در ابتدا بسیار خوشحالم که اینقدر زود دوستانی پیدا کردم که با راهنمایی هاشون این احساس به آدم می دن که تنها نیستی
نگار عزیز همسرم به شدت درون گراست و من تو این 2سال و خرده ای زندگی به درستی حتی نمی دونم که چی دوست داره . تو محل کارش چی می گذره .بارها خواستم کاری کنم که مکنونات قلبیش بیان کنه منو سنگ صبور خودش بدونه اما انگار زبان و قلبش به یک قفل محکم وصل شده .
رابطه مون بد نیست اگرچه متاسفانه هر وقت خانواده اش زنگ بزنن یا بیان خونه ما یا ما بیرم خونه انها بین ما اختلاف می اندازن چون مادر همسرم زبان بسیار نیش داری داره و به شیوه بسیار بدی من رو مورد تهاجم قرار و آزار می ده و اکثرا وقتی همسرم این نیست این کار می کنه تا بعدا اگه من حرفی زدم با مظلوم نمایی منکر بشه .
قبل از ازدواج من شاغل بودم و طی صحبتی که با همسرم داشتیم به توافق رسیدیم که اگه من می خوام کار کنم و اگر نمی خوان نه -چند ماه بعد ازدواج هم کار می کردم خواستم 1 مدت کوتاه استراحت کنم ولیمتاسفانه این مدت کوتاه همیشگی شد . دیگه همسرم نمی ذاره برم سرکار همش استدلالش اینه که ما که نیاز مالی نداریم اصلا قانع نمیشه که نه به خاطر پول بلکه کار کردن منو از نظر ذهنی و روحی اغنا می کنه البته به ادامه تحصیل من کاری نداره و سخت گیری دیگه ای هم نداره
درباره رابطه خانواده من با ما- ببینم عزیزم خانواده من افرادی بسیار مبادی آدابن و تا حالا نشده اگه دلخوری هم باشه مادر یا پدرم پای داماد یا عروسشون رو وسط بکششن و اونا رو مقصر بدونن بلکه به من یا برادرم گلایه می کنن . بارها مادرم گفته و تو عمل هم به عینه می بینیم که خانم برادرم رو مورد محبت و حمایتش قرار میده (گاها خیلی بیشتر از من که دخترشم )و عقیده داره وقتی 1 دختر به خانواده ما وارد میشه با 1000 امید و آرزو می یاد و نبیاد امیدش تبدیل به یاس بشه
اما مادرهمسر من همیشه منو مقصر همه رفتارهای همه کس می دونه یعنی اگه بره سوپرمارکت و مسیول اونجا باهاش بد رفتاری کنه باز زنگ می زنه خونه ما اوقات ما رو تلخ می کنه بارها به همسرم گفتم من دوست ندارم مادرت زیر فرش و داخل کابینت منو بازرسی کنه - بارها گفتم از نصیحت های بیهوده اش خسته شدم اون تو یک فازه و من تو یک فاز همون طور که من علی رغم اینکه با بسیاری از نظرات اون مخالفم اما احترام می ذارم متقابلا اون هم باید این طور باشه اما نیست
درباره اون اس ام اس هم از همسرم توضیح خواستم . بماند که اول کلی حق به جانب شد و بعد گفت سیم کارت مال یکی از همکارانم بود (البته واقعا درست می گفت) و این خانم با همکار م دوسته و خیلی متاسفم بگم که همکار همسرم هم یک مرد متاهله .ومی گفت دایورت کرده بود رو گوشی من که باهاش حرف بزنه صرفا جهت تفریح . خلاصه کلی پراکنده گویی کرد و گفتم چرا تو جواب اس ام اس خانم می دادی و در هرحال یک جورایی به قولی منو پیچوند و گفت من به قولی که رو قرآن دادم پایبندم . نمی دونم کار درستی کردم که پی این قضیه رو نگرفتم یا نه چون واقعا اعصابش نداشتم و ندارم
دوستان من متاسفانه 2 تا مشکل دارم و اگه می تونید منو راهنمایی کنید .
اول اینکه تو شرایط اصلا نمی تونم جواب توهین های که مادرشوهرم با خونسردی نثار ما می کنه و رفتارهای فوق العاده بی ادبانه اش رو بدم و بعدا خودخوری می کنم
و دیگه اینکه جدیدا اینقدر ظرفیتم پرشده که تا کمی بحثمون میشه یا بغض می کنم و می خوام بترکم و قلبم درد می گیره یا می خوام بذارم از خونه برم چون احساس می کنم اگه بمونم تو خونه سکته می کنم نمی دونم باید چه کنم
از طرفی هم به علت مشکلی که همسرم داره نمی تونیم فعلا بچه دار بشیم آینده رو نیم دونم و این اثر بدی روی من گذاشته چون به شدت عاشق بچه هستم و هیچ وقت دوست نداشتم همسرم احساس گناه کنه که نمی تونه منو مادر کنه
نگار جان فراموش کردم جواب این سوالت بدم : " گفتی چقدر بهم وقت می گذردنید:" بهتره بگم تقریبا خیچی . چون همسرمن صبح 1 ربع به 6 می ره و حتی 1 صبحانه باهم نمیخوریم و8شب می یاد . محل کارش بسیار از تهران دوره و طبیعتا وقتی می اد اصلا نه حوصله داره نه اعصاب و 11 هممی خواد بخوابه . 5 شنبه ها هم اضافه کاری می ره بارها ازش خواستم حداقل 5شنبه به خودش استراحت بده تا 1 برنامه ای بچینیم جایی بریم تفریح ی ... اما اکثرا یان کار نمی کنه جمعه هم همش شا خوابه یا پای کامپیوتر یا تلویزیون - حتی اگه بخواد یک دکتر بره شاید 6ماه طول بده تا بره و این کارهاش هم به شدت منو عصبی می کنه
اهل رفت و آمد اصلا نیست و من تو این 2 سال از خیلی از فامیل و آَشناهم دور شدم و بریدم و اگر تو ماه 3 باربخوام خونه پدرمادرم شام بریم خجالت می کشه و نمی یاد و اگه شرایطی باشه که بیرم مسافرت خونه کسی و بخوایم شب بخوایم که کلی قبل رفتن اعصاب منو خرد می کنه .
تو این 2سال هم هربار مسافرت رفتیم ببخشید به کاممون زهرشد و نذاشته 1 ذره بهم خوش بگذره مخصوصا اگه با کسی همسفر شیم منم برای حفظ آبرومون ترجیح می دم یا جایی نریم یا تنها بریم









علاقه مندی ها (Bookmarks)