سلام،
باشه نمی پرسم چرا. ولی این حرف های شما کمی این احساس رو به من می ده که شما زیادی نگران اطرافیان هستی و شاید احساس می کنی اگر جواب نه بشنوی جلوی بقیه کم آوردی و از این جور فکرها که اصلاً درست نیستند.کلا از همه نظر همچی اوکی ولی من میترسم لز اینکه باش در این مورد حرف بزنم
دلیلشم اینه که شرایط و رابطمون جوریه که اگه بگه نه همچی بهم میریزه (دوستامو-اکیپو اینا...).
یه چیز دیگم هس ... من حس میکنم همش که اون منو نمی خواد
اینم میدونم که دو نفر دیگم هستن که همین شرایط منو دارن با اون...
...
اگه نه بگه باید قید خودشو دوستامو کلا بزنم نپرسین چرا...شخصیه..
این فکر ها رو نکن.2- رفتارش خوبه بام ولی نمیدونم چرا با من خشک تر از بقیه دوستامه ازم خجالت میکشه فکر میکنم زیاد ازم خوشش نمیاد
تفاوتتون در چه حد است؟ به این مسائل خیلی دقت کن.3-از نظر فرهنگی خونواهامون یکم فرق دارن
شما تا به حال راجع به ازدواج با خانواده صحبت کردی؟
موافق ازدواج شما هستند؟
آمادگی ازدواج داری؟
راجع به معیارهایت برای انتخاب همسر فکر کردی؟
می توانی از این تاپیک کمک بگیری.
به نظر من اول با پدر و مادر یک صحبت بکن در این رابطه که چنین دختری هست.
قضیه رو با اونها هماهنگ کن.
بعد با دختر خانم سر فرصت یک صحبت کوتاه بکن و بگو که علاقه مند هستی با او بیشتر آشنا بشی و می خواهی به صورت رسمی به خواستگاری بیای. شماره پدرش یا شماره خانه رو بگیر و بده به پدر مادرت تا با خانواده اش تماس بگیرند. البته بهتره که اول قضیه رو با او مطرح کنی، و به او بگویی که اول بره فکر کنه و با خانواده اش صحبت کنه. بهش فرصت بده تا فکر کنه.
اون وقت خیلی راحت می توانی در جلسه های آشنایی او را بشناسی.
هیچ کس از دوستان و بچه های کلاس رو هم با خبر نکنید تا هیچ مشکلی پیش نیاید.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)