دوست گلم سلام

نظر من اینه که آقایون وقتی ببینن خانومشون روی یه مسئله خاص حساسیت داره ؛از اون به عنوان اهرم فشار استفاده میکنن و بیشتر روی اون موضوع پافشاری میکنن.
خودت کاملا در جریان مشکلات من هستی و تاپیک منو با دقت و البته لطف؛دنبال میکنی. همسر منم از عید تا حالا بیدلیل گفته که دیگه نمی خواد با خانواده من رفت و آمد کنه....بله ؛واقعا بی دلیل. خودشم میگه عشقم کشیده نیام!!!!!!! خوب ؛اگه من مثل همیشه میخواستم اصرار کنم و به طرق مختلف راضیش کنم که اونم برام تاقچه بالا میذاشت و یه جورایی باج میگرفت یا منت میذاشت و یا......( مثل هر دفعه که اینکارارو میکرد). اما اینبار گفتم: هیچ مسئله ای نیست؛ دوست نداری نیا. اولش باور نمیکرد به این سادگی از کنار این مسئله بگذرم. اما وقتی دید که حتی موضوع رو به خونواده ام هم گفتم پشیمون شد و گفت: کاش نمی گفتی!شاید بعد پشیمون می شدم و دوباره رفت و آمد میکردم

حالا دیگه با چه رویی بخوام بیام؟..........منم گفتم:تا تو باشی که از این به بعد قبل از حرف زدن؛خوب فکر کنی وخیال نکنی تا ابد میتونی منو تهدید کنی که با فامیلت قطع رابطه میکنم؛منم برای حفظ آبروم تن به خواسته های ناحقت بدم.. نه!مرگ یه بار ؛شیون هم یه بار.
الان3ماهه تنها میرم خونه فامیلام و آسمون هم به زمین نیومده. اونم پشیمونه و من این موضوعو کاملا حس میکنم اما این بار باید خودش خراب کاریشو درست کنه.من که تا آخر عمرم نمیتونم پیش خانواده ام و بقیه نقش بازی کنم و اونم از این مسئله سواستفاده کنه!
البته من میدونم که هر آدمی ویژگی های شخصیتی خودشو داره و نمیشه یه نسخه رو برای همه پیچید اما شاید ضرر نداشته باشه که شما هم این راهو امتحان کنی. شاید اگه ببینه روی مسئله رفت و آمد با خانواده ات حساسیت نشون نمیدی کوتاه بیاد.

موفق و شاد باشی خانوم گل

علاقه مندی ها (Bookmarks)