سلام مریم جان من از اینکه از اول توی زندگی شما چه اتفاقی افتاده خبر ندارم ولی معتقدم مدیریت روابط خانوادگی بعهده زن خونست اول اینکه به هیچ عنوان به هیچ عنوان نباید مسائل زندگیتون رو به کسی بگید نه پدر مادر خودت نه پدر مادر شوهرت شما ها که ازدواج کردید یعنی اینقدر عاقل شدید که مسائل خودتون رو حل کنید گفتن به خانواده هیچ وقت سودی نداره فقط دخالتها رو بیشتر می کنه و حرمت ها رو از بین می بره اشکال دومت این بوده که وقتی گفته بمون خونه بابات قبول کردی شما ازداج کردی و خانه شما همانجاست و تحت هیچ شرایطی کسی نمی تونه شما رو از خونت بیرون کنه من فکر می کنم شوهرت می خواسته امتحانت کنه ببینه چقدر دوستش داری و برای حفظ زندگیت چقدر تلاش می کنیکه متاسفانه جواب خوبی نگرفته حالا هم راهش اینه که غرورت کنار بگذار ی و بهش بگی که فکرات کردی و از رفتارت پشیمونی و از این به بعد هیچ کدومتون در مورد مسئلتون با هیچ کس صحبت نکنین این رو بدون مردها همشون مثل کودکی هستند که هیچ وقت از محبت سیر نمی شند اگر می خواهی یه زندگی خوب داشته باشی شوهرت عاشقانه دوست داشته باش وشرایطش رو بیشتر درکن و هیچ وقت خودت جای اون نگذار چون اون مریخیه و تو ونوسی فقط دوسش داشته باش و سعی کنین تو زندگی لباس همدیگه باشید مطمئنباش حتما جواب می گیری ما هم برات دعا میکنیم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)