سلام
می دونم بحث انحرافیه و اصلا اصل بحث اینه که اصلا این آقا مناسب خانم دختر مهربان هستند یا خیر؟
اما چون بحث داره به این مسائل کشیده می شه اجازه می خوام مقداری توضیح دهم:
۱. در اسلام مهاجرت از کارهای مثبت است و ويژگی مومنین است و در شرایطی واجب است. اما چه مهاجرتی؟
مهاجرا الی الله
یعنی مهاجرتی که به نزدیکی بیشتر به خدا منجر شود. یعنی برای مثال اگر شما در مملکتی زندگی می کنید که نمی توانید احکام دینی تان را انجام دهید مهاجرت بر شما واجب می شود. در آن دنیا می پرسند مگر زمین خدا وسیع نبود؟ چرا مهاجرت نکردی؟
پس مهاجرت به سمت خداست که در اسلام توصیه شده است.
۲. در احکام آمده است مهاجرت به جایی که نمی توان وظایف دینی را در آنجا انجام داد سفر حرام است و در چنین سفری نماز کامل است و ...
یعنی مهاجرت وقتی به جای الی الله بودن به سمت غیر خدا باشد مهاجرت حرام است.
۳. سوالی که پیش می آید این است که آیا سفر به خارج از ایران مهاجرت به سمت خداست یا به سمت دور شدن از خدا؟
آقای سید ۱۳۸۷ با بحث در مورد سیستم به این نتیجه می رسند که چون سیستم در آنجا به جای آن که دروغ و بی نظمی و ... را به فرد تحمیل کند او را از آن باز می دارد می تواند این مهاجرت الی الله باشد. یعنی سیستم مذکور را سیستمی می داند که «اسلامی» تر است.
آیا چنین مهاجرتی می تواند الی الله باشد؟ در صدر اسلام افرادی از مسلمانان برای انجام وظیفه ی دینی شان به حبشه مهاجرت کردند. سیستم حبشه اسلامی نبود اما شرایط انجام وظیفه ی اسلامی را فراهم می کرد پس مهاجرتی پسندیده بود که اسلام به آن سفارش می کرد.
از طرف دیگر برخی دیگر معتقدند این مهاجرت نمی تواند الی الله باشد. چون از سیستمی که اسلامی است و انجام وظیفه ی دینی در آن بسیار راحت تر است به سیستم دیگری مهاجرت می شود که انجام وظیفه ی دینی اگر غیرممکن نباشد سخت است و با مشقت همراه است.
طبق فرض مذکور این مهاجرت می تواند مکروه یا حرام باشد. یعنی اگر انجام وظیفه ی دینی را مشکل می بینید مکروه و اگر غیر ممکن می بینید حرام!
۴. سوال این جاست که تمام افرادی که به خارج سفر می کنند فعل مکروه یا حرام انجام می دهند؟
این سوالی نیست که بتوان با بلی و خیر پاسخ داد. اول این که ممکن است کسی مانند سید ۱۳۸۷ واقعا به این نتیجه برسد که در سیستمی مانند سیستمی که توصیف کردند انجام وظیفه ی دینی برایشان ممکن تر است. پس ایشان اگر این استدلال را واقعا قبول داشته باشند ( و بتوانند در آن دنیا برای آن پاسخ دهند) این مهاجرتشان می شود الی الله!
از طرف دیگر ممکن است کسی کار دیگر یا وظیفه ی دیگری برای او حکم دیگری را برای او به وجود آورد. یعنی کسی برای مثال به این نتیجه برسد که اگر برای تحصیل به خارج از کشور برود می تواند با دانش بیشتری به جامعه اش خدمت کند. باز هم نیت او این سفر را الی الله می کند.
یکی از مشکلات تحصیل در ایران این است که عمر انسان را تلف می کنند! یعنی فوق لیسانس دو ساله می شود سه سال و دکترا که در اکثر کشورها ۳ سال و نهایتا ۴ سال و در سخت ترین دانشگاه های دنیا ۴ سال و نیم طول می کشد در ایران در دانشگاه های معمولی ۶ سال طول می کشد!
کسی ممکن است فکر کند بابت این عمری که بابت این کار مسخره صرف می کند نمی تواند در آخرت پاسخگو باشد پس مهاجرت به خارج برای ادامه تحصیل را انتخاب کند. در این حالت هم چون هدف او نجات عمرش از کار بیهوده است این سفر الی الله است.
به هر حال مساله این است که در نهایت که «یسئلونک عن النعیم» بتوانیم بابت این عمر صرف شده پاسخگو باشیم.
نتیجه گیری در مورد این که این مهاجرت به سمت خداست یا به سمت دنیا و غیر خدا به نیت خودتان برمی گردد و به عهده ی خودتان است.
ببخشید مفصل شد. در نهایت همان جور که آقا حامد گفتند مساله اصلی چیز دیگری است.
یا علی








علاقه مندی ها (Bookmarks)