این انگیزه بالا و اراده برای نمونه بودن در زندگی یک پیغام بیشتر به من نمیرسونه که تو در صورتی که همسرت همراهت باشه موفق میشی و در آینده از این دوران با غرور برای فرزندانت یاد خواهی کرد.
چون من نه شناختی نسبت به شما و همسر گرامیت ندارم چندتا مورد عنوان میکنم هر کدام که بیشتر به زندگیت نزدیکتر بود در موردش تحقیق کن تو روابط خودت.
1.همسر شما هیچ ایرادی بهش وارد نیست تنها از اصول و قواعد همسر داری بلد نیست و بلد نبودن هم خودش فی نفس ایرادی نیست زمانی زیر سئوال میره و تبدیل به ایراد میشه که تو بتونی متقاعدش کنی که این مهارت بلد نیست و اون برایش اقدامی نکنه.
2.متاسفانه شرایط حاکم بر اقتصاد کشور همه طیف ها رو تحت تاثیر قرار داده بخصوص مشاغل آزاد، برخی از مردها مایل نیستن که مشکلاتشون وارد خانه زندگیشون کنن،حتی با تمام فشار هایی که به او و خانوادش داره وارد میشه روحیه اش را حفظ میکنه تا جایی که شریک زندگیش اونو مردی بی خیالی و بی مسئولیتی متهم میکنه.
یک سرو گوشی آب بده ببین شرایط کار و در آمدش چطور البته خیلی احتیاط کن چون ممکنه خدایی ناکرده به مادی گرا بودن و آدم حسابگر متهم بشی.
سعی کن خیلی با ظرافت بهش به قبولونی که زندگی مشترک یک معامله شرافتمندانه است یعنی محبت میدی و در ازاش عشق توجه میگیری یا محبوبیت قائل میشی و عوض امنیت میگیری که کاملاً بصورت اخلاقی و شرافتمندانه اش منظورم هست.
هیچ وقت منزل ترک نکن..به قهر نرو همین اول راه جوری رفتار کن که متوجه بشه با زنی زندگی میکنه که تصمیماتی که میگیره از روی خشم و یا احساس نیست و چیزی که میگه انجام میدم فقط یک تهدید نیست درش عمل 100% هست.یعنی اگر روزی بهش گفتی اگر فلان رفتارت ادامه پیدا کنه ترکت میکنم، یقین داشته باشه که ترکش خواهی کرد و به این سادگی ها گذشت نخواهی کرد، وای به اون روزی که باور داشته باشه که با زنی زندگی میکنه که یک چیزی از روی بی عقلی نادونی میگه بعد خودش از اولتیماتومی که داده پشیمون میشه دست از پا دراز تر میآد سراغم. یا اینکه دیگه نسبت به حرفات بی اهمیت بشه ،حتی اگر توهین بکنی براش بی اهمیت بشه.
من فکر میکنم که همسرت موفق نشده که کاملاً از دوران مجردیش به دوره متاهلی وارد بشه و تو باید کمکش کنی،میدونه ازدواج کرده ولی هنوز متاهل و متعهد نشده کاملاً.(سوء برداشت نشه لطفاً)
فعلاً از هرگونه عمل شتابزده برای دیده شدن و شنیده شدن تو زندگی اجتناب کن و تا میتونی باهاش صحبت کن حرف بزن. برای یکسری عکس العمل ها همیشه وقت هست از انتها نیا به ابتدا.
سعی کن که همیشه خودت رو به روز نگاه داری و از اینکه تو در جمع دوستان و نزدیکانش صحبت و اظهار نظر کنی نهایت لذت ببره و احساس غرور بکنه. این خودش باعث میشه که به نظر های تو احترام بذاره و یقین داشته باشه که اگر همسرم چیزی به زبان میاره مسئولیت اون بعهده خواهد گرفت.
سعی کن با روشی کاملاً اخلاقی و منطقی اینو بهش بفهمونی که برای نگهداشتن و داشتن تو باید به نیازهای روحی و عاطفی و انسانیت توجه کنه، وتصور نکنه که با امضاء کردن اون دفترچه عقد نامه تو رو بدست آورده. همچنین سعی کن که اینو درک کنه که تو خودت به تنهایی میتونی نیازهای ابتدایی مثل: مسکن،پوشاک،خورو خوراک، غیره... بدون حضور او هم به شایسته تری وجه برای خودت تامین کنی. و دلیل حضور و تلاش تو برای رسیدن به یک زندگی مشترک نه برای ادامه حیات.
بنظر خودت اگر قرار باشه به نمایندگی از همسرت برای این 6ماه گذشت یک معدلی قائل بشی اون چند؟
و اگر ایشان بجای شما اینجا بودن از چه چیزی درون تو تعریف میکرد و از چی گله مند میشد؟
ادامه دارد..............








علاقه مندی ها (Bookmarks)