ندا خانم!در درجه اول زندگی جاویدان پدرتان را به شما تبریک و از دست رفتن مادی او را تسلیت عرض می کنم.
می بخشید،اما باید مطالبم را رک بگویم . . . .
آن پسر بهترین کار ممکن را کرده است.زیرا واقع بین بوده است و دارای اراده . . . . شما هم دست از بچه بازی بردارید و دیگر کارهایی مانند:قول و قرار ازدواج از راه اینترنت و چند دیدار را از سر بیرون کنید.
بروید و یزدان پاک را نیایش کنید که کار به جاهای بدتری ختم نشد که کمترین آن وابسته شدن بیشتر شما بود؛یک کمی شکیبایی به خرج دهید،پس از دوسه لیتر اشک ریختن و اندکی افسردگی،با مدد از ما و خواندن مطالب آموزشی و چند جلسه رواندرمانی همه چیز حل است.
شما نباید مثلاً فوت پدر تان را با ترک کردن آن پسر در ارتباط دانسته و خدای ناکرده خود را بدشانس بدانید.شما به دلیل اندوه از دست دادن پدرتان دچار احساسات بدی شدید که البته طبیعی است و این امر موجب حساسیت شدید نسبت به قطع رابطه از سوی آن پسر شده است.نفس شما دارد شدیداً شما را گول میزند.چرا؟
زیرا شما مدام دارید یک فیلم را صدها بار دوباره می نگرید و تنها و تنها خاطراتی را که دیگر وجود خارجی ندارند مرور می کنید!!!شاید به من بگویید برو بابا!!حالیت نیست ها!!!من احساسم جریحه دار شده است.
نخیر جان؛نه احساستان جریحه دار شده و نه چیز دیگر . . . شما دارید از یک موضوع ساده برای خود کوهی می سازید.یک چیزی به شما بگویم:مگر شما شخصیت و احساسات خود را تماماً وابسته به نظر و عمل دیگران می دانید.اگر بله که باید هرچه زودتر روانکاوی را آغاز کنیددو اگر نه که بالام جان!!شما نه تنها باید از آن پسر ناراحت و خشمگین نباشید که از او سپاسگزار هم باشید که موضوعی را که عاری از خرد و شناخت متقابل بود(شناخت شما دو تا از هم که البته اصلاً نداشتید) و نیز شرایطش مهیا نبدوه فیصله داده است.
مگر شما این زندگی زیبایی را که در پیش دارید در نظر نمی گیرید و به آن بی اعتنا یید!!!!؟؟که این قدر به مطلبی که باید واقع بینانه با آن برخورد کنید،احساساتی برخورد کرده و خود را آزار می دهید.
مگر . . . آسمان پاره شده است و آن پسر افتاده است پایین و مگر ایشان تعهدی اخلاقی در ازدواج با شما داشته است؟؟؟!!!دو تا جوان بی تجربه از روی احساس حرفی به هم زده اند و یکی خدا زده پس گردنش و آدم شده،موضوع را فهمیده و البته خاتمه داده است.همین و بس.
یک کمب بنشینید و بیندیشید.چرا از نفستان بازی می خورید؟؟؟هیچ چیزی مهمی اتفاق نیفتاده است.در زندگی بسیار از این موارد پیش می آید،باید راحت تر برخورد نمایید و این البته نیاز به برخی مهارتهای فردی دارد که باید بیاموزید.
طول می کشد،اما باید با زخم ساخت؛بالاخره خوب می شود.(دیالوگ فیلم سگ کشی ساخته و نوشته استاد بهرام بیضایی)










علاقه مندی ها (Bookmarks)