به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 22 تیر 94 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1390-1-26
    نوشته ها
    770
    امتیاز
    14,787
    سطح
    78
    Points: 14,787, Level: 78
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 63
    Overall activity: 69.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    4,357

    تشکرشده 4,467 در 859 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: رابطه در حال تخریب من و استاد و تمایل به ازدواج با دخترش

    نه من شجاع نیستم خریت که به معنی شجاعت نیست نگاه عاقل اندر سفیه استاد وقتی از دخترش حرف زدم اینو بهم ثابت کرد
    که من یه احمقم اگه نگیم خر !
    ولی باور کنین من واستاد خیلی با هم عیاق بودیم خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکنین (فکر کنم دیگه لازم نیست بگم البته تا 2 سال پیش )
    همش پیش هم بودیم یه اکیپ بودیم که بزرگمون استاد بود باهم میرفتیم کوه دربند سفرای دسته جمعی
    دوره ای خونه هم بودیم ماه رمضونا افطاری محرما هئیت
    با اینکه شاید بعضیامون با هم خیلی هم نظر و هم عقیده نبودیم اما واقعا همدیگرو دوست داشتیم
    بارها از استاد کادو گرفتم به مناسبتای مختلف به من بیشتر از بقیه توجه داشت البته در ظاهر سعی میکرد بینمون فرق نذاره
    نمیدونم چی شد
    از حدودا 2 3 سال قبل من ازشون جدا شدم و بعد از قضیه بازداشت استاد دیگه کلا قطع رابطه کردم
    استاد که چشم دیدنمو نداشت ولی همون 3 4 نفر هم دیگه سراغی از من نگرفتن اونموقع بود که فهمیدم دوست داشتن وقتی ایجاد میشه که با هم همدل باشیم هم درد باشیم هم راه باشیم و در یه کلام هم فکر باشیم
    نه اینکه در ظاهر با هم بخندیم و خوش باشیم و ادعا کنیم به نظرات هم احترام میذاریم اما با کوچکترین تنشی همه رفاقت هامون رو قبر کنیم و خیلی راحت به دیگران (تنها به این دلیل که مثل من فکر نمیکنن !) اتهام بزنیم
    متاسفانه باید بگم یه نفرتو همین اکیپ 5 نفره کاری با من کرد که دیگه به هیچکس نمیتونم اعتماد کنم
    البته مجبور شدم برای اثبات بی گناهی خودم پته این به ظاهر دوستو رو اب بریزم
    اما دیگه چه فایده من 2 سال از بهترین لحظات عمرم رو با هجوم احساسات دیگران با کینه و حسادت و تحقیر و توهین از جانب دیگران از دست دادم
    خلاصه اینکه فکر میکردم میشه این 2 سال رو از تقویم ذهن استاد پاک کنم اما انگار استاد خیلی بیشتر از من درد کشیده
    وقتی کاری نکردی و به خاطرکار نکرده محکوم میشی وقتی تنها مدرک علیه تو شهادت یه ادم بی سر و پاست
    وقتی حرف تو رو با تمام سابقه ات کنار میذارن و چون شرایط ایجاب میکنه !!! بهت میگن بنظر میرسه که لابد یه کاری کردی !!!
    اونوقته که ذهنت نه تنها فراموش نمیکنه بلکه تک تک شنیده ها و دیده هاشو هر روز از نو تکرار میکنه
    و هرروز دنبال مقصر میگرده و هر روز به عالم و ادم بدو بیراه میگه
    من درک میکنم من استادو درک میکنم
    الان یه هفته است استادو ندیدم نمیتونم باهاش حرف بزنم نمیتونم تحمل کنم که یه نفر با نگاهش بهم بگه برو گمشو
    گمشو برو از زندگیم بیرون برو گمشو اما نتونه به زبون بیاره یا نخواد
    نه استاد نمیترسه اگه میترسید کاری نمیکرد که اینجوری باهاش رفتار شه
    داره حرمت نگه میداره شاید به احترام اون سالایی که با هم گذروندیم

    نمیتونم با خونوادم صحبت کنم اونم خودش داستانی داره
    اخه بدبختیام که یکی دو تا نیست خدایا شکرت
    خواهرم ندارم (ارزو به دل موندم )
    در مورد اینکه میگین صبر کنم باید بگم عملا کار دیگه ای هم نمیتونم بکنم
    واما اینکه ریحان میدونه من اونو از پدرش خواستگاری کردم یا نه
    نمیدونم باید بیشتر رفتارشو تو این چند روزه انالیز کنم
    اما مطمئنم استاد دروغ نمیگه
    از یه چیز هم مطمئنم ریحان به خاطر من در مقابل پدرش قرار نمیگیره که حالا استاد بخواد باهاش بد رفتاری کنه !
    بازم بهش حق میدم الان که دارم فکر میکنم میبینم چقدر رفتار ریحان منطقیه این منم که غیر طبیعیم !!

  2. کاربر روبرو از پست مفید meysamm تشکرکرده است .

    meysamm (سه شنبه 24 خرداد 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ترس های مبهم و استرس
    توسط مدیرهمدردی در انجمن اضطراب و استرس
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 31 خرداد 92, 12:37
  2. داستان غم زندگیه من
    توسط پدربزرگ در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 11:05
  3. داستان زندگی کارافرین برتر کشور..احد عظیم زاده
    توسط بهار.زندگی در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 تیر 91, 14:49
  4. نقش ورزش در کاهش استرس(مدیریت استرس)
    توسط keyvan در انجمن تاثیر متقابل ورزش و روان
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: جمعه 21 فروردین 88, 10:57
  5. داستانی از عشق (داستان کوتاه)
    توسط هوشیار در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 شهریور 87, 17:12

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.