ممنون از همگی
خانم بالهای صداقت ممنون از ۲ نکته مهم.واقعا قبول دارم حرفتون رو، چون از وقتی که محکم گفتم دیگه خونه باید بگیری و مستقل بشیم همش دنبال خونست و حتا در مورد مطب زدن توی روستشن با من مشورت کرد و من اجازه ندادم، چون چندتا دلیل با منطق براش آوردم،که هیچی نگفت فقط سکوت کرد که بد از چند وقت فهمیدم منصرف شده.
من بعضی وقتا که میگم یه فکرای میکنم (شک) همینکه سورهٔ والعصر رو میخونم آروم میشم که اینقدر خودم از این آرامش لذت میبرم که حد نداره.
شکی ندارم که شماها هم برام دعا کردین،ممنون از همگی...![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)