به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Threaded View

  1. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 بهمن 04 [ 07:55]
    تاریخ عضویت
    1389-9-14
    نوشته ها
    430
    امتیاز
    15,799
    سطح
    80
    Points: 15,799, Level: 80
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,069

    تشکرشده 2,080 در 437 پست

    Rep Power
    59
    Array

    RE: رابطه در حال تخریب من و استاد و تمایل به ازدواج با دخترش

    منم با نظر فرانك عزيز موافقم
    متاسفانه استاداي ايراني همه و همه كوچك و بزرگ هم نداره مغرورن شايد هم بهتره بگم همه ي باباهاي ايراني!!
    ايشون هم غرورش خدشه دار شده از اينكه فهميده به خاطر دخترشون با ايشون دوباره رابطه برقرار كردي و البته يه كمي هم حق داره
    چرا شما صبر نكردين آقاي خارپشت؟ هيچ چيز زيباتر از صبر نيست!!
    اما اشكالي داره حالا كه صبر نكردين و به سرعت قضيه ي ريحان رو با پدرش در ميون گذاشتين كه كار درستي نبود ...

    بايد حالا جبران كنيد ... نچ نچ هم نكنيد!
    بايد صبر كنيد ... باز هم برين پيش استادتون و بهش بگين:
    شما براي من آدم قابل احترامي هستين و من واقعا دوست داشتم رابطه ام با شما خوب باشه چه من با دختر شما ازدواج كنم يا نكنم دلم نميخواد شما تصور كنيد كه من فقط به خاطر ايشون از شما عذرخواهي كردم ... من از قبل هم دلم نميخواست شما در مورد من اشتباه فكر كنيد و ... ولي خوب شايد يه كمي غرور باعث شد من نيام به سمتتون و ...

    ديگه نميدونم خلاصه آقاي خارپشت قبل از هر كاري حتما رابطتو با پدرش بهتر كن و بعد هم اگر خواستي اقدام كني از طريق مادرتون اقدام كنيد!

    آخه كيو ديدي تو دنيا بره از باباي دختر خواستگاري كنه؟ يكي از فاميلاي ما به باباي من گفته بود دخترتون بياد پيش من كار كنه . بابام كلي عصباني شده بود. حتي با اينكه ميدونه من دلم ميخواد برم سركار و خودش ايشون هم راضيه. اما همين كه اون بنده خدا اين حرفو زده بود يهو غيرتي شده بود و ...
    حالا شما مي خواهين از طريق پدرشون ازش خواستگاري كنين؟
    مگه زمان پيامبره كه بري از ايشون دخترشون رو بخواي و ايشون هم با منطق بپذيره؟

    يا از طريق مادرتون و مادرشون يا به خود ريحان خانم بگين اونم مؤدبانه و نيازي هم به التماس نيست!!


    البته پس از بهتر شدن رابطه با پدر ايشون و صبر جميل از طرف شما!

  2. 5 کاربر از پست مفید yasa تشکرکرده اند .

    yasa (سه شنبه 24 خرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:59 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.