بالهای صداقت خواهر مهربانم سلام
شاید تحت تاثیر احساس بدم سعی کردم به نحوی میزان و اندازه بدی این احساس توی نوشته هام بیان کنم واسه همین از کلماتی مثل همیشه یا هیچ استفاده کردم که البته خوب خانواده همسرم واقعا" موردی برای بیان رفتار گفتار یا عملکرد بد من نداشتن البته تصور میکنم شاید شما اینو اغراق بدونید ولی حد دریافت من این بوده

(دو شنبه ۱۶ خرد ۱۳۹۰ ۱۴:۴۵ عصر)sahra100 نوشته است:
ممنون میشم بهم راه حل بدبد

شما بهم راهکار بده فقط تورو خدا نگو خانوادت بیخیال شو که این مساله به شدت داره ازارم میده)
خواهر گلم من به راهکارها خیلی دقت میکنم ولی تو طول این 9 ماه من این مسالرو کنار گذاشتم و فقط فقط به ایجاد روابط صحیح با همسرم فکر کردم که خدارو شکر دیگه مساله جدی یا لاینحلی بینمون نمیبینم و تا حدی به ثبات رسیدیم البته نمیگم هیج مشکلی نیست و مشکلاتمون موردیه و با یکم تدبیر و اموزش حل می شه ولی الان بعد 9 ماه که فقط رفت و امدمون با دوستاش هست دیگه خسته شدم و تحت فشارم یعنی 9 ماه واسه این مسایل کافی نیست؟؟
یواش یواش دارم بداخلاق و بهانه گیر میشم میخوام نشم ولی یهو عکس العمل نشون میدم البته 70 درصد هیچی نمیگم ولی یهو صدام در میاد
حالا شما میگید راهکار قبول خوب بهم راهکار بدبد که چیکار کنم میگید فعلا" بیخیال شو قبول ولی چه مدت ؟؟ اخه فقط میگید رها کن خوب بخدا خستم داره بهم فشار میاد
راجع به تاپیکتون ممنون خیلی جالبه حتما" باید رو خودم امتحان کنم