منم با نظر فرانك عزيز موافقم
متاسفانه استاداي ايراني همه و همه كوچك و بزرگ هم نداره مغرورن شايد هم بهتره بگم همه ي باباهاي ايراني!!
ايشون هم غرورش خدشه دار شده از اينكه فهميده به خاطر دخترشون با ايشون دوباره رابطه برقرار كردي و البته يه كمي هم حق داره
چرا شما صبر نكردين آقاي خارپشت؟ هيچ چيز زيباتر از صبر نيست!!
اما اشكالي داره حالا كه صبر نكردين و به سرعت قضيه ي ريحان رو با پدرش در ميون گذاشتين كه كار درستي نبود ...
بايد حالا جبران كنيد ... نچ نچ هم نكنيد!
بايد صبر كنيد ... باز هم برين پيش استادتون و بهش بگين:
شما براي من آدم قابل احترامي هستين و من واقعا دوست داشتم رابطه ام با شما خوب باشه چه من با دختر شما ازدواج كنم يا نكنم دلم نميخواد شما تصور كنيد كه من فقط به خاطر ايشون از شما عذرخواهي كردم ... من از قبل هم دلم نميخواست شما در مورد من اشتباه فكر كنيد و ... ولي خوب شايد يه كمي غرور باعث شد من نيام به سمتتون و ...
ديگه نميدونم خلاصه آقاي خارپشت قبل از هر كاري حتما رابطتو با پدرش بهتر كن و بعد هم اگر خواستي اقدام كني از طريق مادرتون اقدام كنيد!
آخه كيو ديدي تو دنيا بره از باباي دختر خواستگاري كنه؟يكي از فاميلاي ما به باباي من گفته بود دخترتون بياد پيش من كار كنه . بابام كلي عصباني شده بود. حتي با اينكه ميدونه من دلم ميخواد برم سركار و خودش ايشون هم راضيه. اما همين كه اون بنده خدا اين حرفو زده بود يهو غيرتي شده بود و ...
حالا شما مي خواهين از طريق پدرشون ازش خواستگاري كنين؟
مگه زمان پيامبره كه بري از ايشون دخترشون رو بخواي و ايشون هم با منطق بپذيره؟
يا از طريق مادرتون و مادرشون يا به خود ريحان خانم بگين اونم مؤدبانه و نيازي هم به التماس نيست!!
البته پس از بهتر شدن رابطه با پدر ايشون و صبر جميل از طرف شما!![]()











علاقه مندی ها (Bookmarks)