نیک ناز جان خوبه که خودت هم قبول داری این کارها خاله زنک بازیه!!؟نوشته اصلی توسط نیک ناز
نیک ناز جان
من بر خلاف شما عروس آخر خانواده هستم.
من اصلا دنیای زنها رو نمی شناختم (منظورم دنیای زنهای متاهل هست!)، الان هم که شناختم دوست ندارم آلوده اش بشم!!
من یه هیچ وقت توجه نمی کردم که کی چی داره یا کی چی خریده، باور کن اصلا توی ذهنم نمی مونه!!! اینقدر که برای بعضی زنها مهمه برای من اصلا مهم نبود!!!
بعد از ازدواج خیلی سریع متوجه شدم که تمام خانواده کارها و رفتارهای من رو زیر نظر دارند و دوست دارند از کارهای جدید و جالبی که انجام می دم الگو بگیرند!!
برام خیلی خیلی عجیب بود!!! من به حد شما هنرمند و حوش تیپ نبوده و نیستم!! ولی کاملا احساس می کردم که طرز لباس پوشیدن و رفتارم به شدت خانواده همسرم رو تحت تاثیر قرار می داد! دوست داشتند از من عقب نمونند، یا جلوی من کم نیارند!!
من خیلی برای شادیها و تفریحم خرج می کنم (نه اینکه ولخرج باشم ولی برام مهمه که برای آرامش خودم و روحم پول خرج کنم، ولی خانواده شوهرم باور کن فقط یاد گرفته بودند پول جمع کنند تا یه روز که بهش احتیاج دارند ازش استفاده کنند، گمونم بعد از دیدن رفتار من اونها هم کمی بیشتر در این مورد به خودشون رسیدند!!)
برام هنوز هم عجیبه که چرا این رفتارها وجود داره ولی حالا فهمیدم که چنین رقابتهایی همیشه و در همه جای دنیا وجود داره! ولی باور کن که من خودم هیچ وقت برام مهم نبوده که فلانی چی داره یا چه برنامه ای داره و می خواد چه کار کنه!! چون همیشه برنامه ها و اهداف خودم رو توی زندگی داشتم و دنبال این نیستم که اگه مثلا جاریم مبلش رو عوض کرد، من هم برم سریع مبل جدید بخرم!! چه لزومی داره؟؟ من برنامه های خودم رو دارم و قاعدتا برنامه های بقیه تاثیری روی من و زندگی ام نخواهد داشت!!
عزیزم شما هم برنامه های خودت رو دنبال کن و اصلا به دنبال رقابت نباش، هر چی که این قضیه رو دنبال کنی بدتر می شه و خودت بیشتر اذیت می شی و به روحت آسیب می رسه، اصلا برات مهم نباشه که داره با تو رقابت می کنه، اصلا بهش اجازه بده احساس برتری کنه و میدان رو بهش بده!! چه ایرادی داره وقتی لباس خوبی می پوشه ازش تعریف کنی و بهش بگی خیلی بهت می یاد؟؟
بعد از یه مدت می بینی که رفتارش خیلی تغییر می کنه و دیگه از اون احساس رقابتش کم می شه..
د رمورد صدای راه رفتنش.... وای من از این متنفرم که همسایه بالایی طوری راه بره که صدای راه رفتنش رو بشنوم!!! کلا روی اعصابمه ولی خب شما یه خانواده اید، می تونی به برادر شوهرت یا جاریت بگی و یا شاید هم بتونید کف خونه رو عایق و کف پوش کنید که صدای راه رفتنشون نیاد!! این مشکل هم راه حل داره..
موفق باشی![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)