سلام عزیزراستش رو بخواهید میترسم به این زودی ها برم پیشش
دارم همه چیز رو از اول میسازم
حیفه که خراب بشه
بهتر نیست که یکمی صبر کنم بعدا برم پیشش
فکر کنم که بزودی خودش بهم بگه که میخواهد من رو ببینه
من قصد ندارم که هر کلمه ای که شما یا بچه ها میگن رو تجزیه تحلیل کنم و اینطوری باعث آزار فکری برای شما بشوم اما بهتر هست که مجددا در این مرحله به خودتون استراحتی بدهی و یه نگاهی به اطراف خود بی اندازی .
نگاه کن ببین امروز در چه مرحله ای هستی ؟ مرحله ای که از ترس مهریه و دادگاه و وکیل و من دیگه نمیخوامش و نظرم برگشته و این صحبت ها رسیده ای به نقطه به اسم میخواهم بسازم .
این میخواهم بسازم ؛ یعنی اول باید خودت قشنگ ورزیده بشوی و بتوانی فکر کنی و در لحظه تصمیم بگیری .
درسته که امروز شما داری راهکار چگونه برخورد کردن را اجرا میکنی ولی این دلیل بر اینکه داری یاد میگیریش نیست.
هنوز در کلمه کلمه شما میشه حس کرد که تکیه کردی به دیوار یکی و داری حرکت میکنی .
ابتدا دیوار شما تالار همدردی بود و یواش یواش به انتخاب فرد اقدام کردید و امروز اون دیوار صحبت های sci هست .
اگر از این لحظه آقای sci ننویسد شما چه میکنید ؟
مطلب دیگه ای که مشاهده میشه تایید گرفتن شما می باشد . اگر همین الان همه کارهای شما مورد قبول نباشه چه میکنی ؟
اما همه اینها یک طرف ، محکم نبستن کمربندتان یک طرف
شما شرایط رو دارید محیا میکنید این زندگی را دارید دوباره جوش میدهید در صورتی که افراد همون افراد هستند .
از این دو نفر حداقل یکیتون باید یاد گیری تون رو بیشتر کرده باشید : چرا ؟
نگاهی به جنبه های دیگر زندگی شما نشون خواهد داد که منظور بنده چه چیزی هست :
خانم شما فاز مشکل شما رو از مرحله دو نفر به مرحله خانوادگی کشونده . البته حتی اگر برای بقیه هیچ گونه مشکلی نباشه سازش شما دو نفر ، برای خانم شما جنبه دیگران خیلی مهم هست . یعنی براش مهم هست وقتی که دیگران متلک بندازن و او از موضع خودش کوتاه اومده باشه براش سخت هست . پس یه مرحله اینجا شما باید اماده باشی که یک دوره بحران رو بگذرونی .
مرحله بعدی وقتی هست که مجبور هست خواسته خودش مثلا دو ماه ندیدنت رو لغو کنه و به دیدنت بیاد یا به دیدنش بری و خواسته خودش باعث آزارش بشه اون وقت دوباره باید یک بحران رو بگذرونی .
مرحله دیگه مثلا : سر و صدای خانواده ها در خواهد آمد که کجاست و چرا نمیاد ؟ خب باید دفاع کند و دفاع کنی از این شرط و شروط ! این هم خودش یه بحرانی داره که باید مدیریت بشه .
نیازهای خانمت و خودت دست به شورش میزنند و اعتراض میکنند ! اون موقع باید مدیریت بحران کنی .
اطرافیان کلی راهنمایی های عجیب غریب میکنند باید مدیریت بحران کنی .
اما با کدوم دانستنی ؟ همش میخوای بیای بپرسی ؟ بعد بری انجام بدی ؟
امید وارم که از نوشته های من هیچ کسی ناراحت نشه ولی باید بدونی که تا فرصت هست خودت رو بساز و بعد یواش یواش خودش با تغییر تو جوش میخوره . نیازی نیست هم پای خودت خانمت رو هم در این مسیر قرار بدی تا فشار این مسیر هر دوتون رو از پا در بیاره . یکی یاد بگیره به دیگری در عمل یاد بده . والسلام .
البته باز هم منظورم این نیست که ولش کنی به امان خدا ولی تا حرف از دهنش در میاد رو هوا بگیر : دو ماه ندیدنش فوق العاده فرصت خوبی هست برای هر دوتون .
----------
نکته ریز : به نظر من شما وارد سه تا زندگی شدی : یکی زندگی خودت و خانمت ، زندگی خانمت با خودت ، زندگی خانمت با گذشته اش .
برای همین مدیریت این سه زندگی خیلی هنر میخواد که تا اینجاش رو خیلی خوب اومدی . انشالله من بعد هم موفق باشید . یاعلی








علاقه مندی ها (Bookmarks)