا يه تشك همونجا بود و افتاد روش و نشكست، اين ديگه خواست و قضاي الهي بوده.
و اما چطور ميشه در برابر رنج از دست رفته ها مقاوم بود:
وقتي ما باور كنيم و ايمان پيدا كنيم كه همه چيزهايي كه در اختيار ما هستند امانتند و نبايد بهشون دل بست، اونوقت اگر از دستشون دايم كمتر ناراحت ميشيم. بايد باور كنيم اونا هيچ وقت مال ما نبودن و نيستند. باز خداوند در قرآن (سوره آل عمران) ميگه:
" هرگز به روح و حقيقت نيكوكاري آگاهي پيدا نخواهيد كرد، مگر اينكه از آنچه دوست ميداريد در راه خدا انفاق كنيد..."
گمان ميكنم اين رو و حقيقت نيكوكاري همين باشه. تمريني براي دل كندن و دل نبستن. روح و حقيقت نيكوكاري همينه.
گاهي مواقع اگر به چيزي كه ميخوايم نميرسيم، بهتره مسيرمون رو عوض كنيم:
"اگر روش خويش را اصلاح نماييد، (خداوند) شما را پيروزي خواهد داد."
به هر حال بايد به خداوند اعتماد كرد. آيا ميترسيم خداوند صدامونو نشنوه؟ يا اينكه قدرت ياري كردنمون رو نداشته باشه؟ چه كسي داناتر از خداوند و چه كسي چاره جو تر از اوست؟








گاهي مواقع اگر به چيزي كه ميخوايم نميرسيم، بهتره مسيرمون رو عوض كنيم:
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)