RE: کشمکش بین پدر و شوهر
عزیزم خسته نباشی.
راستش یکم به شوهرت حق بده. یه عالمه مشتاق دیدارت بوده و حالا...
در ضمن ببین الان همسر شما شما رو درست نمی شناسه. نه شما و نه خانواده شما و تنها بر اساس اعمالی که الان از شما می بینه قصاوت می کنه. همونجور که شما هم هنوز کامل همسرت رو نمی شناسی.
راستش شوهر منم اوایل ازدواج سوء تفاهم نسبت به خانواده من براش زیاد پیش میومد به خاطر اختلاف فرهنگی ای که داشتیم. ولی من اصلا به روی خودم نمی اوردم. سعی کردم با اعمالم بهش ثابت کنم که اون شخص اول زندگیمه و تنها کسی که تو زندگی من می تونه تصمیم بگیره خودمم. اگرچه احترام به خانواده خودم و خودش رو همیشه نگه داشتم.
از اون طرفم خانوادم خیلی پشت سر شوهرم بهم می گفتن این به دردت نمی خوره. اما من از این گوش می شنیدم از اون گوش در می کردم.البته خیلی سخت بود. اگرچه تو خیلی از موارد درست می گفتن اما اونموقع وقت اون حرفها نبود. اون حرفها وقتش قبل از اینکه من با این اقا ازدواج کنم بود. در واقع اونا باید به من بعد از عقد یاد می دادن که چه سیاستی داشته باشم تا مشکلات با شوهرم رو حل کنم نه اینکه کلا صورت مساله رو پاک کنم.
البته اون این حرفهایی که الان می زنه از روی عصصبانیته. زیاد باورش نکن. با رفتار درست خودت حل می شه.
قرار شد وارد بازی اونا نشی دختر . پس چی شد؟ دوباره حرف اینور رو به اونور بردی.
سعی کن این دو روز که اون اونجاست بهتون خیلی خوش بگذره. به نظر من نمی دونم چقدر حرفم درسته بذار اگر پدرت می خواد با همسرت حرف بزنه یا برعکس خودشون مستقیم با هم تماس بگیرن. شما واسطه نشو . اجازه نده از شما به عنوان واسطه استفاده کنن. تصمیم بگیر و روش وایسا. البته در عین اینکه به همه احترام می گذاری و هیچ کس رو حذف نمی کنی.
موفق باشی.
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
علاقه مندی ها (Bookmarks)